skip to Main Content
ضلع سوم روان‌کاوی: کار کردن با حقایق بالینی بیناذهنی | تامس آگدن

ضلع سوم روان‌کاوی: کار کردن با حقایق بالینی بیناذهنی | تامس آگدن

ضلع سوم روان‌کاوی: کار کردن با حقایق بالینی بیناذهنی | تامس آگدن

ضلع سوم روان‌کاوی: کار کردن با حقایق بالینی بیناذهنی | تامس آگدن

عنوان اصلی: The Analytic Third: Working with Intersubjective Clinical Facts
نویسنده: تامس آگدن
انتشار در: نشریه‌ی بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: 1994
تعداد کلمات: 10300 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 58 دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

در این مقاله، دو نمونه‌ی بالینی ارائه شده و سعی شده تا روش‌هایی شرح داده شود که روانکاو تلاش می‌کند با آنها ماهیت ویژه‌ی تعامل لحظه به لحظه‌ی تجربه‌ی سوژه‌ای روانکاو، تجربه‌ی سوژه‌ای روانکاوی‌شونده و تجربه‌ی بیناذهنی جفت تحلیلی (تجربه‌ی ضلع سوم روان‌کاوی) را تشخیص دهد، درک نماید و آن را برای خود و روانکاوی‌شونده، به صورت کلامی معنی کند. بحث بالینی نخست، شرح می‌دهد که چگونه تجربه‌ی بیناذهنی ایجاد شده توسط جفت تحلیلی، از طریق تجربه‌ی روانکاو از خیال‌پروری‌های[۱] «خودش»، اَشکالی از فعالیت ذهنی که اغلب به نظر می‌رسد چیزی جز خود-مشغولیت‌های نارسیسیستیک، حواس‌پرتی، نشخوار فکری تکانه‌ای، خیال‌بافی[۲] و مانند آن نیستند، تا حدی برای روانکاو روشن می‌شود. گزارش بالینی دوم بر نمونه‌ای تمرکز دارد که در آن، هذیان بدنی روانکاو در کنار تجربیات حسی و فانتزی‌های مرتبط با بدن روانکاوی‌شونده، ابزاری اصلی برای روانکاو بوده که به وسیله‌ی آنها نگرانی‌های عمده‌ای را که (به صورت بیناذهنی) ایجاد می‌شده، تجربه کرده و معنای آنها را درک کرده است.

و او شاید نمی‌داند که چه باید کرد، مگر این که در لحظه‌ای زندگی کند که فقط اکنون نیست، بلکه حالِ گذشته است، مگر این که آگاه باشد، نه از آنچه که مُرده، بلکه از آنچه که هنوز زنده است (تی. اس. الیوت، ۱۹۱۹، ص ۱۱).

در این مقاله، دو نمونه‌ی بالینی ارائه شده و سعی شده تا روش‌هایی شرح داده شود که روانکاو تلاش می‌کند با آنها ماهیت ویژه‌ی تعامل لحظه به لحظه‌ی تجربه‌ی سوژه‌ای روانکاو، تجربه‌ی سوژه‌ای روانکاوی‌شونده و تجربه‌ی بیناذهنی جفت تحلیلی (تجربه‌ی ضلع سوم روان‌کاوی) را تشخیص دهد، درک نماید و آن را برای خود و روانکاوی‌شونده، به صورت کلامی معنی کند. بحث بالینی نخست، شرح می‌دهد که چگونه تجربه‌ی بیناذهنی ایجاد شده توسط جفت تحلیلی، از طریق تجربه‌ی روانکاو از خیال‌پروری‌های[۱] «خودش»، اَشکالی از فعالیت ذهنی که اغلب به نظر می‌رسد چیزی جز خود-مشغولیت‌های نارسیسیستیک، حواس‌پرتی، نشخوار فکری تکانه‌ای، خیال‌بافی[۲] و مانند آن نیستند، تا حدی برای روانکاو روشن می‌شود. گزارش بالینی دوم بر نمونه‌ای تمرکز دارد که در آن، هذیان بدنی روانکاو در کنار تجربیات حسی و فانتزی‌های مرتبط با بدن روانکاوی‌شونده، ابزاری اصلی برای روانکاو بوده که به وسیله‌ی آنها نگرانی‌های عمده‌ای را که (به صورت بیناذهنی) ایجاد می‌شده، تجربه کرده و معنای آنها را درک کرده است.

