پ

گوگل کردن اطلاعات مراجع؛ چالش‌ها و مخاطرات

  گوگل کردن اطلاعات مراجع   آقای «الف» درمانگری که آفیس شخصی دارد، بعد از ظهر روز شنبه بعد از اتمام جلساتش، از دفترش خارج می‌شود و به سمت وسط شهر می‌رود. او قصد دارد یک سری اطلاعات درباره‌ی یکی از مراجعانش به دست آورد. مراجعش کارمند میان‌رده‌ی یکی از شرکت‌های استارت‌آپی است. او ابتدا […]

 

گوگل کردن اطلاعات مراجع

 

آقای «الف» درمانگری که آفیس شخصی دارد، بعد از ظهر روز شنبه بعد از اتمام جلساتش، از دفترش خارج می‌شود و به سمت وسط شهر می‌رود. او قصد دارد یک سری اطلاعات درباره‌ی یکی از مراجعانش به دست آورد. مراجعش کارمند میان‌رده‌ی یکی از شرکت‌های استارت‌آپی است. او ابتدا از نگهبان شرکت در رابطه با مراجع‌اش پرس‌وجو می‌کند. سپس وارد ساختمان شرکت می‌شود، همه طبقات شرکت را ورانداز می‌کند، از پشتِ در واحدی که مراجع‌اش در آن مشغول به کار است، رفتارهای او را زیر نظر می‌گیرد. او کنجکاو است بداند که مراجع‌اش با چه کسی گرم می‌گیرد، با چه کسی سرد است، مشتاقانه کار می‌کند یا بی‌حوصله، کِی به سالن غذاخوری می‌رود و با چه کسی بیش از همه در حین صرف ناهار دم‌خور می‌شود.

 

هفته‌ی بعد، آقای الف اطلاعات محل زندگی و کودکی مراجع مورد نظر را از پرونده استخراج می‌کند و شال و کلاه می‌کند به سمت محل زندگی او. آقای الف می‌خواهد سر در بیاورد که مراجع‌اش در چه محله‌ای، و با چه بافت فرهنگی و اقتصادی بزرگ شده است. او همچنین امیدوار است که اطلاعاتی از خانواده‌ی مراجعش به دست آورد و اگر شد دورادور والدین او را هم ببیند. آقای الف، با وجودی که درمانگر است ولی میل سیری‌ناپذیری برای کندوکاو در زندگی شخصی مراجعانش دارد. او در واقع یک کارآگاه است.

احتمالاً شما هم چه به عنوان یک درمانگر و چه به عنوان یک شهروندی که ممکن است روزی از یک درمانگر یاری بگیرد، با رفتارها و کنجکاوی‌های آقای الف موافق نیستید. پر واضح است که چنین کنجکاوی‌هایی ورود به محدوده‌ی شخصی افراد است، محدوده‌ای که به احتمال قریب به یقین مراجع مذکور تمایلی به آن ندارد و چه بسا برای او عمیقاً آزاردهنده باشد.

 

ما موضع کاملاً مشخصی درباره‌ی رفتارهای آقای الف به عنوان یک درمانگر (فرضی) داریم و آن را تقبیح می‌کنیم و به راحتی با آن مخالفت می‌کنیم، اما پای حریم خصوصی در فضای مجازی که می‌رسد، احتمالاً کمی سهل‌انگارانه‌تر عمل می‌کنیم. گوگل کردن اطلاعات مراجع یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی مراجع، دقیقاً همان کاری است که آقای الف در فضای حقیقی انجام می‌دهد.

 

به این موقعیت توجه کنید:

 

آقای «الف» درمانگری که آفیس شخصی دارد، بعد از ظهر روز شنبه بعد از اتمام جلساتش، پشت میز کارش می‌نشیند و در بخش جست‌و‌جوی گوگل، نام شرکتی را وارد می‌کند که یکی از مراجعان‌اش، کارمندی میان‌رده در آن‌جاست. او کنجکاو است که اطلاعاتی درباره‌ی شرکت، کارمندان آن، آدرس شرکت و اطلاعاتی درباره‌ی سهام شرکت و حقوق‌هایی که به کارمندان می‌دهد به دست آورد. سپس او وارد اکانت توییترش می‌شود و آیدی مراجعش را در آن جست‌و‌جو می‌کند و مدتی مشغول خواندن توییت‌های او، ریپلای‌هایی که به دیگران داده و گروهی که با آن‌ها دم‌خور است می‌شود.

 

هفته‌ی بعد، بعد از اتمام جلسات، سری به صفحه‌ی اینستاگرام مراجعش می‌زند، او کنجکاو است نزدیکان یا احیاناً والدین مراجعش را ببیند و چک کند که چیزهایی که در اتاق درمان می‌شنود چقدر با واقعیت بیرونی ماجرا منطبق است. آقای الف، با وجودی که درمانگر است ولی میل سیری‌ناپذیری برای کندوکاو در زندگی شخصی مراجعانش دارد. او در واقع یک کارآگاه است.

