skip to Main Content
اُبژه‌های انتقالی و پدیده‌های انتقالی | دونالد وینیکات

اُبژه‌های انتقالی و پدیده‌های انتقالی | دونالد وینیکات

اُبژه‌های انتقالی و پدیده‌های انتقالی | دونالد وینیکات

اُبژه‌های انتقالی و پدیده‌های انتقالی | دونالد وینیکات

عنوان اصلی: Transitional Objects and Transitional Phenomena—A Study of the First Not-Me Possession
نویسنده: دونالد وینیکات
انتشار در: نشریه‌ی بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: 1953
تعداد کلمات: 6300 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 36 دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی مجله‌ی تداعی
TOP10# MOSTREAD#
می‌دانیم که نوزادان از اولین لحظه‌ی تولد با استفاده از مشت و انگشتان دست و پایشان با تحریک ناحیه‌ی دارای حس برانگیختگی دهانی‌شان، درصدد پاسخ به نیاز غریزی آن ناحیه، و البته برقراری حس انسجام برمی‌آیند. و همینطور می‌دانیم که با گذشت چند ماه نوازادان هر دو جنس به بازی کردن با عروسک علاقمند می‌شوند و اکثر مادران هم به نوزادانشان اسباب بازی‌هایی می‌دهند و از آنها انتظار دارند به همان سیاق، به اسباب بازی‌هایشان وابسته شوند.

میان این دو پدیده که با فاصله‌ی زمانی از هم تفکیک شده‌اند، و مطالعاتی که پیش‌تر در زمینه‌ی رشد صورت گرفت و بعداً هم انجام می‌شود، ارتباط وجود دارد و می‌تواند به عنوان بن مایه‌ی ارزشمندی که تا حدودی نادیده گرفته شده جهت تحقیقات بالینی مورد استفاده قرار گیرد.

دونالد وینیکات با این مقدمه در مقاله‌ی «اُبژه‌های انتقالی و پدیده‌های انتقالی- مطالعه‌ی اولین دارایی‌های نا-من» به تجربه‌ی نوزاد در ارتباط با اُبژه‌های اولیه و اُبژه‌های انتقالی می‌پردازد و در خلال این امر، به سهم «وهم» و «وهم‌زدایی» در تشکیل اُبژه‌های درونی و نقش «مادر به اندازه‌ی کافی خوب» می‌پردازد.

مقاله‌ی حاضر، یکی از مهمترین مقالات تاریخ روانکاوی، و برترین مقاله‌ی «پپ‌وب» است. این یک مقاله‌ی تخصصی است و دریافت متن کامل این مقاله با پرداخت مختصری هزینه امکان‌پذیر است.

بخش‌هایی از این مقاله:

الگوهایی که در نوزادی بنا گذاشته می‌شوند ممکن است تا کودکی هم تداوم یابند، تا جایی که حضور همان اُبژه‌ی نرم همچنان برای خوابیدن یا موقع تنهایی یا هنگامی که حال و هوای افسردگی در کمین است، ضروری باشد. با این حال، در افراد سالم، دامنه‌ی علاقمندی‌ها به تدریج گسترش پیدا می‌کند و در نهایت این دامنه‌ی گسترش یافته است که می‌پاید، حتی زمانی که اضطراب افسردگی حادث می‌شود. نیاز به اُبژه‌ یا الگوی رفتاری مشخص که در روزهای آغازین شکل گرفته است ممکن است در سنین بالاتر به هنگام محرومیت از نو بروز کند.

این دارایی اولیه از اوان نوزادی با تکنیک‌های خاصی تنیده شده است، که می‌توانند در ارتباط یا مستقل از فعالیت‌های خودتحریکی باشند. به مرور خرس‌های عروسکی و عروسک‌ها و اسباب‌بازی‌های سخت قدم به زندگی نوزاد می‌گذارند. پسرها تا حدودی تمایل دارند سراغ استفاده از اُبژه‌های سخت روند، در حالی که دخترها گرایش دارند مستقیماً مهارت‌های تشکیل خانواده را فرا گیرند. یاددآوری این نکته حائز اهمیت است که در هر صورت، تفاوت فاحشی میان دخترها و پسرها در استفاده از دارای نا-منِ اولیه وجود ندارد، همان دارایی که به آن اُبژه‌ی انتقالی می‌گویم.

نمونه‌ی بالینی:

ایکس، که اکنون مردی سالم است، در راه بلوغ با مشکلاتی مواجه بود. مادر در رفتار با ایکس زمانی که او نوزاد بود «مادری را آموخت» و از روی تجربیاتی که از رفتار با وی یاد گرفته بود توانست در کودکان بعدی‌اش از ارتکاب اشتباهات مشخصی خودداری کند. مشکلات بیرونیِ دیگری علاوه بر دست تنها بودن، اضطراب مادر به هنگام تولد ایکس را در پی داشت. او وظیفه‌ی مادری‌اش را زیادی جدی گرفت و به مدت هفت ماه به ایکس شیر داد (تغذیه پستانی). مادر احساس می‌کند این زمان برای ایکس بیش از حد طولانی بوده و از شیر گرفتن او سخت بود. ایکس هرگز شست یا انگشتانش را نمی‌مکید و وقتی مادر او را از شیر گرفت «هیچ چیز نداشت که به آن تکیه کند». او هرگز شیشه شیر یا پستانک یا وسیله‌ی تغذیه‌ای از این قبیل نداشت. ایکس وابستگی شدید و پیش از موعد به خود مادرش، به عنوان یک شخص، داشت و به خود وجود مادر محتاج بود.

از دوازده ماهگی او خرگوشی را پذیرفت که در آغوش می‌گرفت و محبتش به این خرگوش سرانجام به خرگوش‌های واقعی انتقال یافت. این خرگوش خاص تا پنج یا شش سالگی او دوام آورد. خرگوش را می‌توان تسلی‌بخش توصیف کرد، اما هرگز ویژگی‌های اُبژه‌ی انتقالی را نداشت. آن خرگوش هرگز، مثل یک اُبژه‌ی انتقالی واقعی، بخشی تقریباً جداگانه از نوزاد، مهم‌تر از مادر، نبود. در مورد این پسرِ به خصوص نوع اضطرابی که با از شیرگرفته شدن در هفت ماهگی به اوج رسید، بعداً به شکل تنگی نفس بروز پیدا کرد، و او به تدریج توانست بر آن غلبه کند. برای او مهم بود که دور از شهر کار پیدا کند. دلبستگی‌اش به مادرش هنوز هم بسیار قوی‌ست، با این حال بسیاری از تعاریف فرد عادی، یا سالم را داراست. این مرد هرگز ازدواج نکرد.

This Post Has 0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
×Close search
Search