skip to Main Content
وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

عنوان اصلی: When the body betrays
نویسنده: مارک مور
انتشار در: کارناک
تاریخ انتشار: 2013
تعداد کلمات: 3700 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 22 دقیقه
ترجمه: مانا گودرزی

وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

در ابتدا بهتر است در مورد معنی خیانت تامل کنیم: عملی گمراه‌کننده، ناکام‌کننده، خشونت‌آمیز  و پیش‌بینی نشده در زمانی که فرد اعتماد کرده است. در مورد عملکرد ذهن چه‌طور می‌توانیم این واژه را تعریف کنیم؟ در روان ما چه کسی به چه کسی خیانت می‌کند؟

برای مثال اگر ما سرخ شدن را به عنوان یک رویداد غیرعمدی ببینیم، آیا می‌توانیم بگوییم که ما به تصویری که دلمان می‌خواست به دنیا نشان دهیم خیانت کرده‌ایم؟ انگار  زمانی که  ایگو در مقابل یک تکانه قرار گرفته است، عمل سرکوب شکست می‌خورد. اما چه کسی خائن است؟ آیا می‌توانیم بگوییم که بدن به ما خیانت کرده است؟

ما مالک بدن هستیم. آیا او می‌تواند به طور عینی از احساس ما به خودمان جدا شود؟ وقتی ما سرخ می‌شویم بدن یک خائن خودکار است یا وسیله‌ای برای خیانت؟

قبل از اینکه به خیانت از طرف بدن بپردازیم بهتر است که رابطه‌ی ذهن و بدن روشن شود. فروید در این‌باره می‌نویسد که اولین ایگو، ایگوی بدنی است. در واقع اولین ادراکات از دنیای، از طریق اعضای بدن صورت می‌گیرد. یعنی بازتاب‌هایی که به ایگوی بدنی داده می‌شود، کم‌کم ایگو را می‌سازد. در واقع ایگو، محلی است که ادراکات درونی و بیرونی در کنار هم قرار می‌گیرند. سوپرایگو نیز می‌تواند در ساختار بدن و ذهن بنشنید و بعد از هم جدا شود.

شیلدر[۱] مفهوم تصویر بدنی را این‌گونه معرفی کرده است: مجموعه‌ای از بازنمایی‌های حسی، حرکتی و عاطفی است که تصویری از بدن را در ذهن می‌سازد.  این بازنمایی‌های برگرفته از وضعیت‌های درونی در محرک‌های محیطی و بازخورد دیگران در طول زمان است که می‌تواند هم خوشایند و هم ناخوشایند باشد. در واقع مجموعه‌ای از چند تصویر است، اما تصویر کاملی هم نیست. در بیانی دیگر، حافظه ما است که تجربیات روانشناختی تاکنونِ ما نسبت به خودمان را نگه داشته است.

وقتی که بدن به تو خیانت می‌کند.

در ابتدا بهتر است در مورد معنی خیانت تامل کنیم: عملی گمراه‌کننده، ناکام‌کننده، خشونت‌آمیز  و پیش‌بینی نشده در زمانی که فرد اعتماد کرده است. در مورد عملکرد ذهن چه‌طور می‌توانیم این واژه را تعریف کنیم؟ در روان ما چه کسی به چه کسی خیانت می‌کند؟

برای مثال اگر ما سرخ شدن را به عنوان یک رویداد غیرعمدی ببینیم، آیا می‌توانیم بگوییم که ما به تصویری که دلمان می‌خواست به دنیا نشان دهیم خیانت کرده‌ایم؟ انگار  زمانی که  ایگو در مقابل یک تکانه قرار گرفته است، عمل سرکوب شکست می‌خورد. اما چه کسی خائن است؟ آیا می‌توانیم بگوییم که بدن به ما خیانت کرده است؟

ما مالک بدن هستیم. آیا او می‌تواند به طور عینی از احساس ما به خودمان جدا شود؟ وقتی ما سرخ می‌شویم بدن یک خائن خودکار است یا وسیله‌ای برای خیانت؟

قبل از اینکه به خیانت از طرف بدن بپردازیم بهتر است که رابطه‌ی ذهن و بدن روشن شود. فروید در این‌باره می‌نویسد که اولین ایگو، ایگوی بدنی است. در واقع اولین ادراکات از دنیای، از طریق اعضای بدن صورت می‌گیرد. یعنی بازتاب‌هایی که به ایگوی بدنی داده می‌شود، کم‌کم ایگو را می‌سازد. در واقع ایگو، محلی است که ادراکات درونی و بیرونی در کنار هم قرار می‌گیرند. سوپرایگو نیز می‌تواند در ساختار بدن و ذهن بنشنید و بعد از هم جدا شود.

شیلدر[۱]

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

این پست یک دیدگاه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search