پ

روابط سه‌گانه | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون

  درس‌نوشتارهای بیون: (بهتر است درس‌نوشتارها را به ترتیب مطالعه کنید) ۱) ویلفرد بیون کیست؟ | زندگینامه و کارهای علمی ۲) تابع آلفا | مفاهیم نظری روانکاوی ویلفرد بیون ۳) یادگیری از تجربه | مفاهیم نظری روانکاوی ویلفرد بیون ۴) ظرف و مظروف | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون ۵) حمله به پیوندها | مبانی نظری […]

 

درس‌نوشتارهای بیون: (بهتر است درس‌نوشتارها را به ترتیب مطالعه کنید)

۱) ویلفرد بیون کیست؟ | زندگینامه و کارهای علمی

۲) تابع آلفا | مفاهیم نظری روانکاوی ویلفرد بیون

۳) یادگیری از تجربه | مفاهیم نظری روانکاوی ویلفرد بیون

۴) ظرف و مظروف | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون

۵) حمله به پیوندها | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون

۶) پیوندهای عشق، نفرت و دانش | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون

۷) روابط سه‌گانه | مبانی نظری روانکاوی ویلفرد بیون

روابط سه‌گانه

 

ویلفرد بیون در کتاب توجه و تفسیر[۱] (۱۹۷۰)، مطالعه‌ای موازی را در مورد روابط میان پیرو[۲] و گروه، بین ظرف و مظروف، و میان ایده‌ای جدید و فضای روانی که ایده در آن به ظهور می‌رسد، انجام داد. او از مدل روابط یکسانی برای توصیف این سه موقعیت با سه نوع رابطه استفاده کرد: همسفره[۳]، همزی[۴]، و انگل[۵].

 

بیون از رابطه‌ی پیرو با گروه به عنوان تخته‌ی پرشی برای بسط و گسترش‌های خود استفاده می‌کند. پیرو که بیون همچنین او را نابغه یا مسیح می‌نامد، فردی است که ایده‌های جدید را برای گروه به ارمغان می‌آورد. او با تشکیلات مقرر، که نقش آن حفظ انسجام و ثبات گروه است، مخالفت می‌کند. پیرو و تشکیلات به یک‌دیگر نیاز دارند. تشکیلات با حفظ ثبات گروه، ظهور پیرو را ممکن می‌سازد که توسط گروهی به وجود می‌آید که پیرو به آن حیات (روانی، معنوی یا علمی) می‌بخشد؛ پیرو به گروه و بنابراین تشکیلات نیاز دارد، تا ایده‌های جدید را به بیشترین شمار افراد معرفی کند، برای مزایای فیزیک نیوتون یا روانکاوی فروید.

 

اما گروه و پیرو با هم روابطی را حفظ می‌کنند که گرچه شامل مایه‌ای از خلاقیت می‌شوند، همچنین دال بر مایه‌ای از ویران‌گری نیز هستند. ایده‌ی جدیدی که توسط پیرو معرفی می‌شود، همیشه وجود گروه یا یکی از زیر گروه‌های آن را تهدید می‌کند.

 

تعریف روابط سه‌گانه‌ی بیون

 

این‌ها تعاریفی هستند که بیون از سه نوع رابطه‌ای که توصیف می‌کند می‌دهد:

 

«منظور من از «همسفرگی»، رابطه‌ای است که در آن دو ابژه با «سومی» به نفع هر سه شریک می‌شوند.

مراد من از «همزیستی»، رابطه‌ای است که در آن یک نفر به دیگری برای مزیت متقابل وابسته است.

منظور من از «انگل‌وار»، بازنمایی رابطه‌ای است که در آن یکی برای تولید سومی به دیگری وابسته است، که هر سه را نابود می‌کند» (ص. ۹۵).

 

در رابطه‌ی همسفرگی، همزیستی در هر طرف رابطه وجود دارد به طوری که هر یک برای دیگری بی‌آزار است. در رابطه‌ی همزیستی، «یک مقابله وجود دارد که به رشد-تولید منجر می‌شود» (ص. ۷۸). در رابطه‌ی انگلی، محصول این اتحاد هر دو طرف مربوطه را از بین می‌برد؛ این رابطه با حسادت مشخص می‌شود که «نمی‌توان به شکل رضایت‌بخشی به یک یا طرف دیگر نسبت داد؛ در واقع تابع رابطه است» (ص. ۷۸).

 

بیون مثال‌های مختلفی از این سه نوع رابطه ارائه می‌دهد، که گاهی‌اوقات از روابط پیرو و گروه، و گاهی‌اوقات از روابط ظرف با نماد ♂ و مظروف با نماد ♀ استخراج کرده است: او می‌نویسد: «ظرف با دهان یا واژن بازنمایی می‌شود، مظروف با پستان یا آلت تناسلی مردانه» (ص. ۹۵).

 

او روابط انگلی، همزیستی و همسفرگی را با مثال مردی نشان می‌دهد که می‌خواهد ناراحتی خود را بیان کند، اما غرق در هیجان شده است. او به لکنت می‌افتد و پرت و پلا می‌گوید: «چنین شکستی از یک رابطه‌ی «انگلی» میان ماده‌ی مظروف (یا در عوض، نامظروف) و گفتاری که برای دربرگرفتن آن طراحی شده است ناشی می‌شود: «ظرف» و «مظروف» یک «ابژه» سوم -عدم انسجام- را تولید کرده‌اند که بیان و وسیله‌ی بیان را غیرممکن می‌سازد.

 

تا جایی که این اپیزود خیالی به رشد قدرت‌های بیان و شخصیتی که می‌کوشید خودش را بیان کند منجر شود، این رابطه را می‌توان به عنوان همزیستی توصیف کرد. «همسفرگی» با فرض این‌که این اپیزود در عصر و جامعه‌ای اتفاق افتاده باشد (مانند انگلستان در دوران الیزابت) که زبان به نقطه‌ای از رشد رسیده است که انسان عادی الهام می‌گرفت تا به خوبی از آن سخن براند: آن‌چه که باید بیان می‌شد و وسیله‌ها برای بیان آن، از فرهنگی که به آن تعلق داشتند سود می‌بردند» (ص. ۹۶).

 

[۱] Attention and Interpretation

[۲] the mystic

[۳] commensal

[۴] symbioti

[۵] parasitic

کلینیک روانکاوی

دیدگاه کاربران ۲ دیدگاه
  • داود بیات ۲۶ مرداد ۱۳۹۸ / ۲۳:۵۹
    0 0

    سلام و وقت بخیر، تشکر بابت ارائه ترجمه مطالب.
    دو نکته؛ یکی این که ترجمه مطالب بیون گاه جالب نیست و نیاز به دقت بیشتر داره؛ و دیگر این که کتابی که ازش ترجمه کردید (دیکشنری بین المللی روانکاوی) یکم جزئی پرداخته به ترم ها. دو تا دیکشنری بیونی خوب وجود دارن در حال حاضر؛ لنگویج او بیون؛ و دیکشنری آو ورک آو بیون. به نظرم پیش از ترجمه ببینید که اون ترم رو کدوم دیکشنری بهتر توضیح داده و بعد اقدام کنید.
    به هرصورت، چون این کار شما غیرانتفاعی هست همین سطح کار فعلیتون هم عالی و ستودنیه، ولی خب طبع کمالگرای من ملزمم کرد که این رو پیشنهاد بدم. ایام به کام.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید