skip to Main Content
دوجنس‌گرایی

دوجنس‌گرایی

دوجنس‌گرایی | Bisexuality این مفهوم که بر اساس آن همه‌ی انسان‌ها به طور سرشتی هم دارای تمایلات جنسی مردانه هستند و هم زنانه، تحت تاثیر ویلهلم فلیس، توسط فروید وارد روانکاوی شد؛ این تمایلات را می‌توان در تعارضاتی که سوژه…

غریزه مرگ

غریزه مرگ

غریزه مرگ در چارچوب تئوری نهایی فروید درباره غرایز، این نامی است که به یکی از طبقات اساسی داده شده: غرایز مرگ، که برعکس غرایز زندگی، در جهت کاهش تنش‌ها به نقطه صفر فعالیت می‌کنند. به بیان دیگر، هدف آن‌ها…

صحنه نخستین

صحنه‌ی نخستین

صحنه نخستین | Primal Scene صحنه مقاربت جنسی میان والدین که کودک شاهد آن است، یا بر اساس نشانه‌های خاص یا فانتزی‌ها حدس می‌زند. واژه « Urszenen» نخستین بار در یکی از دست‌نوشته‌های فروید به تاریخ 1897 (1) ظاهر شد،…

هیستری

هیستری

هیستری | Hysteria طبقه روان‌نژندی‌ها تنوع بسیاری را در تصاویر بالینی ارائه می‌دهد. دو شکل که از لحاظ علائم، بهتر از همه از یکدیگر مجزا شده‌اند عبارتند از هیستری تبدیلی، که در آن تعارض روانی به صورت نمادین در متنوع‌ترین…

مادر فالیک

مادر فالیک

زن فالیک، مادر فالیک | Phallic Woman, Phallic Mother زنی که، در فانتزی، صاحب یک فالوس باشد. این تصویر دو شکل عمده دارد: این زن یا دارای یک فالوس خارجی یا صفت فالیک مجسم می‌شود یا به شکل زنی که…

لیبیدو

لیبیدو

لیبیدو (Libido) فروید انرژی را به مثابه زیربنای تغییرشکل‌های غریزه جنسی در رابطه اُبژه‌ی آن (جابجایی سرمایه‌گذاری‌های روانی)، در رابطه با هدف آن (مثلاً والایش)، و در رابطه با منبع برانگیختگی جنسی (تنوع نواحی شهوت‌زا) فرض کرد. برای یونگ، اندیشه…

نفی

نفی

نفی | Negation   روشی است که از طریق آن سوژه، در حال طرح‌ریزیِ یکی از آرزوها، افکار یا احساساتی که تا آن زمان واپس‌رانی شده بودند، ترتیبی می‌دهد که از طریق انکار آن به دفاع کردن از خویش در…

روان‌نژندی سرنوشت

روان‌نژندی سرنوشت

روان‌نژندی سرنوشت (fate neurosis) این اصطلاح نوعی الگوی زندگی را مشخص می‌کند که ویژگی آن عود ادواری زنجیره‌های یکسان رویدادهای -عموماً شوم- است. فرد ظاهراً قربانی این زنجیره رویدادهاست، گویی توسط یک سرنوشت بیرونی مقدر شده است، اما روانکاوی به…

دفاع

دفاع

دفاع [Defence] گروهی از اعمال که هدف آن‌ها کاهش و حذف هرگونه تغییری است که یکپارچگی و ثبات فرد زیست-روان‌شناختی[1] را در معرض خطر قرار می‌دهد. از آنجایی که ایگو[2] واسطه‌ای است که این ثبات را مجسم می‌سازد و برای…

رابطه‌ی اُبژه‌ای

رابطه‌ی اُبژه‌ای

رابطه‌ی اُبژه‌ای [Object-Relation(ship)] استفاده از این عبارت در روانکاوی امروزی به عنوان نامی برای نوع رابطه‌ی سوژه با دنیای او، بسیار متداول است؛ این رابطه، حاصل‌جمع یک سازمان شخصیت خاص، درک اُبژه‌هایی که تا حدی فانتزی‌سازی شده‌اند، و انواع خاصی…

Back To Top
×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.