skip to Main Content
تغییرات ایگو

تغییرات ایگو

من معتقدم که این تجربیات اولیه که منجر به «تغییرات ایگو» می‌شود، و این روزها «تحریف‌های ایگو» نامیده می‌شوند، نیز ساختاری سه مرحله‌ای دارند. این بدان معنا است که در اصل آنها نیز تروما هستند، و باید به عنوان رویدادهایی در یک رابطه‌ی اُبژه‌ای، هرچند در یک رابطه بدوی، در نظر گرفته شوند. آنچه آنها را از تروما به معنای واقعی متمایز می‌کند، سن تقویمی یا شاید رشدی کودک است که تاثیر گسترده‌ای بر این رویدادها دارد. هر چه کودک بزرگتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که تعامل بین او و بزرگسال مانند یک «اغوای جنسی» باشد، و به افراط جنسی یا حتی افراط آشکارای تناسلی تنزل یابد.

به همین ترتیب، هر چه کودک بزرگتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که سایر بزرگسالان، غیر از مادر، و از همه مهم‌تر پدر، به اُبژه‌های ترومازا تبدیل شوند. از سوی دیگر، هر چه کودک کوچکتر باشد، احتمال افراط جنسی–تناسلی آشکار کمتر است؛ هر اتفاقی که ممکن است بیفتد، معمولاً در سطح پیش-تناسلی باقی می‌ماند. از سوی دیگر، اگر هر رویداد تروماتیک در یک کودک خردسال یا نوزاد رخ دهد، به دلیل وضعیت ساختاری است که در آن، تنها شخصی که می‌تواند ترومازا باشد، مادر است.

بخش‌هایی از مقاله‌ی «تروما و رابطه‌ی اُبژه‌ای»

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.
کپی‌برداری با روح روانکاوی ناسازگار است.
×