تبدیل به چه معناست؟
تبدیل مکانیزم شکلگیری سیمپتوم است که در هیستری و به طور خاص در هیستری تبدیلی موثر است.
تبدیل متشکل از جابجایی یک تعارض روانی به سیمپتومهای جسمی، و اقدام به واگشایی آن بدین واسطه است که میتواند ماهیتی حرکتی (مثل فلج) یا حسی (مثل بیحسی یا دردهای موضعی) داشته باشد.
معنای تبدیل نزد فروید به یک رویکرد اقتصادی گره خورده است: لیبیدوی جدا شده از اندیشه واپسرانی شده، دگرگون میشود و به یک انرژی محرک عصبی (innervational) بدل میشود. اما آنچه سیمپتومهای تبدیل را مشخص میکند معنای نمادین آنهاست: آنها اندیشههای واپسرانی شده را به واسطهی بدن ابراز میکنند.
فروید برای توضیح «خیزش از یک فرایند ذهنی به یک تحریک عصبی جسمانی»، که خودش درک آن را دشوار میپنداشت، اصطلاح «تبدیل» را به ادبیات آسیبشناسی روانی وارد کرد.
همانطور که میدانیم، این اندیشه، در اواخر قرن نوزدهم اندیشهی تازهای بود، و از آن زمان به ویژه با توسعه پژوهشهای روانی-جسمی به طور وسیعی گسترش یافته است.
علاوه بر این، باید توجه داشته باشیم که فروید پیش از این هم در تلاش برای انجام این کار بود، به طور برجسته با تمایزی که میان سیمپتومهای هیستریک و جسمانی نِوروز قائل شده بود.
معرفی این اصطلاح همزمان بود با نخستین پژوهشهای فروید روی هیستری: این مورد برای اولین بار در سرگذشت خانم امی فون ان در مطالعاتی در باب هیستری (1895d)، و در «نوروسایکوز دفاع» (1894a) معرفی شد.
معنای اولیه تبدیل یک معنای اقتصادی بود: یک انرژی لیبیدویی به یک تحریک عصبی جسمانی دگرگون میشود. تبدیل با جدایی لیبیدو از اندیشه در فرایند واپسرانی ارتباط تنگاتنگی دارد؛ بنابراین انرژی لیبیدویی «به امر جسمانی دگرگون میشود».
برای فروید این تعبیر اقتصادی از تبدیل، از مفهومپردازی نمادین جداییناپذیر است؛ به واسطهی سیمپتومهای بدنی، اندیشههای واپسرانی شده «وارد گفتمان میشوند»، هرچند که آنها توسط مکانیزمهای تراکم و جابجایی تحریف شده باشند.
فروید اشاره میکند که رابطهی نمادینی که سیمپتوم و معنا را به هم پیوند میزند به گونهای است که یک سیمپتوم مجزا میتواند معانی متعددی را ابراز کند، نه تنها به یکباره، بلکه یکی پس از دیگری. فروید مینویسد:
«در طول سالها، یک سیمپتوم میتواند معنی یا معنای اصلیاش را تغییر دهد […]. تولید سیمپتومی از این نوع بسیار دشوار است، ترجمان برانگیختگیِ صرفاً روانیْ به اصطلاحات جسمانی –فرایندی که تحت عنوان «تبدیل» شرح دادهام– به تلاقی شرایط مطلوب متعددی بستگی دارد، تبعیت بدنی ضروری برای تبدیل به ندرت در دسترس است، به طوری که تکانشی برای تخلیه یک برانگیختگی ناهشیارْ تا جای ممکن از هر کانالی که از پیش برای تخلیه شدن وجود داشته باشد استفاده خواهد کرد».
در خصوص دلایل این که چرا سیمپتومهای تبدیلی شکل میگیرند نه انواع دیگر، مثل سیمپتومهای فوبیا یا وسواسی، فروید در ابتدا به «ظرفیتی برای تبدیل» متوسل میشود و بعدها زمانی که از اصطلاح «تبعیت بدنی» -به معنای یک عامل سرشتی یا اکتسابی، که در معنای کلی، یک سوژهی خاص را مستعد تبدیل میسازد، یا به بیان اختصاصیتر، ارگان یا دستگاه خاصی را برای هدف تبدیل مساعد میسازد- سخن میگوید، همین اندیشه را دنبال میکند. از این رو این سؤال ما را به سؤال دربارهی «انتخاب نِوروز» و وجه مشخصه ساختارهای نوروتیک هدایت میکند.
در یک دیدگاه بیمارینگارانه (nosographic) چه جایگاهی را باید به تبدیل اختصاص دهیم؟
الف. در زمینه هیستری. تبدیل در ابتدا در نظر فروید به مثابه مکانیزمی بود که به طور ثابت –البته در درجات متغیر– در هیستری حاضر میشود. در نتیجه، درکی عمیقتر از ساختار هیستری او را به این واداشت که شکلی از نِوروز را که علائم تبدیلی را آشکار نمیسازد، در این طبقه بگنجاند: این در اصل یک سندروم فوبیک بود که او به عنوان یک هیستری اضطرابی مجزا کرد؛ از طرف دیگر، این امر به او اجازه داد که یک هیستری تبدیلی را مرزبندی کند.
این گرایش به توقف درمان هیستری و تبدیل به مثابه موارد همراستا چیزی است که امروز هر زمانی که درباره هیستری، یا ساختار هیستریک، در غیاب علایم تبدیلی صحبت میکنیم باید با آن مواجه شویم.
