معرفی اثر
در مقالهٔ «اضطراب انتقال و شکست پدران ما»، پل فرهاگه اضطراب را بهعنوان یکی از عواطف بنیادی انتقال بررسی میکند؛ عاطفهای که به باور او در صورتبندیهای کلاسیک فروید و حتی در آثار لکان، به اندازهٔ عشق، نفرت و «شورِ ندانستن» مورد توجه قرار نگرفته است. فرهاگه انتقال را در نسبت با میل دیگری، فقدان و اُبژهٔ a میخواند و نشان میدهد که اضطراب میتواند هم از ناتوانی سوژه در پاسخدادن به میل دیگری پدید آید و هم از خطرِ انحلال در دیگری، زمانی که سوژه بیش از اندازه با آنچه از او خواسته میشود منطبق میشود.
بخش مهمی از مقاله به تفاوت تحلیل فرویدی و لکانی در مواجهه با انتقال اختصاص دارد. فرهاگه استدلال میکند که در تحلیل کلاسیک فرویدی، تحلیلگر میتواند در جایگاه پدری قرار گیرد که گویی پاسخ را میداند و ضامن معنای نهایی است؛ در حالی که در صورتبندی متأخر لکان، کارکرد تحلیلگر بیشتر با آشکارکردن فقدان در دیگری بزرگ و ناممکنبودن پاسخ نهایی پیوند دارد. از این منظر، پایان تحلیل مستلزم کنارآمدن سوژه با «نههمه» و پذیرش این واقعیت است که هیچ مرجع نهایی و بیخطایی برای میل و ژوئیسانس وجود ندارد.
فرهاگه در بخش پایانی این بحث بالینی را به تحولات اجتماعی پیوند میزند. او افول اقتدار پدرسالارانه را در نسبت با شکلهای جدید نظارت، شبکههای اجتماعی و اقتدار افقی بررسی میکند و این پرسش را پیش میکشد که با تضعیف جایگاه سنتی پدر و مرجع عمودی، چه شکل تازهای از اقتدار در حال پدیدآمدن است. مقاله از این راه، انتقال را از محدودهٔ اتاق تحلیل فراتر میبرد و آن را با دگرگونیهای معاصر در ساختار اقتدار، سوپرایگو و رابطهٔ سوژه با دیگری مرتبط میکند.