فانتزی و دگرگونیهای آن: نگاه فرویدی معاصر
فانتزی و دگرگونیهای آن: نگاه فرویدی معاصر
حال که بیش از نیم قرن از مجادلات فروید-کلاین گذشته است (منقول در کینگ و اشتاینر، ۱۹۹۱) با نگاهی به گذشته میتوان دریافت که مجادلاتی که اکنون در جامعه بریتانیایی حاکم است تا چه اندازه از آن زمان متفاوت است، هرچند به یک معنا مجادلات فعلی مشتقاتی از تعارضات گذشته است. در بیش از ۵۰ سال گذشته گروههای مختلفی در جامعه روانکاوی بریتانیا بر یکدیگر تاثیر گذاشتهاند. شکی نیست که چنین عزمی برای زایایی و شکوفایی متقابل، نخست برآمده از گفتگوهای نظاممند در باب دادههای بالینی و سپس و در مرحلهٔ بعدی در باب جزئیات مهم در نظریه روانکاوی است.
از این رو در طول این سالیان برای بسیاری از اعضای گروه فرویدیهای معاصر اهمیت تاثیرات درونی ابتدایی بر تحول کودک، وجود فانتزیهای انتقال، اضطرابها و مقاومتها از آغاز تحلیل و نیاز به تعبیر این موارد اهمیت بیشتری یافته است. در همین رابطه درک فرایند فرافکنی و بیرونیسازی در انتقال نیز به شکل قابل توجهی مورد تائید قرار گرفته است. به همین شکل در گروه کلاینی شاهد کاهش تاکید بر تعبیرات زودهنگامِ اضطرابهای عمیق هستیم، آنطور که الیزابت سپیلیوس (۱۹۸۸) اشاره کرده است، تاکید بر ویرانگری کاهش یافته و از زبان زمخت اُبژه جزئی استفاده کمتری میشود.
فانتزی و دگرگونیهای آن: نگاه فرویدی معاصر