ب. در زمینه عمومیتر نِوروزها. سیمپتومهای بدنی رابطهای نمادین با فانتزیهای ناهشیار سوژه دارند که باید در نِوروزهای غیر از هیستری با آن مواجه شد (برای مثال مشکلات رودهای «گرگ-مرد» را در نظر بگیرید). از این رو آیا ما باید با تبدیل در شکلگیری سیمپتومها به عنوان یک مکانیزم ابتدایی برخورد کنیم، به همان اندازه که میتوان در درجات متغیر طبقات مختلف نِوروزها یافت، یا این که آیا باید آن را به چشم چیزی ویژهی هیستری ببینیم، که یک «هسته هستریک» را مطرح میسازد، یا زمانی که در انواع دیگر عاطفه با آن مواجه میشویم از «نِوروزهای ترکیبی» صحبت کنیم؟ این صرفاً یک مسئلهی کلامی نیست، چرا که ما را به افتراق نِوروزها از لحاظ ساختار آنها و نه فقط از لحاظ سیمپتومهای آنها میرساند.
ج. در زمینهی آنچه اکنون «روانتنی» نامیده میشود. بیآنکه خواهان پیشداوری در خصوص مسئلهای باشیم که هنوز مورد بحث است، میتوانیم به گرایش کنونی به افتراق تبدیل هیستریک از دیگر فرایندهای شکلگیری سیمپتوم توجه کنیم؛ برای مثال، نام «جسمانیسازی» برای این فرایندها پیشنهاد شده است. بر اساس این رویکرد، سیمپتوم-تبدیل هیستریک ارتباط نمادین دقیقتری با سرگذشت سوژه دارد، به عنوان یک موجودیت بالینی سختتر قابل شناسایی است (مثلاً زخم معده، فشار خون)، پایداری کمتری دارد، و مواردی از این دست. در صورتی که در بسیاری از موارد این افتراق برای پزشکان غیرقابل اجتناب است، افتراق نظریای که باید با آن تطابق داشته باشد، مشکلساز باقی میماند.
هیستری تبدیلی
نوعی هیستری که مشخصه آن شیوع سیمپتومهای تبدیلی است.
این اصطلاح در آثار اولیهی فروید که در آن با مکانیزم تبدیل به مثابه یکی از مشخصههای عمومی هیستری برخورد میشود، استفاده نشده است. زمانی که فروید با روانکاوی «هانس کوچولو» تصمیم گرفت سندرومهای فوبیا را به عنوان یکی از زیرمجموعههای هیستری با نام «هیستری اضطرابی» درمان کند، اصطلاح «هیستری تبدیلی» به منظور مشخص کردن آنچه حالا یکی از اشکال هیستری بود، مطرح شد: «مواردی وجود دارد از هیستری تبدیلی خالص، بدون هیچ ردپایی از اضطراب؛ درست همانطور که مواردی وجود دارد با هیستری اضطرابی ساده، که احساسات اضطراب و فوبیا را نشان میدهد اما با هیچ تبدیلی همراه نیست».
| این مقاله با عنوان «Conversion» در THE LANGUAGE OF PSYCHO-ANALYSIS منتشر شده و در تاریخ ۱۷ آذر ۱۴۰۰ توسط تیم ترجمه تداعی ترجمه و در بخش دانشنامهی وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است. |
- 1.انتخاب اُبژه نارسیسیستی
- 2.پارانویا به چه معناست؟
- 3.واکنش درمانی منفی به چه معناست؟
- 4.نارسیسیزم اولیه به چه معناست؟
- 5.همانندسازی به چه معناست؟
- 6.تثبیت به چه معناست؟
- 7.واپسرانی به چه معناست؟
- 8.مکانیزمهای دفاعی به چه معنا هستند؟
- 9.عُقده به چه معناست؟
- 10.اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟
- 11.دوسوگرایی به چه معناست؟
- 12.رواننژندی کنونی چیست؟
- 13.چسبندگی لیبیدو به چه معناست؟
- 14.سازمان لیبیدو به چه معناست؟
- 15.مرحله آینهای چیست؟
- 16.درونفکنی چیست؟
- 17.تفسیر چیست؟
- 18.انکار چیست؟
- 19.برونکنشنمایی چیست؟
- 20.موضع افسردهوار چیست؟
- 21.موضع پارانوئید چیست؟
- 22.سوپرایگو چیست؟
- 23.ایگو چیست؟
- 24.مازوخیسم چیست؟
- 25.سادومازوخیسم چیست؟
- 26.رواننژندی چیست؟
- 27.کنش معوق چیست؟
- 28.انتقال متقابل به چه معناست؟
- 29.انتقال چیست؟
- 30.تبدیل به چه معناست؟
- 31.اید به چه معناست؟
- 32.اجبار به تکرار چیست؟
- 33.دوجنسگرایی به چه معناست؟
- 34.غریزه مرگ چیست؟
- 35.صحنهی نخستین به چه معناست؟
- 36.هیستری چیست؟
- 37.مادر فالیک به چه معناست؟
- 38.لیبیدو چیست؟
- 39.نفی چیست؟
- 40.رواننژندی سرنوشت به چه معناست؟
- 41.دفاع به چه معناست؟
- 42.رابطهی اُبژهای چیست؟
- 43.اُبژه چیست؟
- 44.عقدهی اُدیپ چیست؟
- 45.فالوس چیست؟
- 46.رشک آلت چیست؟
- 47.تداعی آزاد چیست؟
- 48.سکسوالیته چیست؟
- 49.سادیسم چیست؟
- 50.روانکژی چیست؟
- 51.نارسیسیزم چیست؟
- 52.اختگی چیست؟
- 53.به عمل آوری