skip to Main Content
ویژگی‌های ساختار شخصیت سطح نوروتیک | نانسی مک‌ویلیامز

ویژگی‌های ساختار شخصیت سطح نوروتیک | نانسی مک‌ویلیامز

ویژگی‌های ساختار شخصیت سطح نوروتیک | نانسی مک‌ویلیامز

ویژگی‌های ساختار شخصیت سطح نوروتیک | نانسی مک‌ویلیامز

عنوان اصلی: Characteristics of Neurotic-Level Personality Structure
نویسنده: نانسی مک‌ویلیامز
انتشار در: کتاب تشخیص روانکاوانه
تاریخ انتشار: ۲۰۱۱
تعداد کلمات: ۱۴۱۰ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

ویژگی‌های ساختار شخصیت سطح نوروتیک

عجیب این است که اغلب تحلیلگران اصطلاح «نوروتیک» را برای افرادی به کار می‌برند که از نظر هیجانی آنقدر سالم هستند که مراجعانی استثنائی و به‌طور شگفت‌انگیزی راضی‌کننده، محسوب می‌شوند. در زمان فروید، این کلمه در مورد اکثر بیماران غیرجسمانی (nonorganic)، غیر اسکیزوفرنیک، غیر سایکوتیک و غیر مانیایی-افسردگی، یعنی برای طبقه‌ی بزرگی از افراد مبتلا به پریشانی هیجانی و فاقد سایکوز به کار می‌رفت. ما اکنون می‌بینیم که بسیاری از افرادی که فروید آنها را نوروتیک می‌نامید، دارای ویژگی‌های مرزی یا حتی سایکوز هستند («هیستری» شامل تجربیات هذیانی می‌شد که به وضوح فراتر از مرز واقعیت بودند). هر چه بیشتر در مورد عمق مشکلات خاص و درهم آمیختنگی سرسختانه‌ی آنها در شبکه شخصیت یک فرد یاد گرفته باشیم، اکنون بیشتر اصطلاح «نوروتیک» را برای نشان دادن سطح بالایی از ظرفیت برای عملکرد علیرغم رنج عاطفی، اختصاص می‌دهیم.

افرادی که بسیاری از تحلیلگران شخصیت معاصر، آنها را سازمان یافته در سطحی اساساً نوروتیک، توصیف می‌کنند، عمدتاً به دفاع بالغ‌تر یا درجه دوم متکی هستند. اگرچه آنها از دفاع‌های بدوی نیز استفاده می‌کنند، این‌ها در عملکرد کلی آنها چندان برجسته نیستند و بیشتر در مواقع استرس غیرعادی مشهود می‌شوند. هرچند وجود دفاع‌های بدوی، تشخیص ساختار شخصیت سطح نوروتیک را نفی نمی‌کند، اما فقدان دفاع‌های بالغ این تشخیص را ممکن می‌کند. به طور سنتی، پیشینه‌ی پژوهش‌های روانکاوانه اشاره می‌کند که افراد سالم‌تر از واپس‌رانی به‌عنوان دفاع اساسی‌شان استفاده می‌کنند، و آن را به راه‌حل‌های کورکورانه برای تعارض، مانند انکار، دوپاره‌سازی، همانندسازی فرافکنانه، و دیگر مکانیسم‌های بدوی‌تر ترجیح می‌دهند.

[restrict]

میرسون (۱۹۹۱) توضیح داده است که چگونه والدین همدل به کودک خردسال اجازه می‌دهند تا عواطف شدید را بدون نیاز به استفاده از روش‌های نوزادوار برخورد با آنها، تجربه کند. همانطور که کودک بزرگ می‌شود، این وضعیت ذهنی قدرتمند و اغلب دردناک کنار گذاشته می‌شوند و فراموش می‌شوند، به جای اینکه به طور مداوم دوباره تجربه شوند و سپس انکار شوند، چند پاره شوند، یا فرافکنی شوند. آنها ممکن است در تحلیل درازمدت و فشرده دوباره ظهور کنند، زمانی که تحلیلگر و مراجع با هم، تحت شرایط ایمنی که «روان‌نژندی انتقال» را برمی‌انگیزد، لایه‌های واپس‌رانی را کنار می‌زنند؛ اما معمولاً عواطف طاقت‌فرسا و روش‌های بدوی رسیدگی به آن‌ها مشخصه‌ی افراد در محدوده‌ی نوروتیک نیست. و حتی در درمان عمیق روانکاوانه، مراجع در سطح نوروتیک در میانه هر طوفان هیجانی و آشفتگی‌های مرتبط با آن، برخی از ظرفیت‌های عقلانی و عینی‌تر را حفظ می‌کند.

