زیستشناسی آزادی: شکلپذیری عصبی، تجربه، و ناهشیار
زیستشناسی آزادی محصول همکاری بین فرانکوئیس اَنسِرمِت[۱] روانکاو و پییر مگیسترتی[۲] دانشمند علوم اعصاب است که به منظور بازاندیشی ایدههای اساسی فروید و لکان، بواسطهی تحقیقات گستردهای، از مفهوم شکلپذیری عصبی پشتیبانی میکنند. نویسندگان معتقدند، آزادی روانشناختی که از روانکاوی موفق پدید میآید، ریشه در شکلپذیری عصبی دارد. تز آنها مستلزم بازخوانی گستردهی ایدههای روانکاوی با یافتههای علوم اعصاب معاصر است.
به طور خلاصه استدلال آنها به شرح زیر است. مغز یک سازهی پیچیده از نورونهاست که حداقل با صد میلیارد سیناپس به هم متصل هستند. هر نورون مشخص را به عنوان یک کاربر توییتر تصور کنید، که تلاش میکند با هجوم توییتها مقابله کند. نورونها و تلفنهای همراه به سختی قادر به ثبت بمباران دادههای ورودی هستند. با این حال، هنگامی که دو یا چند توییت همایند میشوند، مثلاً یک پیام از سالی و دیگری از دیک، تداعی آن دو با یکدیگر در ذهن با احتمال بیشتری به وقوع میپیوندد. حتی اگر جفت کردن افکار در مورد این دو نفر قبلاً هرگز به ذهن فرد خطور نکرده باشد. زمانی که از دو ورودی مختلف حسی به طور همزمان ورودی دریافت میشود، فرآیند بسیار مشابهی بر یک نورون در یک شبکه ذخیرهی حافظه تأثیر میگذارد. تصور کنید که یک موش ابتدا با یک صدا و سپس با یک شوک مواجه شود. اگر سلولهای معین در شبکه حافظهی هیپوکامپ تقریباً به طور همزمان و مکرر در معرض هر دو ورودی قرار گیرند، این سلولهای حافظه ارتباط بین صدا و شوک را «یاد» خواهند گرفت.