skip to Main Content
نیمهٔ تاریک میراث فرویدی ما

نیمهٔ تاریک میراث فرویدی ما

نیمهٔ تاریک میراث فرویدی ما

نیمهٔ تاریک میراث فرویدی ما

عنوان اصلی: The Dark Side of Our Freudian Inheritance
نویسنده: Gunther Perdigao
انتشار در: israpsych
تعداد کلمات: ۵۲۴۵ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۳۵ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

نابردباری ما در برابر یکدیگر و مسئله‌ی اخلاق در روانکاوی

ایزیریک[۱] در سال ۱۹۹۷ نوشت: «حمله‌های عمومی به روانکاوی که جوامع روانکاوی بسیاری از کشورها را به چالش انداخته باعث رشد آگاهی ما به نوعی از انزوای مؤسسات روانکاوی در محیط اجتماعی، فکری و علمی شده است». اخیراً شاهد مقالات زیادی (گرازا-گررو[۲] و دیگران) درباره‌ی بحران در روانکاوی بوده‌ایم. این امر رشد نگرانی از رفتار ما با یکدیگر را تصدیق می‌کند و این سوال را که چگونه می‌توانیم دید عمومی منفی را نسبت به روانکاوی تغییر دهیم برجسته‌تر می‌سازد. در این باره مقاله‌ی حاضر به این حوزه می‌پردازد. ما باید با احترام بیشتری با هم رفتار کنیم و بعضی از مشکلات سیستمی را در سازمان‌مان شناسایی کنیم. تنها وقتی اوضاع درون ساختاری‌مان رو به سامان باشد می‌توانیم با هم کار کنیم تا به حملات وارد بر روان‌تحلیلی پاسخ دهیم و با آن‌ها مقابله کنیم.

درحالی‌که روانکاوی به طور تصاعدی با روش‌های درمانی دیگر جایگزین می‌شود ما وقت‌مان را صرف حمله به همدیگر بر سر مسائلی می‌کنیم که باید می‌توانستیم با گفتگوی منطقی مدنی حل‌شان کنیم. تاریخ روانکاوی پر از تعارض و دوپارگی و نابردباری خود منزه‌پندارانه در برابر اختلاف‌نظرها -چه درباره‌ی تئوری، چه اداره و چه آموزش- است. به واقع خود همین آموزش باعث تداوم مشکل است.

نابردباری ما در برابر یکدیگر و مسئله‌ی اخلاق در روانکاوی

ایزیریک[۱] در سال ۱۹۹۷ نوشت: «حمله‌های عمومی به روانکاوی که جوامع روانکاوی بسیاری از کشورها را به چالش انداخته باعث رشد آگاهی ما به نوعی از انزوای مؤسسات روانکاوی در محیط اجتماعی، فکری و علمی شده است». اخیراً شاهد مقالات زیادی (گرازا-گررو[۲] و دیگران) درباره‌ی بحران در روانکاوی بوده‌ایم. این امر رشد نگرانی از رفتار ما با یکدیگر را تصدیق می‌کند و این سوال را که چگونه می‌توانیم دید عمومی منفی را نسبت به روانکاوی تغییر دهیم برجسته‌تر می‌سازد. در این باره مقاله‌ی حاضر به این حوزه می‌پردازد. ما باید با احترام بیشتری با هم رفتار کنیم و بعضی از مشکلات سیستمی را در سازمان‌مان شناسایی کنیم. تنها وقتی اوضاع درون ساختاری‌مان رو به سامان باشد می‌توانیم با هم کار کنیم تا به حملات وارد بر روان‌تحلیلی پاسخ دهیم و با آن‌ها مقابله کنیم.

درحالی‌که روانکاوی به طور تصاعدی با روش‌های درمانی دیگر جایگزین می‌شود ما وقت‌مان را صرف حمله به همدیگر بر سر مسائلی می‌کنیم که باید می‌توانستیم با گفتگوی منطقی مدنی حل‌شان کنیم. تاریخ روانکاوی پر از تعارض و دوپارگی و نابردباری خود منزه‌پندارانه در برابر اختلاف‌نظرها -چه درباره‌ی تئوری، چه اداره و چه آموزش- است. به واقع خود همین آموزش باعث تداوم مشکل است.

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

این پست یک دیدگاه دارد.
  1. فکر نمیکنم نویسنده این مقاله نه فرویدی باشه و نه لکانی. اگر هم دوره ای روانکاوی شده از فانتسم عبور نکرده. یا از همون غریزه مرگ فروید. خصومتش به فروید هم عجیبه. بنظر نمیاد مراحل عمیقتر روانکاوی رو طی کرده باشه وگرنه دلیل اینهمه اصرار فروید برای نکشوندن روانکاوی به سمت ایگو سایکولوژی و ادلر و یونگ رو نفهمیده. مقاومت کسانی مثل آدلر یا یونگ برای نرسیدن به مراحلی از ازدست دادن همه چیزی و مواجهه با پوچی ترسناک عبور از فانتسم باعث راه دیگه ای جدا از روانکاوی و شناخت ناخودآگاهه و در جهت قدرت ایگوست نه از بین بردن ایگو. توی کانالتون نوشته بودین برای همه کسایی کخ با روانکاوی درگیرن این مقاله هیلی عالی و لازمه. اما دوباره دارن در مورد همون جنگ قدیمی با فروید و لکان نیجنگن. تکرار هیستریک گذشته بود دلایلشون.
    ولی ممنون از زحماتتون و ترجمه های زیباتون.

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search