در نظر مصاحبه‌کننده افرادی که ساختار شخصیت سالم‌تری دارند، تا حدی حس هویت یکپارچه‌‌‌‌ای دارند (اریکسون، ۱۹۶۸). رفتار آنها تا حدی انسجام را نشان می‌دهد و تجربه درونی آنها تداوم خود (self) در طول زمان است. هنگامی که از آنها خواسته می‌شود خود را توصیف کنند، حرفی برای زدن دارند و به صورت تک بعدی پاسخ نمی‌دهند؛ آنها معمولاً می‌توانند خلق و خوی کلی، ارزش‌ها، سلیقه‌ها، عادات، اعتقادات، فضایل و کاستی‌های خود را با احساس ثبات دراز مدت مشخص کنند.

آنها با کودکی که قبلاً بودند احساس پیوستگی دارند و می‌توانند خود را به آینده نیز فرافکنی کنند. وقتی از آنها خواسته می‌شود که دیگران مهم مانند والدین یا معشوق‌هایشان را توصیف کنند، شخصیت‌های آن‌ها معمولاً چند وجهی است و از مجموعه ویژگی‌های پیچیده و در عین حال منسجمی که شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد، برخوردارند.

افراد در سطح نوروتیک معمولاً با چیزی که اکثر جهان آن را «واقعیت» می‌نامند در تماس هستند. آنها نه تنها با سوء تعبیرهای هذیانی یا وهمی از تجربه (به جز تحت شرایط تأثیرات مواد شیمیایی یا تأثیرات جسمانی، یا بازنگری‌های پس از سانحه) غریبه هستند، همچنین باعث می‌شوند که مصاحبه‌گر یا درمانگر اینطور فکر کند که آنها نیاز نسبتاً کمی به کژفهمی مسائل برای درونی کردن آنها دارند. بیمار و درمانگر از نظر ذهنی در جهان کم و بیش یکسانی زندگی می‌کنند. به طور معمول، درمانگر هیچ فشار هیجانی قابل توجهی برای شریک شدن در دیدن زندگی از طریق دریچه‌ای که نابهنجار و تحریف شده به نظر می‌آید، احساس نمی‌کند. بخشی از چیزی که یک بیمار نوروتیک را برای کمک آورده است، از نظر او عجیب و غریب است؛ به عبارت دیگر، بخش زیادی از آسیب‌شناسی روانی افرادی که سازمان‌دهی نوروتیک دارند، ایگو بیگانه[۱] است یا می‌توان به آن پرداخت تا به آن تبدیل شود.

افرادی که در محدوده‌ی نوروتیک قرار دارند در اوایل درمان، ظرفیتی را برای آنچه استربا (۱۹۳۴) «شکاف درمانی» بین بخش‌های مشاهده کننده و تجربه کننده خود نامید، نشان می‌دهند. حتی زمانی که مشکلات آنها تا حدودی همساز با ایگو باشد، به نظر نمی‌رسد که افراد در سطح نوروتیک، از مصاحبه‌کننده بخواهند که تأیید ضمنی به روش‌های ادراک آنها نشان دهد. به عنوان مثال، یک مرد پارانوئید که به طور نوروتیک سازمان‌دهی شده است، مایل است این احتمال را در نظر بگیرد که سوءظن و بدگمانی او، ناشی از گرایش درونی برای تأکید کردن بر قصد ویرانگر دیگران است. در مقابل، بیماران پارانوئید در سطح مرزی یا سایکوتیک، فشار شدیدی را بر درمانگر وارد می‌کنند تا در این اعتقاد که مشکلات آنها منشأ خارجی دارند، با آنها متحد شوند؛ به عنوان مثال، موافقت با این که دیگران ممکن است به دنبال آن‌ها باشند. بدون چنین تصدیقی، آنها نگران هستند که با درمانگر فضای امنی را تجربه نکنند.

