skip to Main Content
روان‌نژندی کنونی چیست؟

روان‌نژندی کنونی چیست؟

روان‌نژندی کنونی چیست؟

روان‌نژندی کنونی چیست؟

عنوان اصلی: Actual Neurosis
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۹۳۴ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه
ترجمه: گروه روانکاوی تداعی

روان‌نژندی کنونی

«فروید در مورد انواع مختلف اضطراب صحبت کرده است. ریشه‌های این نوع اضطراب‌ها در گذشته نهفته است و در حال حاضر نیز وجود دارد. علائم این اضطراب‌ها، از جمله مشکلات در بیان احساسات، نتیجه مستقیم تروماهای دوران کودکی است. در ابتدا فروید معتقد بود که همه اضطراب‌ها ریشه در تروما دارند، اما بعدها پیشنهاد کرد که انواع خاصی از اضطراب‌ها دلایل پیچیده‌تری دارند.»

“عبارت روان‌نژندی کنونی نخستین بار در آثار فروید در سال ۱۸۹۸ به چشم می‌خورد، جایی که برای اشاره به روان‌نژندی اضطرابی و نوراستنی به کار رفته است[1]. با این حال، ایده تمایز این حالات از سایر روان‌نژندی‌ها، بسیار پیش‌تر و در جریان پژوهش‌های وی بر علل پیدایش روان‌نژندی‌ها شکل گرفته بود؛ چنانچه در مکاتبات با فلیس[2] و نوشته‌های سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ نیز مشهود است[3].”

مخالفت میان روان‌نژندی‌های کنونی و سایکونورو‌زها اساساً اتیولوژیک و بیماری‌زاست: علت در هر دو نوع روان‌نژندی بی‌تردید جنسی است، اما در مورد اول باید آن را در «اختلال زندگی جنسی کنونی فرد» جستجو کرد نه در «رویدادهای مهم زندگی گذشته‌ی او[4]». بنابراین، صفت «کنونی» باید در وهله‌ی اول به معنای «واقعیت زمانی» درک شود. علاوه بر این، این علّت‌شناسی بیشتر جسمی است تا روانی: «… منبع تحریک، علت پیش‌برنده‌ی اختلال، در میدان جسمی نهفته است، نه در میدان روانی، همان‌گونه که در هیستری و روان‌نژندی وسواسی مشاهده می‌شود[5]». در روان‌نژندی اضطرابی، این علت پیش‌برنده عدم تخلیه‌ی تحریک جنسی در نظر گرفته می‌شود، در حالی که در ناتوانی عصبی، ارضای ناقص آن، همان‌گونه که در خودارضایی، مسئول شناخته می‌شود.

در نهایت، مکانیسم شکل‌گیری سیمپتوم در روان‌نژندی‌های کنونی بدنی انگاشته می‌شود (همان‌گونه که در تبدیل مستقیم برانگیختگی به اضطراب دیده می‌شود)؛ به گونه‌ای که «کنونی» دلالت بر فقدان میانجی‌هایی دارد که در شکل‌گیری سیمپتوم روان‌نژندی‌های روانی یافت می‌شود (جابه‌جایی، تراکم و غیره).

از دیدگاه درمانی، نتیجه این دیدگاه‌ها آن است که روان‌نژندی‌های کنونی را نمی‌توان به شیوه روانکاوانه درمان کرد، زیرا نشانه‌های آن‌ها معنایی قابل تبیین ندارد[6]. فروید هرگز از این موضع در رابطه با روان‌نژندی‌های کنونی دست برنمی‌دارد. او این مطلب را در چندین مورد بیان می‌کند و اظهار می‌دارد که توضیح مکانیسم شکل‌گیری نشانه در این موارد را می‌توان به علوم شیمیایی واگذاشت (مسمومیت مواد جنسی توسط محصولات متابولیسم)[7].

از نظر فروید، بیش از یک تقابل کلی میان سایکونورو‌زها و روان‌نژندی‌های کنونی وجود دارد؛ او چندین بار تلاش می‌کند تا هم‌ریختی کاملی میان ناتوانی عصبی و روان‌نژندی اضطرابی از یک سو و انواع روان‌نژندی‌های انتقال‌پذیر از سوی دیگر برقرار سازد. وقتی او بعدها هیپوکندری را به طبقه روان‌نژندی‌های کنونی وارد می‌کند[8]، آن را متناظر با پارافرنی‌ها یا روان‌نژندی‌های خودشیفته (اسکیزوفرنی و پارانویا) می‌بیند. این تشابهات نه تنها با قیاس‌های ساختاری توجیه می‌شوند، بلکه همچنین با این واقعیت که «علامت یک روان‌نژندی «کنونی» اغلب هسته و مرحله اول یک علامت سایکونورو‌تیک است»[9] نیز توجیه می‌شوند. ایده اینکه سایکونورو‌ز با ناکامی و در نتیجه سد شدن لیبیدو آغاز می‌شود، در واقع بر حضور عنصر «کنونی» تأکید می‌کند[10].

