همانگونه که فروید در «ماتم و ماخولیا» خاطرنشان میکند، آزمون واقعیت بخش اساسی کار ماتم است. او میگوید: «در اندوه، این دورهٔ زمانی برای اجرای تفصیلی حکمی که آزمون واقعیت تحمیل میکند ضروری است، و… با انجام این کار، ایگو موفق میشود لیبیدوی خود را از اُبژهٔ ازدسترفته آزاد سازد.»[۲] و در جایی دیگر میگوید: «هر یک از خاطرات و امیدهایی که لیبیدو را به اُبژه پیوند داده بودند، فراخوانده و موضوع نیروگذاری روانی بیشازحد قرار میگیرند، و جدایی لیبیدو از آن تحقق مییابد. اینکه چرا این فرایند اجرای جزءبهجزء حکم واقعیت، که ماهیتی سازشگونه دارد، بایستی تا این اندازه دردناک باشد، بههیچوجه از منظر اقتصاد روانی بهآسانی توضیحپذیر نیست. شایان توجه است که این درد برای ما طبیعی به نظر میرسد.»[۳] و در فرازی دیگر: «حتی نمیدانیم کار ماتم از طریق چه تدابیر اقتصادی به انجام میرسد؛ با وجود این، شاید حدسی در اینجا به یاری ما بیاید. واقعیت حکم خود را، مبنی بر اینکه اُبژه دیگر وجود ندارد، دربارهٔ تکتک خاطرات و امیدهایی صادر میکند که لیبیدو از طریق آنها به اُبژهٔ ازدسترفته متصل بوده است، و ایگو که گویی با این تصمیم مواجه شده که آیا سرنوشت اُبژه را با آن شریک شود یا نه، بهواسطهٔ مجموعهٔ ارضاهای نارسیسیستی ناشی از زندهبودن متقاعد میشود که پیوند خود را با اُبژهٔ ناموجود قطع کند. میتوان تصور کرد که، به سبب کندی و تدریجیبودن شیوهای که این گسستن از طریق آن تحقق مییابد، صرف انرژیِ لازم برای آن تا زمانی که این کار به انجام میرسد به نحوی پراکنده و مستهلک میشود».[۴]
به زعم من، بین آزمون واقعیت در ماتم طبیعی و فرایندهای آغازین ذهن ارتباطی نزدیک وجود دارد. مدعای من این است که کودک از حالات ذهنیای عبور میکند که با ماتم بزرگسال قابل مقایسهاند، یا دقیقتر، هرگاه در زندگی بعدی اندوهی تجربه شود این ماتم آغازین دوباره زنده میشود. به زعم من، مهمترین روشی که کودک از طریق آن بر حالات ماتم خود غلبه میکند، آزمون واقعیت است؛ با وجود این، همانگونه که فروید تأکید میکند، این فرایند خود بخشی از کار ماتم است.
در مقالهام، «سهمی در پیدایش روانی حالات مانیک-افسردهوار»[۵]، مفهوم موضع افسردهوار کودکی را مطرح کردم و ارتباط بین این موضع و حالات مانیک-افسردهوار را نشان دادم. اکنون، برای روشنکردن رابطهٔ بین موضع افسردهوار کودکی و ماتم طبیعی، بایستی نخست بهاختصار به برخی از مطالبی که در آن مقاله بیان کردم اشاره کنم و سپس آنها را بسط دهم. همچنین امیدوارم در جریان این بحث بتوانم به فهم بیشترِ ارتباط بین ماتم طبیعی از یک سو، و ماتم نابهنجار و حالات مانیک-افسردهوار از سوی دیگر، کمک کنم.