به طور مشابه، افراد وسواسی در محدوده‌ی نوروتیک ممکن است بگویند که تشریفات تکراری آنها دیوانگی است، اما اگر از آنها غافل شوند، احساس اضطراب می‌کنند. افراد مرزی وسواسی و سایکوتیک صادقانه معتقدند که با عمل کردن به اجبارهای خود به شیوه‌ای اساسی محافظت می‎شوند و اغلب برای آنها دلیل‌تراشی‌های دقیقی ایجاد کرده‌اند. یک بیمار در سطح نوروتیک با این فرض درمانگر موافق است که رفتارهای جبری تا حدی از نظر واقع‌بینانه غیر‌ضروری هستند، اما یک بیمار مرزی یا سایکوتیک ممکن است در خفا نگران این باشد که درمانگری که تشریفات را زیر سوال می‌برد، از نظر عقل سلیم یا آداب اخلاقی ناقص است. یک زن نوروتیک با وسواس نظافت، از اقرار کردن به تعداد دفعات شستن ملحفه‌ها خجالت می‌کشد، در حالی که یک زن مرزی یا سایکوتیک احساس می‌کند که هرکسی که ملافه را کمتر به طور منظم می‌شوید، کثیف است.

گاهی اوقات ممکن است سال‌ها از درمان بگذرد تا اینکه یک فرد مرزی یا سایکوتیک حتی به یک اجبار یا فوبیا یا وسواس اشاره کند – از نظر بیمار هیچ چیز غیرعادی در مورد آن وجود ندارد. قبل از اینکه یک مراجع مرزی به طور اتفاقی از یک مراسم صبحگاهی مفصل و وقت‌گیر که برای «پاکسازی سینوس‌هایش» انجام می‌داد و آن را بخشی از بهداشت عادی می‌دانست، نام ببرد، من بیش از ۱۰ سال با او کار کردم. زن مرزی دیگری که هرگز در میان تعداد کثیری از سیمپتوم‌های پریشان‌کننده‌تر خود به پرخوری عصبی اشاره نکرده بود، پس از ۵ سال درمان، این نظر را مطرح کرد: «در ضمن، متوجه شدم که دیگر استفراغ نمی‌کنم.» او قبلاً به این فکر نکرده بود که این بخش از خزانه‌ی رفتاری خود را پراهمیت تلقی کند.

شرح حال افراد در سطح نوروتیک و رفتار آنها در موقعیت مصاحبه، شواهدی را نشان می‌دهد که کم و بیش دو مرحله اول اریکسون یعنی اعتماد پایه‌ای و خودمختاری پایه‌ای را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند و حداقل تا حدودی به سمت یکپارچگی هویت و حس ابتکار عمل حرکت کرده‌اند. آنها در جست‌وجوی درمانند نه به دلیل مشکلاتی که در امنیت اساسی یا عاملیت وجود دارد، بلکه به این دلیل که مدام با تعارض‌هایی بین آنچه می‌خواهند و موانعی برای دستیابی به آن‌ها که گمان می‌کنند ساخته خودشان است، برخورد می‌کنند. ادعای فروید مبنی بر اینکه تنها هدف درمان، رفع موانع در برابر عشق و کار است، در مورد این گروه صدق می‌کند؛ برخی از افراد در سطح نوروتیک نیز به دنبال افزایش ظرفیت خود برای تنهایی و تفریح هستند.

قرار گرفتن در حضور فردی که در انتهای سالم‌تر پیوستار آسیب‌شناسی شخصیت است، عموماً بی‌خطر حس می‌شود. همتا و مکمل برخورداری بیمار از یک ایگوی مشاهده‌کننده‌ی درست، تجربه درمانگر از یک پیمان کاری درست است. اغلب از همان جلسه اول، درمانگر یک مراجع نوروتیک احساس می‌کند که او و بیمار در یک طرف هستند و دشمن مشترک آنها، بخش مشکل‌ساز بیمار است. ادگار ز. فریدنبرگ، جامعه‌شناس (۱۹۵۹) این پیمان را با تجربه دو مرد جوان که مشغول سرهم‌بندی کردن ماشین هستند، مقایسه کرد: یکی متخصص و دیگری یک شاگرد علاقه‌مند. علاوه بر این، ارزش انتقال متقابل درمانگر، مثبت یا منفی، هر چه باشد، احساس طاقت‌فرسا بودن ایجاد نمی‌کند. مراجع در سطح نوروتیک آرزوی کشتن و اجبار برای نجات را در شنونده ایجاد نمی‌کند.

این مقاله با عنوان «Characteristics of Neurotic-Level Personality Structure» بخش‌های از فصل سوم کتاب «تشخیص روانکاوانه» اثر نانسی مک‌ویلیامز است که توسط تیم تداعی ترجمه و در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۱ در بخش آموزش وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

[۱] ego alien

[/restrict]
0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search