جهانبینی، فلسفهای در باب زندگی | زیگموند فروید
جهانبینی
خانمها و آقایان – در سخنرانی قبل ما به امور بدیهی روزمره، و چنان که محرز است به سامان دادن امور نه چندان مهم خود مشغول شدیم. اکنون گام جسورانهای خواهیم برداشت، و با قبول مخاطره به پرسشی پاسخ خواهیم داد که مکرراً در چهارچوبهای غیرتحلیلی مطرح شده است، یعنی این پرسش که آیا روانکاوی به هر گونه Weltanschauung خاص منجر میشود یا خیر، و اگر بله، به چه.
مایهی تاسف است که «Weltanschauung» مفهومی مشخصاً آلمانی است، که ترجمهی آن به زبانی خارجی دشوار خواهد بود. اگر تلاش کنم تا تعریفی از این کلمه به شما بدهم، به احتمال بسیار زیاد در نظر شما چیزی بیمعنا خواهد آمد. پس منظور من از Weltanschauung، برساختی فکری است که به واسطهی فرضیهای جامع، راهحل یکپارچهای به تمام مشکلات وجودی ما میدهد، بنابراین برساختی است که در آن هیچ سؤالی بیجواب نخواهد ماند و هر چیزی که به آن علاقهمند هستیم جای خود را در آن پیدا میکند ]نزدیکترین ترجمه در فارسی برای این کلمه را میتوان «جهانبینی» در نظر گرفت. از این پس در این مقاله هرجا واژهی جهانبینی گذاشته شده است معادلی برای همین کلمه است[.
به راحتی میتوان دید که در اختیار داشتن این جهانبینی، یکی از آرزوهای آرمانی بشریت است. هنگامی که کسی به چنین چیزی اعتقاد دارد، در زندگی احساس امنیت میکند، میداند به چه هدف باید بکوشد، و چگونه باید هیجانها و علایق خود را به بهترین نحو سامان بدهد. اگر منظور از جهانبینی همین باشد، پس پاسخ دادن به آن سوال برای روانکاوی آسان است. در مقام علمی تخصصی، و شاخهای از روانشناسی -«روانشناسی ژرف» یا روانشناسی ناهشیار- کاملاً برای شکل دادن به قسمی جهانبینی از آن خودش نامناسب است؛ باید جهانبینی آن علم را به طور کلی بپذیرد.
جهانبینی
خانمها و آقایان - در سخنرانی قبل ما به امور بدیهی روزمره، و چنان که محرز است به سامان دادن امور نه چندان مهم خود مشغول شدیم. اکنون گام جسورانهای خواهیم برداشت، و با قبول مخاطره به پرسشی پاسخ خواهیم داد که مکرراً در چهارچوبهای غیرتحلیلی مطرح شده است، یعنی این پرسش که آیا روانکاوی به هر گونه Weltanschauung خاص منجر میشود یا خیر، و اگر بله، به چه.
مایهی تاسف است که «Weltanschauung» مفهومی مشخصاً آلمانی است، که ترجمهی آن به زبانی خارجی دشوار خواهد بود. اگر تلاش کنم تا تعریفی از این کلمه به شما بدهم، به احتمال بسیار زیاد در نظر شما چیزی بیمعنا خواهد آمد. پس منظور من از Weltanschauung، برساختی فکری است که به واسطهی فرضیهای جامع، راهحل یکپارچهای به تمام مشکلات وجودی ما میدهد، بنابراین برساختی است که در آن هیچ سؤالی بیجواب نخواهد ماند و هر چیزی که به آن علاقهمند هستیم جای خود را در آن پیدا میکند ]نزدیکترین ترجمه در فارسی برای این کلمه را میتوان «جهانبینی» در نظر گرفت. از این پس در این مقاله هرجا واژهی جهانبینی گذاشته شده است معادلی برای همین کلمه است[.
به راحتی میتوان دید که در اختیار داشتن این جهانبینی، یکی از آرزوهای آرمانی بشریت است. هنگامی که کسی به چنین چیزی اعتقاد دارد، در زندگی احساس امنیت میکند، میداند به چه هدف باید بکوشد، و چگونه باید هیجانها و علایق خود را به بهترین نحو سامان بدهد. اگر منظور از جهانبینی
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
ممنون از ترجمه و ارائه ، بسیار مفید بود