رواننژندی کنونی چیست؟
رواننژندی کنونی
«فروید در مورد انواع مختلف اضطراب صحبت کرده است. ریشههای این نوع اضطرابها در گذشته نهفته است و در حال حاضر نیز وجود دارد. علائم این اضطرابها، از جمله مشکلات در بیان احساسات، نتیجه مستقیم تروماهای دوران کودکی است. در ابتدا فروید معتقد بود که همه اضطرابها ریشه در تروما دارند، اما بعدها پیشنهاد کرد که انواع خاصی از اضطرابها دلایل پیچیدهتری دارند.»
“عبارت رواننژندی کنونی نخستین بار در آثار فروید در سال ۱۸۹۸ به چشم میخورد، جایی که برای اشاره به رواننژندی اضطرابی و نوراستنی به کار رفته است[۱]. با این حال، ایده تمایز این حالات از سایر رواننژندیها، بسیار پیشتر و در جریان پژوهشهای وی بر علل پیدایش رواننژندیها شکل گرفته بود؛ چنانچه در مکاتبات با فلیس[۲] و نوشتههای سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ نیز مشهود است[۳].”
مخالفت میان رواننژندیهای کنونی و سایکونوروزها اساساً اتیولوژیک و بیماریزاست: علت در هر دو نوع رواننژندی بیتردید جنسی است، اما در مورد اول باید آن را در «اختلال زندگی جنسی کنونی فرد» جستجو کرد نه در «رویدادهای مهم زندگی گذشتهی او[۴]». بنابراین، صفت «کنونی» باید در وهلهی اول به معنای «واقعیت زمانی» درک شود. علاوه بر این، این علّتشناسی بیشتر جسمی است تا روانی: «… منبع تحریک، علت پیشبرندهی اختلال، در میدان جسمی نهفته است، نه در میدان روانی، همانگونه که در هیستری و رواننژندی وسواسی مشاهده میشود[۵]». در رواننژندی اضطرابی، این علت پیشبرنده عدم تخلیهی تحریک جنسی در نظر گرفته میشود، در حالی که در ناتوانی عصبی، ارضای ناقص آن، همانگونه که در خودارضایی، مسئول شناخته میشود.
رواننژندی کنونی
«فروید در مورد انواع مختلف اضطراب صحبت کرده است. ریشههای این نوع اضطرابها در گذشته نهفته است و در حال حاضر نیز وجود دارد. علائم این اضطرابها، از جمله مشکلات در بیان احساسات، نتیجه مستقیم تروماهای دوران کودکی است. در ابتدا فروید معتقد بود که همه اضطرابها ریشه در تروما دارند، اما بعدها پیشنهاد کرد که انواع خاصی از اضطرابها دلایل پیچیدهتری دارند.»
"عبارت رواننژندی کنونی نخستین بار در آثار فروید در سال ۱۸۹۸ به چشم میخورد، جایی که برای اشاره به رواننژندی اضطرابی و نوراستنی به کار رفته است[۱]. با این حال، ایده تمایز این حالات از سایر رواننژندیها، بسیار پیشتر و در جریان پژوهشهای وی بر علل پیدایش رواننژندیها شکل گرفته بود؛ چنانچه در مکاتبات با فلیس[۲] و نوشتههای سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ نیز مشهود است[۳]."
مخالفت میان رواننژندیهای کنونی و سایکونوروزها اساساً اتیولوژیک و بیماریزاست: علت در هر دو نوع رواننژندی بیتردید جنسی است، اما در مورد اول باید آن را در «اختلال زندگی جنسی کنونی فرد» جستجو کرد نه در «رویدادهای مهم زندگی گذشتهی او[۴]». بنابراین، صفت «کنونی» باید در وهلهی اول به معنای «واقعیت زمانی» درک شود. علاوه بر این، این علّتشناسی بیشتر جسمی است تا روانی: «... منبع تحریک، علت پیشبرندهی اختلال، در میدان جسمی نهفته است، نه در میدان روانی، همانگونه که در هیستری و رواننژندی وسواسی مشاهده میشود[۵]