مفهوم روان‌نژندی کنونی در حال محو شدن از طبقه‌بندی‌های امروزی بیماری‌هاست. این امر به دلیل آن است که همواره امکان تشخیص بیان نمادین تعارضات قدیمی در علائم وجود دارد، هرچند عوامل کنونی ممکن است به عنوان علل محرک اهمیت بسیاری داشته باشند. با این حال، ایده تعارضات و علائم کنونی همچنان مفید است و نیازمند بررسی است:

الف) عمل روانکاوی ضرورت تمایز میان تعارضات برخاسته از دوران کودکی که مجدداً فعال می‌شوند و آن‌هایی که عمدتاً توسط وضعیت فعلی تعیین می‌شوند را آشکار می‌سازد. وجود یک تعارض حاد کنونی اغلب می‌تواند مانعی برای پیشرفت در جریان درمان روانکاوی باشد.

ب) در هر روان‌نژندی، می‌توان فهرستی طولانی یا کوتاه از علائم را یافت که در کنار علائم دارای معنای قابل توضیح، از نوعی هستند که فروید در زمینه روان‌نژندی‌های کنونی توصیف کرده است: خستگی غیرقابل توجیه، دردهای مبهم و امثال آن. جایی که تعارض دفاعی مانع از تحقق آرزوهای ناخودآگاه می‌شود، قابل تصور است که این لیبیدو که ارضا نشده، ریشه تعدادی از علائم غیر اختصاصی باشد.

ج) برای ادامه این خط فکری، می‌توان گفت که طبق نظر فروید در این مورد، علائم «کنونی» عمدتاً جسمانی هستند، به طوری که ایده قدیمی روان‌نژندی کنونی مستقیماً به مفهوم امروزی اختلالات روان‌تنی منتهی می‌شود.

د) به عنوان نکته آخر، شایان ذکر است که تنها فقدان ارضای غرایز جنسی است که در نظریه فروید مورد توجه قرار می‌گیرد. در تلاش برای درک پیدایش علائم کنونی و روان‌تنی، باید به سرکوب پرخاشگری نیز توجه کافی داشت.

مدخل «روان‌نژندی» را با تمام تعاریف و انواع آن می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.
این نوشته با عنوان «Actual Neurosis» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط گروه روانکاوی تداعی ترجمه و در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۳ در بخش دانشنامه‌ی روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

[1] ر.ک. فروید، «جنسیت در پیدایش روان‌نژندی‌ها» (۱۸۹۸ الف)، ج.و.، ۱، ۵۰۹؛ س.ا.، ۳، ۲۷۹. ب) ج.و.، ۱، ۴۹۶-۹۷؛ س.ا.، ۳، ۲۶۷-۶۷.

[2] ر.ک. فروید، اوراق فلیس، پیش‌نویس‌های گروه E، آن[…، ۷۶-۸۲ و ۹۸-۱۰۳؛ س.ا.، ۱، ۱۷۹-۱۸۴ و ۱۸۹-۱۹۵.

[3] برای نمونه ر.ک. فروید، «روان‌درمانی هیستری»، در «مطالعاتی درباب هیستری» (۱۸۹۵د)؛ «درباره دلایل جدا کردن یک سندرم خاص از نوراستنی تحت عنوان روان‌نژندی اضطرابی» (۱۸۹۵ح)؛ «وراثت و پیدایش روان‌نژندی‌ها» (۱۸۹۶ الف).

[4] فروید، «وراثت و پیدایش روان‌نژندی‌ها» (۱۸۹۶ الف)، ج.و.، ۱، ۴۱۴؛ س.ا.، ۳، ۱۴۹.

[5] فروید، «درباره دلایل جدا کردن یک سندرم خاص از نوراستنی تحت عنوان روان‌نژندی اضطرابی» (۱۸۹۵ب)، ج.و.، ۱، ۳۴۱؛ س.ا.، ۳، ۱۱۴.

[6] ر.ک. فروید، «روان‌درمانی هیستری»، در «مطالعاتی درباره هیستری» (۱۸۹۵د)، ج.و.، ۱، ۲۵۹؛ س.ا.، ۲، ۲۶۱.

[7] برای نمونه ر.ک. فروید، «مشارکت در بحثی درباره خودارضایی» (۱۹۱۲/)، ج.و.، ۸، ۳۳۷؛ س.ا.، ۱۲، ۲۴۸. و «درسگفتارهای مقدماتی درباره روانکاوی» (۱۹۱۶-۱۷)، ج.و.، ۱۱، ۴۰۰-۴؛ س.ا.، ۱۶، ۳۸۵-۳۸۹.

[8] ر.ک. فروید، «درباب نارسیسیزم: یک مقدمه» (۱۹۱۴ج)، ج.و.، ۱۰، ۱۴۹-۵۱؛ س.ا.، ۱۴، ۸۲-۸۵.

[9] فروید، «درسگفتارهای مقدماتی درباره روانکاوی» (۱۹۱۶-۱۷)، ج.و.، ۱۱، ۴۰۵؛ س.ا.، ۱۶، ۳۹۰.

[10] «انواع آغاز روان‌نژندی» (۱۹۱۲ج)، ج.و.، ۸، ۳۲۲-۳۰؛ س.ا.، ۱۲، ۲۳۱-۲۳۸.

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search