skip to Main Content
تبدیل به چه معناست؟

تبدیل به چه معناست؟

تبدیل به چه معناست؟

تبدیل به چه معناست؟

عنوان اصلی: Conversion
نویسنده: لاپلانش و پونتالیس
انتشار در: THE LANGUAGE OF PSYCHO-ANALYSIS
تاریخ انتشار: 1998
تعداد کلمات: ۹۱۲ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

‌‌‌تبدیل مکانیزم شکل‌گیری سیمپتوم است که در هیستری و به طور خاص در هیستری تبدیلی موثر است.

تبدیل متشکل از جابجایی یک تعارض روانی به سیمپتوم‌های جسمی، و اقدام به واگشایی آن بدین واسطه است که می‌تواند ماهیتی حرکتی (مثل فلج) یا حسی (مثل بی‌حسی یا دردهای موضعی) داشته باشد.

معنای تبدیل نزد فروید به یک رویکرد اقتصادی گره خورده است: لیبیدوی جدا شده از اندیشه واپسرانی شده، دگرگون می‌شود و به یک انرژی محرک عصبی (innervational) بدل می‌شود. اما آنچه سیمپتوم‌های تبدیل را مشخص می‌کند معنای نمادین آن‌هاست: آن‌ها اندیشه‌های واپس‌رانی شده را به واسطه‌ی بدن ابراز می‌کنند.

فروید برای توضیح «خیزش از یک فرایند ذهنی به یک تحریک عصبی جسمانی»، که خودش درک آن را دشوار می‌پنداشت، اصطلاح «تبدیل» را به ادبیات آسیب‌شناسی روانی وارد کرد.

همان‌طور که می‌دانیم، این اندیشه، در اواخر قرن نوزدهم اندیشه‌ی تازه‌ای بود، و از آن زمان به ویژه با توسعه پژوهش‌های روانی-جسمی به طور وسیعی گسترش یافته است.

علاوه بر این، باید توجه داشته باشیم که فروید پیش از این هم در تلاش برای انجام این کار بود، به طور برجسته با تمایزی که میان سیمپتوم‌های هیستریک و جسمانی نِوروز قائل شده بود.

معرفی این اصطلاح همزمان بود با نخستین پژوهش‌های فروید روی هیستری: این مورد برای اولین بار در سرگذشت خانم امی فون ان در مطالعاتی در باب هیستری (1895d)، و در «نوروسایکوز دفاع» (1894a) معرفی شد.

‌‌‌تبدیل مکانیزم شکل‌گیری سیمپتوم است که در هیستری و به طور خاص در هیستری تبدیلی موثر است.

تبدیل متشکل از جابجایی یک تعارض روانی به سیمپتوم‌های جسمی، و اقدام به واگشایی آن بدین واسطه است که می‌تواند ماهیتی حرکتی (مثل فلج) یا حسی (مثل بی‌حسی یا دردهای موضعی) داشته باشد.

معنای تبدیل نزد فروید به یک رویکرد اقتصادی گره خورده است: لیبیدوی جدا شده از اندیشه واپسرانی شده، دگرگون می‌شود و به یک انرژی محرک عصبی (innervational) بدل می‌شود. اما آنچه سیمپتوم‌های تبدیل را مشخص می‌کند معنای نمادین آن‌هاست: آن‌ها اندیشه‌های واپس‌رانی شده را به واسطه‌ی بدن ابراز می‌کنند.

فروید برای توضیح «خیزش از یک فرایند ذهنی به یک تحریک عصبی جسمانی»، که خودش درک آن را دشوار می‌پنداشت، اصطلاح «تبدیل» را به ادبیات آسیب‌شناسی روانی وارد کرد.

همان‌طور که می‌دانیم، این اندیشه، در اواخر قرن نوزدهم اندیشه‌ی تازه‌ای بود، و از آن زمان به ویژه با توسعه پژوهش‌های روانی-جسمی به طور وسیعی گسترش یافته است.

علاوه بر این، باید توجه داشته باشیم که فروید پیش از این هم در تلاش برای انجام این کار بود، به طور برجسته با تمایزی که میان سیمپتوم‌های هیستریک و جسمانی نِوروز قائل شده بود.

معرفی این اصطلاح همزمان بود با نخستین پژوهش‌های فروید روی هیستری: این مورد برای اولین بار در سرگذشت خانم امی فون ان در مطالعاتی در باب هیستری (1895d)، و در «نوروسایکوز دفاع» (1894a . . .

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search