میل جنسی مادرانه | آندره گرین
میل جنسی مادرانه
مفاهیم آنگلوساکسونیِ رشد، وقتی به صورت انتقادی مورد بررسی قرار میگیرند، سطحی جمعی از انکار را آشکار میسازند. درست مانند کودک در بدو تولد، آنها جلوی این حقیقت را میگیرند که مادر یک زن است. آیا این قدرت سکولار مریم باکره در غرب است که مسئول این زدون میل جنسی گسترده از تصویر مادرانه است؟ یا ثمره لقاح پاک -تصور قدیس آن از باکره- از یک فانتزی عمومیتر حمایت میکند که مادر از لذتهای یک زن چیزی نمیداند؟ هنوز تقابل کلیشهای مامان و فاحشه تا نظریهپردازیهای روانکاوی معاصر ادامه دارد. آیا این مسئله بازگشت دیگری از پیوریتانیسم[۱] است؟ من روانشناسیگرایی را نیز در اتهام خود گنجاندهام که ترجیح میدهد مسئلهی شرمآور ظهور زودرس زندگی لیبیدویی در کودکان و مواجههاش با آن اُبژه صرفنظر کند.
اگر مجاز است که در نوزاد طرحهای اولیهای از زندگی جنسی را شناسایی کنیم، اشارات اولیهای دربارهی لیبیدو که بعداً شکوفا میشود، آنگاه قابل توجه است که تصویر مادرانه که در رابطه مادر-کودک وجود دارد کاملاً از میل جنسی زدوده شده است. با وجود صمیمیت تنانهای که طرفین این زوج را به هم مرتبط میکند، در نهایت با تصویری از یک مادر سرد مواجه میشویم. اگر به او حقِ داشتن سائق غریزی داده شود، به سختی سائقهای غریزیِ شهوانی را شامل میشود.
میل جنسی مادرانه
مفاهیم آنگلوساکسونیِ رشد، وقتی به صورت انتقادی مورد بررسی قرار میگیرند، سطحی جمعی از انکار را آشکار میسازند. درست مانند کودک در بدو تولد، آنها جلوی این حقیقت را میگیرند که مادر یک زن است. آیا این قدرت سکولار مریم باکره در غرب است که مسئول این زدون میل جنسی گسترده از تصویر مادرانه است؟ یا ثمره لقاح پاک -تصور قدیس آن از باکره- از یک فانتزی عمومیتر حمایت میکند که مادر از لذتهای یک زن چیزی نمیداند؟ هنوز تقابل کلیشهای مامان و فاحشه تا نظریهپردازیهای روانکاوی معاصر ادامه دارد. آیا این مسئله بازگشت دیگری از پیوریتانیسم[۱]