 

گوگل کردن اطلاعات مراجعین آیا اصلاً رایج است؟

 

به احتمال زیاد بله. در یک نظرسنجی آزمایشی که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا صورت گرفته است، قریب به ۸۰ درصد پزشکانی که مورد آزمون قرار گرفته بودند، اذعان داشته‌اند که اطلاعات مراجعان‌شان را گوگل کرده‌اند. بهانه‌ی غالب آنهایی که اقدام به گوگل کردن اطلاعات بیمارشان کرده بودند؛ «کنجکاوی» بوده است. این در حالی است که «مراقبت از بیمار» در رده‌ی دوم دلایل گوگلینگ[۱] در این گروه بوده است. اما دلایل دیگری که آنها به آن اشاره کرده‌اند جالب توجه هستند. به نمونه‌هایی از آن توجه کنید: «چک کردن اینکه آیا بیماری که حضورش را در جلسات قطع کرده زنده است یا نه»، «چک کردن میزان صداقت بیمار»، «چک کردن میزان قابلیت اعتماد به گزارش‌هایی که بیمار می‌دهد»، و «چک کردن سوءپیشینه‌ی بیمار».

 

واقعیت درونی یا واقعیت بیرون؟

 

یکی از مهمترین مسائلی که در تاریخ روانکاوی روی آن تاکید شده است، توجه به واقعیت درون‌روانی[۲] آنالیزان است، فارغ از اینکه این واقعیت درون روانی چقدر می‌تواند با واقعیت بیرونی[۳] منطبق باشد. در واقع توجه به واقعیت درون روانی مراجعین، این کمک را به درمانگر می‌کند که به دنیایی که مراجع در آن زندگی می‌کند وارد شود و فهم او به دریافت مراجعش از دنیای بیرون نزدیک شود. در واقع پرداختن به این واقعیت درون روانی است که روانکاوی را به پیش می‌برد.

 

جست‌وجوی اطلاعات مراجعین در فضای آنلاین، در واقع پیگیری کردن واقعیت بیرونی است که لزوماً ارتباطی به حال و احوال مراجع ندارد، چراکه آن‌چه ما از سازوکار روان انسان‌ها می‌دانیم این است که آنها ضرورتاً با واقعیت درون روانی‌شان با دنیای بیرون ارتباط برقرار می‌کنند. در واقع تصویری که مراجعین غالباً از دنیای بیرون می‌سازند، در بیشتر مواقع فرافکنی محتویات درون روانی روی دنیای بیرون است.

 

از این‌رو، گوگل کردن اطلاعات مراجعین یا کندوکاو در شبکه‌های اجتماعی آن‌ها، نزدیک شدن به فضایی است که مراجع نسبت به آن غریبه است، چراکه آن فضا از دید درمانگر به آن شکل است که می‌بیند نه از دید مراجع. چنین فضایی، ارتباط درمانی را به مخاطره می‌اندازد و اعتماد طرفین را مخدوش می‌کند.

 

مفهوم جستجوی معطوف به بیمار

 

«جستجوی معطوف به بیمار[۴]» مفهومی است که پس از رشد اینترنت، بحث‌های مختلفی پیرامون آن شکل گرفته است. گلن گابارد[۵]، شاخص‌ترین روانکاوی است که روی مرزهای روانکاوی و به ویژه مرزهای روانکاوی در عصر اینترنت نظرورزی کرده است. او معتقد است که چارچوب درمانی کنونی توازن مناسبی بین حریم درمانگر و حریم مراجع ایجاد نمی‌کند. چارچوب‌های درمانی غالباً در مورد مسائل بیمار است و کمتر شامل مسائلی می‌شوند که درمانگر با آن‌ها درگیر است.

 

مرزهای حرفه‌ای، نقش تعیین کننده‌ای در کار روانکاوی دارند. به واقع این مرزهای حرفه‌ای هستند که معماری چارچوب‌های درمانی را می‌سازند. از جمله می‌توان به نقش حرفه‌ای، مکان و فضای روانکاوی، معاملات تجاری، زبان، محرمانگی، خودافشایی بیش از حد، زمان، پول، هدایا، لباس، ارتباط جنسی و تماس فیزیکی اشاره کرد. اما تکلیف این مرزها و چارچوب‌ها در دنیای پسااینترنت چگونه خواهد بود؟

 

کمیته‌ی اخلاق  APA در نوامبر سال ۲۰۱۶ بیانیه‌ای را منتشر کرد که در آن به حفظ حریم خصوصی درمانگران و مراجعان در فضای اینترنت پرداخته بود. بخشی از بیانیه‌ی مذکور به این شرح است: «درمانگران بایستی در حفظ مرزهای حرفه‌ای در فضای اینترنت مسئولیت‌پذیر باشند. آن‌ها بایستی نسبت به جدایی بین حریم شخصی و حریم حرفه‌ای در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی آگاه باشند».

