معرفی اثر
«ساختار درونروانی بر مبنای روابط اُبژهای» از متون مرکزی در صورتبندی نظریهٔ رونالد فربرن است؛ مقالهای که در آن نظریهٔ روابط اُبژهای او به صورت نسبتاً کامل به یک نظریه دربارهٔ ساختار شخصیت تبدیل میشود. نقطهٔ عزیمت فربرن همان فرض بنیادین اوست که «لیبیدو در درجهٔ نخست اُبژهجوست». پیامد این فرض آن است که سرچشمهٔ سازمان روان و آسیبشناسی را بایستی در سرنوشت روابط اُبژهای ایگوی در حال رشد جستوجو کرد. رابطه با اُبژه، در این دستگاه نظری، در سطح تجربهٔ بینفردی باقی نمیماند؛ کیفیت این رابطه میتواند درونی شود و بخشی از ساختمان خود روان را پدید آورد.
فربرن در این مقاله پیامدهای این دیدگاه را برای مفهوم تکانه، واپسرانی و ساختار ایگو دنبال میکند. از نظر او، تکانهها وجه پویای ساختارهای ایگو هستند؛ ازاینرو، فهم یک تکانه مستلزم فهم ایگویی است که آن تکانه از آن سرچشمه میگیرد و اُبژهای که به سوی آن جهت یافته است. به همین ترتیب، واپسرانی نیز در دستگاه فربرن به فرایندی ساختاری تبدیل میشود: اُبژههای درونیشدهٔ بد همراه با بخشهایی از ایگو که با آنها در رابطهاند از ایگوی مرکزی جدا و واپس رانده میشوند. در نتیجه، جهان درونی به صورت شبکهای از روابط اُبژهای سازمان مییابد.
در همین نقطه است که فربرن طرح متمایز خود از ساختار درونروانی را بسط میدهد. ایگوی اولیه در مواجهه با روابط اُبژهای ناکام و تحملناپذیر دستخوش انشقاق میشود و بخشهایی از آن همراه با اُبژههای مربوط به خود، سازمانهای نسبتاً مستقلی را تشکیل میدهند. صورتبندی ایگوی مرکزی، ایگوی لیبیدویی و «خرابکار درونی»، همراه با اُبژههای متناظر آنها، حاصل همین منطق است. بنابراین شخصیت از منظر فربرن تاریخی زنده از روابط اُبژهای درونیشده است؛ روابطی که همچنان در درون روان فعالاند، یکدیگر را تحت تأثیر قرار میدهند و در فانتزی، رؤیا، انتقال و روابط کنونی فرد خود را آشکار میسازند.
اهمیت مقاله در این است که فربرن در آن تصویری متفاوت از تعارض روانی به دست میدهد: تعارض درونی به صورت تعارض بین بخشهایی از ایگو فهمیده میشود که هرکدام در پیوند با اُبژهای خاص سازمان یافتهاند. به این ترتیب، علائم و دشواریهای منش را میتوان جلوههایی از روابط اُبژهای درونی دانست که همچنان زندگی روانی فرد را سازمان میدهند. این مقاله، از همین مسیر، یکی از روشنترین صورتبندیهای فربرن از این اندیشه است که ساختار شخصیت را بایستی بر حسب روابط اُبژهای فهمید.