پ

انتقال (Transference)

    انتقال[۱] به شیوه‌ای اشاره دارد که وقتی برای مدتی در حال درمان بوده‌ایم، شروع به بروز[۲] یا انتقال پویایی‌هایی بر رابطه‌ی درمانی می‌کنیم که از سرگذشت روانشناختی خود ما حاصل می‌شود. برای مثال، ممکن است اعتقاد پیدا کنیم که درمانگر ضعیف یا ناتوان است، یا زندگی زناشویی بسیار شادی (یا بسیار ناراحت) دارد […]

 

 

انتقال[۱] به شیوه‌ای اشاره دارد که وقتی برای مدتی در حال درمان بوده‌ایم، شروع به بروز[۲] یا انتقال پویایی‌هایی بر رابطه‌ی درمانی می‌کنیم که از سرگذشت روانشناختی خود ما حاصل می‌شود. برای مثال، ممکن است اعتقاد پیدا کنیم که درمانگر ضعیف یا ناتوان است، یا زندگی زناشویی بسیار شادی (یا بسیار ناراحت) دارد یا پرافاده است یا آشکارا ما را تحسین می‌کند یا به طور سیستماتیکی خصومت می‌ورزد –که احتمالاً هر کدام از آن‌ها رابطه‌ی اندکی با زندگی واقعی یا افکار درمانگر دارد، درمانگری که در موردش نباید تقریباً هیچ چیز‌ بدانیم. درمان به جای تلاش برای از بین بردن این فانتزی‌ها، از آن‌ها استفاده می‌کند. درمانگر اشاره خواهد کرد که کجا مستعد هستیم به او نگرش‌ها یا دیدگاه‌هایی را نسبت دهیم که در واقع مال او نیست -و به این طریق، رابطه‌ی درمانی به عنوان وسیله‌ای منحصر به فرد برای یادگیری در مورد گرایش‌های هیجانی ادراکناپذیرتر ما استفاده خواهد شد. درمانگر (با مهربانی) خاطرنشان خواهد کرد که ما چنان واکنش نشان می‌دهیم گویا مورد حمله واقع شده‌ایم، در حالی که فقط از ما سؤالی پرسیده شده‌ است؛ یا درمانگر‌ها ممکن است توجه ما را به این امر جلب کنند که چقدر به سهولت می‌خواهیم به آن‌ها چیزهایی تأثیرگذار و اغواکننده در مورد امور مالی خود بگوییم (با وجود این، آن‌ها به هر حال ما را دوست دارند) یا چطور است که ما در موافقت با آن‌ها شتاب می‌ورزیم وقتی آن‌ها فقط دارند ایده‌ای را امتحان می‌کنند که خودشان خیلی از آن مطمئن نیستند.

رابطه با درمانگر به الگویی بدل می‌شود که متوجه شویم چگونه روابطی را با دیگران شکل دهیم که عاری از تدابیر و مفروضات پس‌زمینه‌ای باشد که از دوران کودکی درون خودمان حمل می‌کنیم و می‌توانند در حال حاضر چنین اندوهبار مانع ما شوند.

 

[۱]  Transference

[۲]  Play out

منبع
The School Of Life
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید