مقالهٔ «ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک ـ افسردهوار» از ملانی کلاین، که نخستین بار در سال ۱۹۴۰ منتشر شد، یکی از متون مهم در بسط مفهوم «موضع افسردهوار» در نظریهٔ اوست. کلاین در این مقاله، بحث فروید دربارهٔ ماتم و آزمون واقعیت را ادامه میدهد و نشان میدهد که فقدان یک اُبژهٔ محبوب میتواند تعادل جهان درونی و احساس امنیت نسبت به اُبژههای خوب درونی را نیز متزلزل کند.
از نظر کلاین، هر تجربهٔ ماتم در بزرگسالی میتواند اضطرابهای آغازینی را که در جریان شکلگیری موضع افسردهوار پدید آمدهاند دوباره فعال کند. در چنین وضعیتی، فرد با احساس گناه، ترس از ویرانکردن اُبژه، اضطراب گزند و نیاز به ترمیم مواجه میشود. دفاعهای مانیک، همهتوانی، انکار، کنترل و برخی مکانیزمهای وسواسی در همین زمینه معنا پیدا میکنند؛ یعنی بهعنوان تلاشهایی برای مقابله با درد فقدان، وابستگی و اضطراب مربوط به آسیبدیدن اُبژهٔ محبوب.
اهمیت این مقاله در تاریخ نظریهٔ روابط اُبژهای در آن است که ماتم را از مسئلهٔ صرف جدایی لیبیدو از اُبژه به مسئلهٔ بازسازی جهان درونی گسترش میدهد.
