سادهلوحی نهان در شخصیت پارانوئید
بهطور متناقضی، افراد پارانوئید، با آنکه به سادهلوحی دیگران با دیدهٔ تحقیر مینگرند، خودشان در نهان بهطرز حیرتانگیزی سادهلوحاند.
سلمان اختر در مقالهٔ «فریب» به یک سازمانیافتگی خاص روانی در شخصیت پارانوئید اشاره دارد. فرد پارانوئید معمولاً خود را کسی میپندارد که «پشتِ پرده» را میبیند؛ کسی که فریب نمیخورد، نیتهای پنهان دیگران را کشف میکند و از خامی و اعتماد سادهٔ دیگران منزجر است.
این حالت، بخشی از مکانیزم دفاعی اوست: او با بدگمانی دائمی، احساس آسیبپذیری خود را مهار میکند. اما همین ساختار روانی، او را مستعد نوع خاصی از سادهلوحی میسازد. چراکه ذهن پارانوئید، بهرغم شکاکیت افراطیاش، گرفتار نوعی نیاز شدید به «قطعیت» است. او نمیتواند ابهام و پیچیدگی واقعیت را تحمل کند؛ لذا وقتی روایتی پیدا میکند که اضطرابش را سازمان دهد، مثلاً اینکه «همه علیه من هستند» یا «یک گروه پنهانی پشت همهچیز است»، آن روایت را با ایمانی تقریباً خوشباورانه میپذیرد.
به عبارت دیگر، پارانویا اغلب نوعی اعتماد افراطی است. فرد پارانوئید ممکن است به همه شک کند، اما دقیقاً به همان فانتزی مرکزی خود، ایمانی تمامعیار دارد. او نسبت به واقعیت پیچیده بیاعتماد است، اما نسبت به ساختار هذیانی یا شبههذیانی خودش کاملاً مطمئن است.
از همینرو، میتواند قربانی تئوریهای توطئه، رهبران کاریزماتیک، روایتهای ایدئولوژیک سخت و حتی روابط فریبکارانه شود؛ چراکه هر چیزی که اضطراب پراکندهٔ او را به یک «دشمن مشخص» پیوند دهد، برایش جذابیت پیدا میکند. بههمین دلیل است که تحقیر سادهلوحی دیگران، اغلب پوششی است بر سادهلوحی انکارشدهٔ خود فرد.
افراد پارانوئید در سطحی عمیقتر، گرفتار نوعی انشقاق شدید بین «اُبژهٔ کاملاً خوب» و «اُبژهٔ کاملاً بد» هستند. چنین افرادی، در ظاهر بدبین هستند، لیک در نهان، همچنان در جستوجوی یک اُبژهٔ مطلقاً قابلاعتماد باقی ماندهاند؛ اُبژهای که هرگز خیانت نمیکند. همین ولع ناهشیار برای یافتن یقین و امنیت مطلق، او را مستعد فریبخوردن میکند. سادهلوحی پارانوئید در اصل پشت سپر بدگمانی پنهان شده است.
| این مقاله با عنوان «سادهلوحی نهان در شخصیت پارانوئید» برداشتی از مقالهٔ «Deception» سلمان اختر است که توسط مهدی میناخانی استخراج شده و در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در مجلهٔ روانکاوی تداعی منتشر شده است. |