و او شاید نمی‌داند که چه باید کرد، مگر این که در لحظه‌ای زندگی کند که فقط اکنون نیست، بلکه حالِ گذشته است، مگر این که آگاه باشد، نه از آنچه که مُرده، بلکه از آنچه که هنوز زنده است (تی. اس. الیوت، ۱۹۱۹، ص ۱۱).

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

2 کامنت
  1. ممنون از تلاشهای شما برای اشاعه و ترویج روانکاوی.
    یک نکته در مورد ترجمه‌های سایت به نظرم رسیده که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد و باعث شود مطالب بیش از پیش عالی شوند؛ و آن این که گاه ساختار جملات انگلیسی می‌ماند، امری که خواندن متن را دشوار می‌کند‌. مثلا جمله زیر کاملا نارساست و مراجعه به متن اصلی را واجب می‌کند:
    «بحث بالینی نخست، شرح می‌دهد که چگونه تجربه‌ی بیناسوژگانی ایجاد شده توسط جفت تحلیلی، از طریق تجربه‌ی روانکاو از خیال‌اندیشی‌های[۱] «خودش»، اَشکالی از فعالیت ذهنی که اغلب به نظر می‌رسد چیزی جز خود-مشغولیت‌های نارسیسیستیک، حواس‌پرتی، نشخوار فکری تکانه‌ای، خیال‌بافی[۲] و مانند آن نیستند، تا حدی برای روانکاو روشن می‌شود»

    1. ممنون از مشارکت‌تان
      این جمله‌ای که منشن کرده‌اید در چکیده‌ی مقاله است که نویسنده چکیده‌ی تمام مفاهیمی که قرار است در متن توضیح دهد را یکجا آورده است که بعضی از آنها مفاهیم غریبی هستند که نیاز به توضیح در متن دارد. برای مثال خیال‌اندیشی (مابه ازای reverie) و خود-مشغولیت‌های نارسیسیستیک. همین جمله را دشوار کرده است. وگرنه به طور کلی تامس آگدن خیلی سخت نمی‌نویسد. مفاهیم سخت استفاده می‌کند ولی نسبتاً ساده می‌نویسد. احتمالاً همین باعث شده رو به داستان‌نویسی هم بیاورد.
      درباره‌ی ترجمه‌های دیگر ما نمی‌دانیم منظورتان کدام مقاله‌ها هستند، ما می‌دانیم از بین حدوداً ۲۰۰ مقاله‌ای که تاکنون ترجمه کرده‌ایم ۲ یا ۳ مقاله خوب ترجمه نشده‌اند و نزدیک به ۱۰ مقاله‌مان نیاز به ویرایش دوباره دارد و مترصد فرصتی هستیم که آن‌ها را بازویراستاری کنیم، ولی در مورد مقاله‌های بخش آموزش روانکاوی ما حساس هستیم. برای مثال ما برای پیدا کردن معادل «intersubjective» از بیش از ۲۰۰ متخصص در یک گروه تخصصی و از سه مترجم حرفه‌ای نظرخواهی کرده‌ایم که همین موجب شده فرایند ویرایش این مقاله خیلی به طول بیانجامد. منظور اینکه ما وسواس داریم سر ترجمه‌ها، و خیلی طبیعی است که گاهی ممکن است مواردی پیش آید که محبوب‌مان نبوده ولی مجبور بوده‌ایم که استفاده کنیم. ضمن اینکه ترجمه‌ی متون روانکاوی خیلی سخت است (به طور کلی ترجمه متون علوم انسانی خیلی سخت است) و باید همه‌ی جوانب را در نظر گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search