skip to Main Content
تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاین

تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاین

تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاین

تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاین

عنوان اصلی: The Psycho-Analytic Play Technique: Its History and Significance
نویسنده: ملانی کلاین
انتشار در: نشریهٔ بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: 1955
تعداد کلمات: ۸۰۸۱ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۵۳ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمهٔ تداعی

تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن

اول

ارائهٔ این مقاله، که عمدتاً بر تکنیک بازی تمرکز دارد، به‌مثابه درآمدی بر این کتاب[۱]، از آن‌رو برایم ضرورت یافت که دریافتم تمام کار من، چه در حوزهٔ تحلیل کودکان و بزرگسالان و چه در عرصهٔ نظریه‌پردازی روان‌کاوی، نهایتاً از همان تکنیکی سرچشمه گرفته است که در آغاز برای کار با کودکان خردسال پرورده بودم. البته مقصود آن نیست که در آثار بعدی‌ام این تکنیک را عیناً و به‌طور مستقیم به کار بسته‌ام؛ بلکه بصیرتی که از دل این تکنیک نسبت به مراحل آغازین تحول روانی، فرایندهای ناهشیار، و کیفیت تفسیرهایی که امکان نفوذ به ناهشیار را فراهم می‌سازند، حاصل آمد، تأثیری ژرف و فراگیر بر تمامی مسیر بالینی من، چه در تحلیل کودکان بزرگ‌تر و چه در کار با بزرگسالان، بر جای نهاده است.

ازاین‌رو، به‌اختصار گام‌هایی را ترسیم می‌کنم که کار من را از دل تکنیک بازی روان‌کاوانه به‌پیش بردند، بی‌آنکه قصد ارائهٔ گزارشی جامع از یافته‌هایم داشته باشم. در سال ۱۹۱۹ که نخستین بیمارم را مورد تحلیل قرار دادم، کارهای روان‌کاوانه‌ای با کودکان پیش‌تر انجام گرفته بود، به‌ویژه از سوی دکتر هوگ-هلموت (۱۹۲۱). با این‌حال، او روان‌کاوی کودکان زیر شش سال را بر عهده نگرفت، و اگرچه گه‌گاه از نقاشی یا بازی به‌عنوان مادهٔ خام استفاده می‌کرد، این روش را به تکنیکی مشخص بدل نساخت.

در زمانی که کار خود را آغاز کردم، این اصل حاکم بود که تفسیرها باید بسیار اندک و با احتیاط ارائه شوند. جز در مواردی معدود، روان‌کاوان به لایه‌های ژرف‌تر ناهشیار نفوذ نکرده بودند، به‌ویژه در مورد کودکان که چنین کاوشی بالقوه خطرناک تلقی می‌شد. این نگرش محتاطانه را می‌توان در این واقعیت مشاهده کرد که در آن زمان و تا سال‌ها بعد، روان‌کاوی را تنها برای کودکانی مناسب می‌دانستند که وارد دورهٔ کمون شده‌اند[۲].

نخستین بیمار من پسری پنج‌ساله بود که در نوشته‌های نخستینم با نام «فریتس» به او اشاره کرده‌ام[۳]. در آغاز چنین می‌پنداشتم که صرفاً تأثیرگذاری بر نگرش مادر کفایت خواهد کرد. به او پیشنهاد کردم که کودک را ترغیب کند آزادانه با او دربارهٔ بسیاری از پرسش‌های ناگفته‌ای که آشکارا ذهنش را درگیر کرده و مانعی در رشد ذهنی‌اش شده بود، گفت‌وگو کند. این پیشنهاد اثری مطلوب داشت، اما دشواری‌های نوروتیک او به‌قدر کافی تخفیف نیافت و به‌زودی تصمیم بر آن شد که من خود تحلیل او را برعهده گیرم.

در جریان این کار، از برخی قواعد موجود عدول کردم؛ چراکه آنچه را در محتوای ارائه‌شده از سوی کودک ضروری‌تر می‌دیدم تفسیر می‌کردم، و توجه‌ام عمدتاً معطوف به اضطراب‌های کودک و دفاع‌های او در برابر این اضطراب‌ها بود. این رویکرد نو، مرا با دشواری‌های جدی مواجه ساخت. اضطراب‌هایی که در این نخستین مورد با آن‌ها مواجه شدم، بسیار شدید بودند. با این‌که مشاهده می‌کردم که چگونه تفسیرهای من مکرراً به کاهش اضطراب می‌انجامند و این خود مرا در درستی مسیرم مطمئن‌تر می‌کرد، گاه شدت اضطراب‌های تازه‌ای که سر برمی‌آوردند، مرا نگران می‌ساخت.

تکنیک بازی روان‌کاوانه: تاریخچه و اهمیت آن
اول
ارائهٔ این مقاله، که عمدتاً بر تکنیک بازی تمرکز دارد، به‌مثابه درآمدی بر این کتاب[۱]، از آن‌رو برایم ضرورت یافت که دریافتم تمام کار من، چه در حوزهٔ تحلیل کودکان و بزرگسالان و چه در عرصهٔ نظریه‌پردازی روان‌کاوی، نهایتاً از همان تکنیکی سرچشمه گرفته است که در آغاز برای کار با کودکان خردسال پرورده بودم. البته مقصود آن نیست که در آثار بعدی‌ام این تکنیک را عیناً و به‌طور مستقیم به کار بسته‌ام؛ بلکه بصیرتی که از دل این تکنیک نسبت به مراحل آغازین تحول روانی، فرایندهای ناهشیار، و کیفیت تفسیرهایی که امکان نفوذ به ناهشیار را فراهم می‌سازند، حاصل آمد، تأثیری ژرف و فراگیر بر تمامی مسیر بالینی من، چه در تحلیل کودکان بزرگ‌تر و چه در کار با بزرگسالان، بر جای نهاده است.

ازاین‌رو، به‌اختصار گام‌هایی را ترسیم می‌کنم که کار من را از دل تکنیک بازی روان‌کاوانه به‌پیش بردند، بی‌آنکه قصد ارائهٔ گزارشی جامع از یافته‌هایم داشته باشم. در سال ۱۹۱۹ که نخستین بیمارم را مورد تحلیل قرار دادم، کارهای روان‌کاوانه‌ای با کودکان پیش‌تر انجام گرفته بود، به‌ویژه از سوی دکتر هوگ-هلموت (۱۹۲۱). با این‌حال، او روان‌کاوی کودکان زیر شش سال را بر عهده نگرفت، و اگرچه گه‌گاه از نقاشی یا بازی به‌عنوان مادهٔ خام استفاده می‌کرد، این روش را به تکنیکی مشخص بدل نساخت.

در زمانی که کار خود را آغاز کردم، این اصل حاکم بود که تفسیرها باید بسیار اندک و با احتیاط ارائه شوند. جز در مواردی معدود، روان‌کاوان به لایه‌های ژرف‌تر ناهشیار نفوذ نکرده بودند، به‌ویژه در مورد کودکان که چنین کاوشی بالقوه خطرناک تلقی می‌شد. این نگرش محتاطانه را می‌توان در این واقعیت مشاهده کرد که در آن زمان و تا سال‌ها بعد، روان‌کاوی را تنها برای کودکانی مناسب می‌دانستند که وارد دورهٔ کمون شده‌اند[۲].

نخستین بیمار من پسری پنج‌ساله بود که در نوشته‌های نخستینم با نام «فریتس» به او اشاره کرده‌ام[۳]

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search