skip to Main Content
عواطف و سلف‌اُبژه‌ها | سایکوپاتولوژی بوردرلاین

عواطف و سلف‌اُبژه‌ها | سایکوپاتولوژی بوردرلاین

عواطف و سلف‌اُبژه‌ها | سایکوپاتولوژی بوردرلاین

عواطف و سلف‌اُبژه‌ها | سایکوپاتولوژی بوردرلاین

عنوان اصلی: Affects and Selfobjects
نویسنده: دافنه دی.سوکاریدس و رابرت استولورو
تاریخ انتشار: 1984
تعداد کلمات: 5900 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 34 دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی مجله‌ی تداعی

دافنه دی.سوکاریدس و رابرت استولورو در این مقاله به بسط و پالایش مفهوم کارکردهای سلف‌اُبژه می‌پردازند و مدعی هستند که سلف‌اُبژه‌ها به طور بنیادینی در یکپارچه‌سازی عواطف نقش تعیین کننده دارند. این مقاله برای فهم اتیولوژی بوردرلاین مناسب است. همینطور برای همکارانی که قصد دارند بسیط‌تر با دیدگاه سلف سایکولوژی به سبب‌شناسی بوردرلاین آشنا شوند. این مقاله یکی از مجموعه مقالاتی است که برای فهم سایکوپاتولوژی بوردرلاین در بخش آموزش روانکاوی منتشر خواهیم کرد.

این مقاله طبعاً تخصصی است و صرفاً به کار همکاران درمانگرمان می‌آید. برای دریافت متن کامل این مقاله مختصری هزینه بایستی بپردازید. امیدوارم که ما را برای ادامه‌ی فعالیت‌های تداعی همراهی کنید. بخش‌هایی از این مقاله را در زیر می‌توانید مطالعه کنید.

کوهات (۱۹۷۷) در بحث خود درباره  دو روشی که والدین در آن می‌توانند به خصائص وضعیت‌های عاطفی مرحله ادیپی واکنش نشان دهند خود را در مسیر مفهومی وسیع‌تر از سلف‌اُبژه می‌بیند:

میل عاطفی و رقابتِ جرأتمند-سبقت‌جوی کودک ادیپی از سوی والدین معمولاً همدل به دو طریق واکنش می‌یابد. والدین به امیال جنسی و رقابت سبقت‌جویانه کودک به این ترتیب واکنش نشان می‌دهند که به لحاظ جنسی برانگیخته شده و پرخاش متقابل[۱] پیشه می‌کنند و در همین حال با خوشی و غرور نسبت به دستاوردهای رشد کودک، به این قدرت و جرأت واکنش نشان می‌دهند [ص ۲۳۰].

اینکه دوره ادیپی رشد افزا یا بیماری‌زا باشد به تعادلی بستگی دارد که کودک میان این دو حالت واکنش والدین به احساسات ادیپی‌اش تجربه می‌کند:

برای نمونه اگر پسرِ کوچک، احساس کند که پدرش به او همچون قطره‌ای از دریای خویش می‌نگرد و او را مجاز می‌دارد تا با او و عظمتِ بزرگسالی‌اش یکی شود، در آن صورت مرحله ادیپی او گامی قاطع در تثبیت-خود[۲] و استحکام-الگوی-خود[۳] است که شامل پذیرش یکی از گونه‌های متعدد یکپارچگی مردانگی است… با این‌همه، اگر این وجه از طنین والدینی در طی مرحله ادیپی غایب باشد، تعارضات ادیپی کودک حتی در غیاب واکنش‌های مشخصاً تحریف‌شده‌‌ی والدانه به تقلاهای لیبیدویی و پرخاشگرانه‌ی کودک، کیفیتی بدخیم به خود می‌گیرد. به‌علاوه، واکنش‌های تحریف‌شده والدانه همچنین تحت چنین شرایطی احتمال وقوع بیشتری دارند. به بیان دیگر، والدینی که توان ایجاد رابطه‌ای همدلانه با خودِ رشد کننده‌ی کودک را ندارند، گرایش به این خواهند داشت که اشتیاق‌های ادیپی کودک را در انزوا قرار دهند -آن‌ها گرایش خواهند داشت… سکسوالیته‌ای هشداردهنده و خصومتی هشداردهنده در کودک ببینند، به جای آنکه شکل‌گیریِ عواطف جرأتمندانه‌ی بزرگ‌تر و رقابت‌جوییِ جرأتمندانه را ببینند- و در نتیجه تعارضات ادیپی کودک تشدید خواهد شد [صص ۲۳۴-۲۳۵].

کوهات در این نقل‌قول‌ها نه‌ تنها بر اهمیت پاسخدهی والدانه به احساسات عاطفی و رقابت‌جویانه مرحله ادیپی تأکید می‌کند؛ بلکه به‌علاوه با تمرکز بر [این] عواطف و احساسات رقابت‌جویانه، حیطه عاطفی که این واکنش‌ها را از سلف‌اُبژه‌ها می‌طلبد را به شکلی قابل ملاحظه به فراتر از آن‌چیزی بسط می‌دهد که در صورت‌بندی‌های اولیه‌اش از آینگی و آرمانی‌سازی روابط سلف‌اُبژه تلویحاً بیان شده بود.

[۱] counteraggressive

[۲] self-consolidation

[۳] self-pattern-firming

This Post Has 0 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
×Close search
Search