در آنجا گفتم که نوزاد احساسات افسردهواری را تجربه میکند که درست پیش از ازشیرگرفتن، در جریان آن و پس از آن به اوج میرسند. این همان حالت ذهنی در نوزاد است که آن را «موضع افسردهوار» نامیدم و پیشنهاد کردم که نوعی ماخولیا در حال تکوین است. اُبژهای که برای آن ماتم گرفته میشود پستان مادر است و هر آنچه پستان و شیر در ذهن نوزاد به بازنمایی آن بدل شدهاند: یعنی عشق، نیکی و امنیت. نوزاد احساس میکند همهٔ اینها از دست رفتهاند و این فقدان را پیامد فانتزیها و تکانههای مهارنشدنیِ حریصانه و ویرانگر خود علیه پستانهای مادر میداند. پریشانی بیشتری دربارهٔ فقدان قریبالوقوع، این بار فقدان هر دو والد، از موقعیت اُدیپی سرچشمه میگیرد؛ موقعیتی که چنان زود و در چنان ارتباط نزدیکی با ناکامیهای پستانی آغاز میشود که در مراحل نخست خود تحت سلطهٔ تکانهها و ترسهای دهانی قرار دارد. دامنهٔ اُبژههای محبوبی که در فانتزی مورد حمله قرار میگیرند و در نتیجه از فقدان آنها بیم میرود، به سبب روابط دوسوگرایانهٔ کودک با برادران و خواهرانش گسترش مییابد. پرخاشگری نسبت به برادران و خواهرانِ فانتزیشده، که در درون بدن مادر مورد حمله قرار میگیرند، نیز احساس گناه و فقدان را برمیانگیزد. اندوه و نگرانی دربارهٔ فقدانِ هراسانگیز اُبژههای «خوب»، یعنی موضع افسردهوار، بنا بر تجربهٔ من، عمیقترین سرچشمهٔ تعارضات دردناک در موقعیت اُدیپی و نیز در روابط کودک با مردم بهطور کلی است. در سیر رشد طبیعی، این احساسات اندوه و ترس به شیوههای گوناگون پشت سر گذاشته میشوند.
TADAEI / PRIVATE READING
ادامهٔ این مقاله برای اعضای ویژه است
بخش آغازین مقاله را مطالعه کردید. با اشتراک ویژه، متن کامل این مقاله و سایر نوشتههای اختصاصی تداعی در دسترس شما قرار میگیرد.
ادامهٔ مطالعه
مقالههای مرتبط با این نویسنده یا نظریهپرداز را دنبال کنید و پیشرفت مطالعهٔ خود را ببینید.
ملانی کلاین
- ۱دربارهی معیارهای خاتمه یک روانکاوی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۲حکایت حس تنهایی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۳برگی بر تحول عملکرد روانی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۴دنیای بزرگسالی و سرچشمههای آن در کودکی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۵مشاهداتی پس از جراحیخواندهنشده
- ۶یادداشتهایی در باب برخی مکانیزمهای اسکیزوئید | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۷تکنیک بازی روانکاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۸در باب همانندسازی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۹ملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسردهوار | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۰ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسردهوار | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۱رشک و قدردانی | ملانی کلاینخواندهنشده
ملانی کلاین
- ۱ملانی کلاین کیست؟خواندهنشده
- ۲ملانی کلاین: زندگینامه و کارهای علمی | قسمت اولخواندهنشده
- ۳ملانی کلاین: زندگینامه و کارهای علمی | بخش دومخواندهنشده
- ۴ملانی کلاین: زندگینامه و کارهای علمی | بخش سومخواندهنشده
- ۵وقایعشناسی | زندگینامه و کارهای علمی | قسمت چهارمخواندهنشده
- ۶دوپارهسازی ابژه | مبانی نظری روانکاوی ملانی کلاینخواندهنشده
- ۷تحلیل کودک | مبانی نظری روانکاوی ملانی کلاینخواندهنشده
- ۸رشک، حسادت و آز در ادبیات ملانی کلاینخواندهنشده
- ۹دربارهی معیارهای خاتمه یک روانکاوی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۰حکایت حس تنهایی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۱برگی بر تحول عملکرد روانی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۲جهتگیرهای جدید در روانکاوی با ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۳دنیای بزرگسالی و سرچشمههای آن در کودکی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۴اشارهای به برخی مفاهیم بالینی در آثار ملانی کلاین: رهایی از نارسیسیزمخواندهنشده
- ۱۵مشاهداتی پس از جراحیخواندهنشده
- ۱۶یادداشتهایی در باب برخی مکانیزمهای اسکیزوئید | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۷تکنیک بازی روانکاوانه: تاریخچه و اهمیت آن | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۸در باب همانندسازی | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۱۹خاستگاه و ماهیت «اُبژه» در نظریات کلاین و فِربِرنخواندهنشده
- ۲۰ملانی کلاین و امر سیاسیخواندهنشده
- ۲۱ملاحظاتی در باب پیدایش روانی حالات مانیک-افسردهوار | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۲۲ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسردهوار | ملانی کلاینخواندهنشده
- ۲۳رشک و قدردانی | ملانی کلاینخواندهنشده