پ

حمله به حقیقت | فروید و نظریه‌ی اغوا | آموزش روانکاوی

در سال ۱۹۸۴، دو سال پس از مرگ آنا فروید، دختر زیگموند فروید، «جفری ماسن» نویسنده‌ی آمریکایی که به نامه‌های فروید-فلیس دسترسی پیدا کرده بود کتابی را با عنوان «حمله به حقیقت» نوشت و در آن با موشکافیِ نامه‌های فروید به فلیس این موضوع را عنوان کرد که علت کنار گذاشتن تئوری اغوا توسط فروید، […]

تئوری اغوا
حمله به حقیقت

در سال ۱۹۸۴، دو سال پس از مرگ آنا فروید، دختر زیگموند فروید، «جفری ماسن» نویسنده‌ی آمریکایی که به نامه‌های فروید-فلیس دسترسی پیدا کرده بود کتابی را با عنوان «حمله به حقیقت» نوشت و در آن با موشکافیِ نامه‌های فروید به فلیس این موضوع را عنوان کرد که علت کنار گذاشتن تئوری اغوا توسط فروید، نه آن دلیل‌هایی که او برای آن می‌آورد، بلکه یک اشتباه پزشکی است که توسط «ویلهلم فلیس» صورت گرفته است. فروید طبق چیزی که به جامعه‌ی روانکاوی ارائه شده است، تئوری اغوا را زمانی کنار گذاشت که اعتراف کرد صحنه‌های جنسی که مراجعانش درباره‌ی تعرض جنسی والدین‌شان ارائه کرده بودند، نه برآمده از واقعیت بیرونی، بلکه برآمده از فانتزی‌های این مراجعان است. این در حالی است که جفری ماسن تلاش دارد با تشریح نامه‌نگاری‌های او با ویلهلم فلیس (که به نوعی درمانگر مکاتباتی فروید نیز محسوب می‌شود) نشان دهد که ماجرا به گونه‌ی دیگری بوده است. این نامه‌نگاری‌ها که بخشی از آن به تحلیل یکی از مراجعان مهم زیگموند فروید به نام «اِما اکشتاین» می‌پردازند، علل دیگری درباره‌ی کنار گذاشتن تئوری اغوا پیش روی ما می‌گذارد. جفری ماسن در این مقاله‌ی طولانی که در نشریه‌ی آتلانتیک در سال ۱۹۸۴ منتشر شده است، خلاصه‌ای از کتاب را ارائه می‌دهد و به‌واقع به تشریح این واقعیت می‌پردازد.

 

زیگموند فروید و ویلهلم فلیس
فروید و فلیس

او علاقمندی‌اش برای این موشکافی را چنین توصیف می‌کند:

«در حالی که مشغول خواندن مکاتبات و تهیه‌ی حاشیه‌نویسی‌ها برای مجلد اول مجموعه، نامه‌های فروید-فلیس، بودم متوجه چیزی شدم که به نظر می‌رسید الگوی حذف‌ها توسط آنا فروید در نسخه‌ی اصلی باشد. در نامه‌هایی که پس از سپتامبر سال ۱۸۹۷ نوشته شده بود (زمانی که ظاهراً فروید از نظریه‌ی «اغوا»ی خود دست کشیده بود)، تمام پرونده‌های مربوط به اغوای جنسی کودکان حذف شده بودند. علاوه بر این، هر اشاره‌ای به اِما اکشتاین[۱]، بیمار اولیه‌ی فروید و فلیس که به نظر می‌رسید به طریقی با نظریه‌ی اغوا در ارتباط باشد حذف شده بود. به طور اخص بخشی از یک نامه که در دسامبر ۱۸۹۷ نوشته شده بود توجه من را جلب کرد.

 

من از آنا فروید پرسیدم که چرا این بخش را از نامه حذف کرده است. او گفت که دیگر نمی‌داند چرا. وقتی نامه‌ای منتشر نشده از فروید به اِما اکشتاین را به او نشان دادم، او گفت که می‌تواند علاقه‌ی من را به خوبی درک کند، چرا که اما اکشتاین به راستی برای تاریخ اولیه‌ی روانکاوی مهم بود، اما با این حال این نامه نباید منتشر شود. مکالمات بعدی با خانم فروید نشان داد که از آن‌جا که پدرش در نهایت نظریه‌ی اغوا را رها کرده بود، فقط باعث سردرگمی خوانندگان خواهد شد که با تردیدها و شک‌های اولیه‌ی فروید مواجه شوند. از سوی دیگر، احساس می‌کردم که این متون نه تنها از اهمیت تاریخی بزرگی برخوردار بودند بلکه ممکن بود حقیقت را نیز به خوبی نمایان سازند. به نظر من هیچ‌کس حق نداشت با تغییر سوابق، به جای دیگران تصمیم بگیرد که چه چیز خطاست و چه چیز حقیقت دارد».

بررسی این نامه‌ها صرفاً بازشناسیِ دوباره‌ی تاریخ روانکاوی نیست، بلکه به نوعی شناخت بخشی از شخصیت زیگموند فروید نیز هست. فلیس در نگاه فروید بسیار «آرمانی» بود. مقاله به ما می‌گوید که فروید تلاش داشت تا فلیس را از هر اشتباهی مبرا سازد، تا آن‌جا که جان بیمارش «اِما اکشتاین» که توسط اشتباه پزشکی فلیس به خطر افتاده بود را تا حد زیادی نادیده می‌گیرد و در نهایت برآمده از همین اتفاق‌هاست که نظریه‌ی اغوا را باوجودی که داده‌های بسیاری برای تأیید آن داشت کنار می‌گذارد.

 

متن اصلی این مقاله در دسترس همگان است و اگر شما به زبان انگلیسی مسلط هستید می‌توانید آن را در سایت نشریه‌ی آتلانتیک مطالعه کنید. با وجود این و به دلیل گزارش طولانی آن (حدود ۱۹ هزار کلمه) ما این مقاله را ترجمه کرده‌ایم تا مطالعه‌ی آن راحت‌تر گردد.

طبق معمول از شما درخواست می‌کنیم که در صورت تهیه‌ی این مقاله، آن را صرفاً خودتان مطالعه فرمایید و اگر قصد داشتید به دیگران نیز معرفی کنید، لطفاً لینک دانلود را در اختیار آن‌ها قرار دهید.

 

350,000 ریال – خرید

 

کلینیک روانکاوی

 

منبع
The Atlantic
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید