واکنش مراجعان به بارداری درمانگران
هرگز واکنش «آنی»، نخستین مراجعام را که به او اطلاع دادم اولین فرزند خود را باردار هستم، فراموش نخواهم کرد. او آشکارا پریشان شد و پرسید: «کافیات نیست؟». در ابتدا گیج شدم. من هیچ فرزند دیگری نداشتم. سپس متوجه شدم که او دربارهی من حرف نمیزند، بلکه در مورد خودش حرف میزند. در تجربهی او که فرزند اول میان ۱۰ بچه بود، رسیدن نوزادهای جدید به معنای توجه کمتر و کمتر و مسئولیت بیشتر و بیشتر برای او بود.
آموزش پس از فارغالتحصیلیام من را برای این وضعیت آماده نکرده بود، پس به کتابخانه رفتم (بله، کتابخانه. ماجرا متعلق به ۳۵ سال پیش است؛ پیش از اینکه اینترنت زندگی ما را تغییر دهد).
مقالات اندکی که در مورد تأثیر حاملگی درمانگر بر مراجعین بود را پیدا کردم، غالباً از نقطهنظر روانکاوی بودند و مفهوم «انتقال» را در بر میگرفتند. قطعاً در مورد مرجع من «آنی» صدق میکرد. اما آیا در مورد تمام کسانی که برای درمان میدیدم نیز صادق بود؟ در آن زمان، کمبود مسلم اطلاعات داشتیم.
هرگز واکنش «آنی»، نخستین مراجعام را که به او اطلاع دادم اولین فرزند خود را باردار هستم، فراموش نخواهم کرد. او آشکارا پریشان شد و پرسید: «کافیات نیست؟». در ابتدا گیج شدم. من هیچ فرزند دیگری نداشتم. سپس متوجه شدم که او دربارهی من حرف نمیزند، بلکه در مورد خودش حرف میزند. در تجربهی او که فرزند اول میان ۱۰ بچه بود، رسیدن نوزادهای جدید به معنای توجه کمتر و کمتر و مسئولیت بیشتر و بیشتر برای او بود.
آموزش پس از فارغالتحصیلیام من را برای این وضعیت آماده نکرده بود، پس به کتابخانه رفتم (بله، کتابخانه. ماجرا متعلق به ۳۵ سال پیش است؛ پیش از اینکه اینترنت زندگی ما را تغییر دهد).
  . . .
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
ممنونم از مطلبی که تهیه کردین، به نکات خوبی اشاره شد که میشد ازشون یاد گرفت و با دقت بیشتری به ظرافت و ریزهکاریهای درمان نگاه کرد و مسائل بیشتری رو در نظر گرفت که شاید در نگاه اول اونقدر تأثیرگذار به نظر نمیان