skip to Main Content
سازمان‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک

سازمان‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک

سازمان‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک

سازمان‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک

عنوان اصلی: Thick- and thin-skinned organisations and enactment in borderline and narcissistic disorders
نویسنده: آنتونی بیتمن
انتشار در: نشریه‌ی بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۷۴۵۰ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۵۰ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

سازمان‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک و فعلیت در اختلالات مرزی و نارسیسیستیک

در این مقاله، نویسنده درباره‌ی این موضوع بحث می‌کند که فعلیت[۱] به هر کنش مشترک در رابطه‌ی بیمار/روانکاو گفته می‌شود که در قالب مشکلاتی در انتقال متقابل پدید می‌آید. این فعلیت هنگام درمان اختلالات مرزی و نارسیسیستیک رایج است. نویسنده برای ترسیم شکل‌های مختلف فعلیت، که از دیدگاه وی یا به ضرر فرآیند روانکاوی است یا به نفع آن، بیماری را توصیف می‌کند که در اصل با یک مادر سادیستیک همانندسازی کرده و هنگام درمان، با چاقو روانکاو را تهدید کرده بود. سه سطح از فعلیت که پاسخ‌های انتقال متقابل را در بر می‌گیرد شرح داده شده‌اند که دو مورد از آن‌ها، یعنی یک انتقال متقابل دسیسه‌آمیز و یک انتقال متقابل دفاعی، برای فرآیند روانکاوی زیان‌بخش بودند. سطح سوم فعلیت سودمند بود اما تنها به این خاطر که مداخله توسط روانکاوْ مستقل از فرآیند روانکاوی و با این حال در پاسخ به آن بود. نویسنده از تمایز روزنفلد بین نارسیسیست‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک استفاده می‌کند تا نشان دهد هنگامی که بیمار بین موقعیت‌های نارسیسیستیک پوست‌کلفت و پوست‌نازک جابجا می‌شود چگونه احتمال فعلیت افزایش می‌یابد. با وجود این، جابجایی بین موقعیت‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک فرصتی برای تفسیر مؤثر فراهم کرده و پیشرفت درمان را میسر می‌سازد.

مقدمه

این مقاله درباره‌ی فعلیت در اختلالات مرزی و نارسیسیستیک است و از تمایز روزنفلد (۱۹۸۷) بین دو نوع نارسیسیزم، یعنی نارسیسیست‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک استفاده می‌کند. نارسیسیست‌های پوست‌کلفت در اصل غیر قابل دسترس و به شکلی تدافعی پرخاشگر هستند، در حالی که نارسیسیستیک‌های پوست‌نازک شکننده و آسیب‌پذیر هستند. من تقسیم‌بندی روزنفلد را در کار بالینی سودمند و با این حال بسیار شماتیک می‌دانم، چرا که بیماران نارسیسیستیک و مرزی عمدتاً بین موقعیت‌های پوست‌کلفت و پوست‌نازک جابجا می‌شوند و یک تصویر بالینی ناپایدار ارائه می‌کنند که هم تهدید و هم فرصتی برای درمان روانکاوانه است. از یک طرف، جابجاییْ احتمال فعلیت را در قالب خشونت نسبت به دیگران یا در قالب کنش‌های خود-ویرانگر، بسته به اینکه عناصر پوست‌کلفت و پوست‌نازک به‌ترتیب در دسترس باشند یا خیر افزایش می‌دهد. اما از طرف دیگر تنها زمانی که بیمار بین موقعیت‌ها جابجا می‌شود تفسیر از نظر درمانی مؤثر بوده و پیشرفت درمان را میسر می‌سازد.

فعلیت

فعلیت عبارتی مرکب و متشکل از ایده‌هایی است که معمولاً در زمره‌ی برون‌ریزی[۲]، درون‌ریزی[۳]، فعلیت بخشیدن[۴]، تکرار، انتقال و انتقال متقابل قرار می‌گیرند. در نتیجه تعریفی که همه بر سر آن توافق کرده باشند برای این مفهوم وجود ندارد، که در واقع این بیم به وجود می‌آید که این مفهوم بی‌معناست، و به تلاش‌های ما برای اصلاح نظریه‌ی روانکاوی و درک بهتر بیماران کمکی نمی‌کند. با وجود این در میان نوشته‌ها دو مضمون عمده درباره‌ی فعلیت به چشم می‌خورد.

اول اینکه فعلیت یک پدیده‌ی میان‌فردی تلقی می‌شود که شامل کنشی با شدت متغیر بین بیمار و روانکاو است. در سمت خوش‌خیم طیف، فعلیت معادل «فعلیت بخشیدن» (سندلر، ۱۹۷۶a,b) به رابطه‌ی انتقالی باب میل بیمار، بین بیمار و روانکاو است. در سمت وخیم‌تر طیف، ظرفیت‌های اُبژکتیو روانکاو به خطر افتاده و روانکاو و بیمار مشترکاً پای خود را از یک مرز فراتر می‌گذارند. مک‌لفلین (۱۹۹۱)، چاسد (۱۹۹۱) و راتن (۱۹۹۳) با این دیدگاه موافق‌اند، و بر اساس مشارکت روانکاو بین فعلیت و برون‌ریزی تمایز قائل می‌شوند. فعلیت مستلزم حضور روانکاو به عنوان شرکت‌کننده، آسیب‌پذیر در برابر انتقال‌های خود، حساس به «نقاط کور» و گرفتار در رابطه به جای همراهی با آن است، در حالی که برون‌ریزی صرفاً بر حضور روانکاو به عنوان یک ناظر دلالت دارد.

مضمون دوم فعلیت به صورت یک نیروی مثبت در درمان است، تا جایی که حتی ممکن است بخشی از یک تجربه‌ی اصلاحی را تشکیل دهد (راتن، ۱۹۹۳). روانکاو به دنبال فعلیتْ خود را رها کرده، و مشارکت تعارض‌ برانگیز خود را از مشارکت بیمار جدا می‌کند و از اینکه بخواهد به خاطر ناتوانی در حفظ بی‌طرفی به خود-تنبیهی رو بیاورد حذر می‌کند، در نتیجه باعث می‌شود فعلیت به درک و پیشرفت منجر شود. چیزی که مشخص نیست این است که این چه فرقی با یک فرآیند روانکاوی عادی دارد که در آن روانکاو پیوسته تلاش می‌کند آنچه مال اوست را از آنچه مال بیمار است، آنچه فرافکنی شده و آنچه نشده را از هم متمایز سازد. اگر این فرآیند را فعلیت بنامیم، پس احتمالاً کل گفتگوی روانکاوانه یک فعلیت است و این باعث حشوآمیز شدن این عبارت می‌شود. علی‌رغم این تردیدها من همچنان از این عبارت استفاده می‌کنم. فعلیت در اینجا مثل هر کنش مشترک دیگر در رابطه‌ی بیمار/روانکاو تعریف می‌شود که در قالب مشکلاتی در انتقال متقابل از سمت روانکاو به وجود می‌آید. من این را اتفاقی اجتناب‌ناپذیر در کار روانکاوی می‌دانم که می‌تواند به ضرر تحلیل باشد یا به نفع آن.

محدودیت دسترسی به ادامه‌ی مطلب

دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی صرفاً برای اعضای ویژه‌ی گروه روانکاوی تداعی در نظر گرفته شده است.

با عضویت در گروه تداعی و فعال کردن عضویت ویژه‌ به امکان مطالعه‌ی آنلاین این مقاله و تمام مقالات تداعی که در حال حاضر بیش از ۳۵۰ مقاله‌ی تخصصی شامل نظریات روانکاوی، رویکردهای مختلف، تکنیک‌های بالینی و مواردی از این دست است دسترسی ‌خواهید یافت. عضویت ویژه فقط برای مطالعه‌ی آنلاین در سایت است و امکان دانلود پی‌دی‌اف با عضویت ویژه وجود ندارد. اگر نیاز به پی‌دی‌اف مقالات دارید، آنها را بایستی جداگانه تهیه کنید.

از این صفحه می‌توانید نحوه‌ی فعال کردن عضویت ویژه را ببینید و اگر تمایل داشتید تا عضو ویژه‌ی تداعی شوید از صفحه‌ی عضویت وارد اکانت‌تان شوید و عضویت ویژه را فعال کنید.

عضویت در گروه روانکاوی تداعی

+ مجموعه مقالات سایکوپاتولوژی شدید
0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.