مقدمهای بر مطالعهٔ آثار بیون | تامس آگدن
مقدمهای بر مطالعهٔ آثار بیون
نویسنده بر این باور است که بخش قابلتوجهی از سردرگمیای که در جریان مطالعه آثار بیون پدید میآید، ناشی از این واقعیت است که نوشتار تحلیلی بیون متشکل از دو دورهٔ کاری است که در آنها با تلقیهایی بهغایت متفاوت از روانکاوی مواجهیم. این دو دوره از خواننده شیوههای کاملاً متفاوتی در خواندن میطلبند و تجربههایی متضاد در فرایند مطالعه پدید میآورند. بیون در بخشهایی از یادگیری از تجربه (۱۹۶۲) و توجه و تأویل (۱۹۷۰) توصیههایی به خواننده عرضه میکند مبنی بر آنکه مایل است آثار «اوایل» و «اواخر» خود چگونه خوانده شوند. نویسنده تجربهٔ خواندن این بخشها را همچون مدخلی به اصول بنیادینی در نظر میگیرد که در زیرساختِ تلقیهای کاملاً متفاوت بیون از پروژهٔ روانکاوانه نهفته است. تجربهٔ خواندن بیونِ متقدم، احساسی از روانکاوی بهعنوان فرایندی همواره ناتمام پدید میآورد: فرایندی برای روشنکردن ابهامها و ابهامافکندن بر وضوحها، حرکتی بهسوی همگرایی معانی پراکنده. در مقابل، تجربهٔ خواندن آثار متأخر بیون، احساسی از روانکاوی بهمثابه فرایندی برمیانگیزد که در جهت بسطِ بیپایان معنا حرکت میکند. نویسنده گزارشی دقیق از یک تجربهٔ تحلیلی عرضه میدارد و آن را از منظری بررسی میکند که با آثار بیون، بهویژه نوشتههای متأخر او، شکل گرفته است.
کلید واژهها: بیون، خواندن، نوشتن، برآمدن، O، K
مقدمهای بر مطالعهٔ آثار بیون
نویسنده بر این باور است که بخش قابلتوجهی از سردرگمیای که در جریان مطالعه آثار بیون پدید میآید، ناشی از این واقعیت است که نوشتار تحلیلی بیون متشکل از دو دورهٔ کاری است که در آنها با تلقیهایی بهغایت متفاوت از روانکاوی مواجهیم. این دو دوره از خواننده شیوههای کاملاً متفاوتی در خواندن میطلبند و تجربههایی متضاد در فرایند مطالعه پدید میآورند. بیون در بخشهایی از یادگیری از تجربه (۱۹۶۲) و توجه و تأویل (۱۹۷۰) توصیههایی به خواننده عرضه میکند مبنی بر آنکه مایل است آثار «اوایل» و «اواخر» خود چگونه خوانده شوند. نویسنده تجربهٔ خواندن این بخشها را همچون مدخلی به اصول بنیادینی در نظر میگیرد که در زیرساختِ تلقیهای کاملاً متفاوت بیون از پروژهٔ روانکاوانه نهفته است. تجربهٔ خواندن بیونِ متقدم، احساسی از روانکاوی بهعنوان فرایندی همواره ناتمام پدید میآورد: فرایندی برای روشنکردن ابهامها و ابهامافکندن بر وضوحها، حرکتی بهسوی همگرایی معانی پراکنده. در مقابل، تجربهٔ خواندن آثار متأخر بیون، احساسی از روانکاوی بهمثابه فرایندی برمیانگیزد که در جهت بسطِ بیپایان معنا حرکت میکند. نویسنده گزارشی دقیق از یک تجربهٔ تحلیلی عرضه میدارد و آن را از منظری بررسی میکند که با آثار بیون، بهویژه نوشتههای متأخر او، شکل گرفته است.
کلید واژهها: بیون، خواندن، نوشتن، برآمدن، O، K . . .