 

گلن گابارد اما پاسخ سرراستی برای این سوال دارد. او می‌گوید: «مرزها در فضای اینترنت به همان سیاق است که در فضای معمول روزمره». به یک معنا، مرزهای درمانی در دنیای پسااینترنت به همان سیاق است که در دنیای پیشااینترنت بود.

 

مخاطرات گوگل کردن اطلاعات مراجع

 

گوگل کردن اطلاعات بیماران مخاطراتی نیز به همراه دارد. از آن جمله می‌توان به این اشاره کرد که در گوگل کردن شما اطلاعاتی به دست می‌آورید که برای بیمار محرمانه بوده و علاقه‌ای به بازگویی آن پیش شما نداشته است. همچنین در گوگل کردن ممکن است اطلاعاتی به دست آید که به طور کامل صحیح نیستند. چنین مواردی می‌توانند در قضاوت بالینی درمانگر اثرگذار باشند و نیز رابطه‌ی درمانی را مخدوش کنند.

 

گلن گابارد می‌گوید: «بیماران این حق را دارند که مسائلی را خصوصی نگه دارند و به درمانگر نگویند، حتی اگر اطلاعات این مسائل در فضای اینترنت وجود داشته باشد. او می‌گوید در رواندرمانی اجبار وجود ندارد و بنابراین تمام اطلاعات مراجع می‌تواند برای او محرمانه باقی بماند».

 

پاول اپِلبام[۶]، رئیس سابق انجمن روانپزشکی آمریکا، مخاطراتی که گوگل کردن اطلاعات مراجعین به بار می‌آورد را در ۵ حوزه شرح می‌دهد و از درمانگران می‌خواهد پیش از تلاش برای یافتن اطلاعات مراجعین از فضای اینترنت، به این موارد دقت داشته باشند: ۱) صحت و سقم اطلاعات آنلاین، ۲) اثربخشی فهمیدن این اطلاعات در رواند بالینی مراجعان، ۳) کارایی زمان و تلاشی که درمانگران برای یافتن این اطلاعات از فضای آنلاین می‌کند، ۴) به مخاطره افتادن حریم خصوصی مراجع، و ۵) ملاحظات مربوط به مرزهای درمانی.

 

اپلبام به این اشاره دارد که مراجعان این حق را دارند که نخواهند فنوتایپ دیجیتالی خود را با درمانگر به اشتراک بگذارند (فنوتایپ دیجیتالی شامل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها و نظراتی که در بلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها از خود به جا می‌گذارد است).

 

سهولت در دسترسی یا مسائل شخصی درمانگر؟

 

سوال آخر این است که آیا مسئله‌ی گوگل کردن اطلاعات مراجعان، فقط سهولت دسترسی است یا موارد دیگری می‌توان برای آن یافت؟ احتمالاً رویکردهای مختلف روانکاوی پاسخ‌های مشابه یا گاهاً متفاوتی به این سوال خواهند داد. برای مثال احتمالاً یک روانکاو کلاینی آن را به ابهام اتاق خواب والدین نسبت خواهد و به این اشاره خواهد کرد که درمانگر مسئله‌ی خودش را با رازآلودگی اتاق والدین‌اش حل و فصل نکرده است. با این همه، پرداختن به چنین مواردی، خطر بزرگتری را به همراه دارد. روانکاوی غالباً تحلیل می‌دهد و تحلیل‌ها وقتی در فضای امن و خصوصی داده نشوند، دچار همان مسئله‌ای می‌شوند که این مقاله قصد دارد از ابتدا به آن بپردازد؛ حریم خصوصی. در چنین تحلیل‌هایی حریم خصوصی افراد زیر سوال می‌رود. اما پاسخ نهایی را اجازه دهید از زبان گلن گابارد بشنویم که می‌گوید: «سهولت دسترسی، توجیه مناسبی برای کنش‌ورزی طبق آن نیست».

 

این متن با عنوان «گوگل کردن اطلاعات مراجع؛ چالش‌ها و مخاطرات» توسط مهدی میناخانی نوشته شده و در تاریخ ۱۳۹۸/۰۴/۰۷ در مجله‌ی روانکاوی تداعی منتشر شده است.

 

[۱] Googling

[۲] psychic reality

[۳] external reality

[۴] Patient-targeted Googling

[۵] Glen O. Gabbard

[۶] Paul Appelbaum

کلینیک روانکاوی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید