skip to Main Content
کار بالینی لکانی

کار بالینی لکانی

کار بالینی لکانی

کار بالینی لکانی

عنوان اصلی: LACANIAN CLINICAL PRACTICE
نویسنده: بروس فینک
انتشار در: نشریه مرور روانکاوانه
تاریخ انتشار: ۲۰۰۵
تعداد کلمات: ۹۵۷۹
تخمین زمان مطالعه: ۶۰ دقیقه
ترجمه: خشایار داودی‌فر

کار بالینی لکانی

هدف من در این متن ارائه‌ی شرحی شماتیک[۱] از رویکردهای بسیار متفاوت لکان برای درمان روان‌نژندی و روان‌پریشی است. من کارم را با ارائه‌ی مدل ساختاری تشخیص‌گذاری وی شروع می‌کنم که با این ایده‌ی بنیادین آغاز می‌شود که برای آدمی دو بُعد اساساً متفاوت وجود دارد، بعد تصویری و نمادین. کسانی که با آثار لکان آشنا هستند می‌دانند که شِماهای تشخیصی متعاقبِ وی شامل سه بُعد (تصویری، نمادین و واقع) است. اما در اینجا توجهم را به دو مورد نخستینی که مطرح کرده بود، یعنی از اواخر دهه‌ی ۴۰ تا اوایل دهه‌ی ۵۰ معطوف خواهم ساخت.

به جای این که بعد تصویری را همچون لکان از طریق مرحله‌ی آینه‌ای معرفی کنم، می‌خواهم به تعدادی از ویژگی‌های مهم این بُعد اشاره کنم، که با این واقعیت بسیار مهم آغاز می‌شود؛ لکان نام تصویری را برای اشاره به جنبه‌ی وهم‌آمیزش، یا برای اشاره به بُعدِ چیزی که واقعاً وجود ندارد انتخاب نکرد؛ بلکه برای تأکید بر اهمیت تصاویر- بصری، شنیداری، بویایی، چشایی، لامسه یا موارد دیگر- در قلمرو حیوانات و برای انسان‌ها این نام را برگزید.

لکان بر نقش شکل‌دهنده‌ی تصاویر در قلمرو حیوانات تأکید کرده و اشاره کرده است که تصاویر بصری در کبوترها چه اهمیتی دارند؛ کبوتر ماده بدون دیدن تصویر کبوتر دیگری همچو خودش به بلوغ جنسی نمی‌رسد (تصویر آینه‌ای هم همینکار را انجام می‌دهد، یا حتی نقاشی یا بریده‌تصویری، اما مثلاً صدا یا بوی کبوتر دیگر این کار را نمی‌کند). همین امر پیرامون گونه‌ی خاصی از ملخ‌ها نیز صادق است (Schistocerca)؛ برای این که ملخ‌های غیراجتماعی به یک دسته بدل شوند که خود این نیز فرایند رشدی مهمی است؛ ضروری است که چیزی ببیند؛ تصویر عضوی از گونه‌ی خود را.

تصاویر در پرخاشگری نیز نقشی حیاتی دارند. همانطور که کنراد لورنز (۱۹۶۶) با مثال‌های بی‌شمارش در کتاب خویش پیرامون پرخاشگری نوشته است گونه‌ها{ی حیوانی} «عموماً نسبت به گونه‌ی خویش پرخاشگرترند تا دیگر گونه‌ها.» توضیح داروینی پیرامون این تهاجم درون‌گونه‌ای این است که این کار گونه را به طور مساوی در تمامی قلمرو موجود پراکنده نگه می‌دارد تا ذخایر غذایی خود را به پایان نرسانند و موجب انقراض کل گونه نشوند.

این امر بدان معنا است که اغلب، هنگامی که حیوان عضوی از گونه‌ی خویش را ببیند واکنش تهاجمی‌اش برانگیخته می‌شود. البته دیدن عضوی از گونه‌ی خویش همواره به فوران پرخاشگری نمی‌انجامد. بیشتر حیوانات مانند سگ‌ها مواضع خاصی را اتخاذ می‌کنند که تمایل به پرخاشگری و میزان تسلط‌شان را نشان دهد (مثلاً سگ‌ها برای نشان دادن تسلیم در برابر سگ دیگر خم می‌شوند)[۲]. چنین وضعیتی نشانه‌ای برای اعضاء همان گونه است تا دریابند افراد مایل به نبرد هستند یا تسلیم[۳].

در اینجا اندازه‌ی بصری دشمن نیز مهم است. یک کفتار تنها به حیواناتی حمله می‌کند که کوچک‌تر یا کم و بیش اندازه خودش به نظر برسد، و خیلی کمتر به حیوانات درشت جثه‌تر حمله‌ور می‌شود. در ساحت تصویری اندازه واقعاً مهم است.

کار بالینی لکانی
هدف من در این متن ارائه‌ی شرحی شماتیک[۱] از رویکردهای بسیار متفاوت لکان برای درمان روان‌نژندی و روان‌پریشی است. من کارم را با ارائه‌ی مدل ساختاری تشخیص‌گذاری وی شروع می‌کنم که با این ایده‌ی بنیادین آغاز می‌شود که برای آدمی دو بُعد اساساً متفاوت وجود دارد، بعد تصویری و نمادین. کسانی که با آثار لکان آشنا هستند می‌دانند که شِماهای تشخیصی متعاقبِ وی شامل سه بُعد (تصویری، نمادین و واقع) است. اما در اینجا توجهم را به دو مورد نخستینی که مطرح کرده بود، یعنی از اواخر دهه‌ی ۴۰ تا اوایل دهه‌ی ۵۰ معطوف خواهم ساخت.

به جای این که بعد تصویری را همچون لکان از طریق مرحله‌ی آینه‌ای معرفی کنم، می‌خواهم به تعدادی از ویژگی‌های مهم این بُعد اشاره کنم، که با این واقعیت بسیار مهم آغاز می‌شود؛ لکان نام تصویری را برای اشاره به جنبه‌ی وهم‌آمیزش، یا برای اشاره به بُعدِ چیزی که واقعاً وجود ندارد انتخاب نکرد؛ بلکه برای تأکید بر اهمیت تصاویر- بصری، شنیداری، بویایی، چشایی، لامسه یا موارد دیگر- در قلمرو حیوانات و برای انسان‌ها این نام را برگزید.

لکان بر نقش شکل‌دهنده‌ی تصاویر در قلمرو حیوانات تأکید کرده و اشاره کرده است که تصاویر بصری در کبوترها چه اهمیتی دارند؛ کبوتر ماده بدون دیدن تصویر کبوتر دیگری همچو خودش به بلوغ جنسی نمی‌رسد (تصویر آینه‌ای هم همینکار را انجام می‌دهد، یا حتی نقاشی یا بریده‌تصویری، اما مثلاً صدا یا بوی کبوتر دیگر این کار را نمی‌کند). همین امر پیرامون گونه‌ی خاصی از ملخ‌ها نیز صادق است (Schistocerca)؛ برای این که ملخ‌های غیراجتماعی به یک دسته بدل شوند که خود این نیز فرایند رشدی مهمی است؛ ضروری است که چیزی ببیند؛ تصویر عضوی از گونه‌ی خود را.

تصاویر در پرخاشگری نیز نقشی حیاتی دارند. همانطور که کنراد لورنز (۱۹۶۶) با مثال‌های بی‌شمارش در کتاب خویش پیرامون پرخاشگری نوشته است گونه‌ها{ی حیوانی} «عموماً نسبت به گونه‌ی خویش پرخاشگرترند تا دیگر گونه‌ها.» توضیح داروینی پیرامون این تهاجم درون‌گونه‌ای این است که این کار گونه را به طور مساوی در تمامی قلمرو موجود پراکنده نگه می‌دارد تا ذخایر غذایی خود را به پایان نرسانند و موجب انقراض کل گونه نشوند.

این امر بدان معنا است که اغلب، هنگامی که حیوان عضوی از گونه‌ی خویش را ببیند واکنش تهاجمی‌اش برانگیخته می‌شود. البته دیدن عضوی از گونه‌ی خویش همواره به فوران پرخاشگری نمی‌انجامد. بیشتر حیوانات مانند سگ‌ها مواضع خاصی را اتخاذ می‌کنند که تمایل به پرخاشگری و میزان تسلط‌شان را نشان دهد (مثلاً سگ‌ها برای نشان دادن تسلیم در برابر سگ دیگر خم می‌شوند)[۲]. چنین وضعیتی نشانه‌ای برای اعضاء همان گونه است تا دریابند افراد مایل به نبرد هستند یا تسلیم[۳]

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search