skip to Main Content
ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاین

ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاین

ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاین

ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار | ملانی کلاین

عنوان اصلی: Mourning and its Relation to Manic-Depressive States
نویسنده: ملانی کلاین
انتشار در: نشریهٔ بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۴۰
تعداد کلمات: ۱۲۴۸۰ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۷۰ دقیقه
ترجمه: ماشینی
بازبینی و ویرایش: مهدی میناخانی

ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار[1]

همان‌گونه که فروید در «ماتم و ماخولیا» خاطرنشان می‌کند، آزمون واقعیت بخش اساسی کار ماتم است. او می‌گوید: «در اندوه، این دورهٔ زمانی برای اجرای تفصیلی حکمی که آزمون واقعیت تحمیل می‌کند ضروری است، و… با انجام این کار، ایگو موفق می‌شود لیبیدوی خود را از اُبژهٔ ازدست‌رفته آزاد سازد.»[2] و در جایی دیگر می‌گوید: «هر یک از خاطرات و امیدهایی که لیبیدو را به اُبژه پیوند داده بودند، فراخوانده و موضوع نیروگذاری روانی بیش‌ازحد قرار می‌گیرند، و جدایی لیبیدو از آن تحقق می‌یابد. اینکه چرا این فرایند اجرای جزءبه‌جزء حکم واقعیت، که ماهیتی سازش‌گونه دارد، بایستی تا این اندازه دردناک باشد، به‌هیچ‌وجه از منظر اقتصاد روانی به‌آسانی توضیح‌پذیر نیست. شایان توجه است که این درد برای ما طبیعی به نظر می‌رسد.»[3] و در فرازی دیگر: «حتی نمی‌دانیم کار ماتم از طریق چه تدابیر اقتصادی به انجام می‌رسد؛ با وجود این، شاید حدسی در اینجا به یاری ما بیاید. واقعیت حکم خود را، مبنی بر اینکه اُبژه دیگر وجود ندارد، دربارهٔ تک‌تک خاطرات و امیدهایی صادر می‌کند که لیبیدو از طریق آنها به اُبژهٔ ازدست‌رفته متصل بوده است، و ایگو که گویی با این تصمیم مواجه شده که آیا سرنوشت اُبژه را با آن شریک شود یا نه، به‌واسطهٔ مجموعهٔ ارضاهای نارسی‌سیستی ناشی از زنده‌بودن متقاعد می‌شود که پیوند خود را با اُبژهٔ ناموجود قطع کند. می‌توان تصور کرد که، به سبب کندی و تدریجی‌بودن شیوه‌ای که این گسستن از طریق آن تحقق می‌یابد، صرف انرژیِ لازم برای آن تا زمانی که این کار به انجام می‌رسد به نحوی پراکنده و مستهلک می‌شود».[4]

به زعم من، بین آزمون واقعیت در ماتم طبیعی و فرایندهای آغازین ذهن ارتباطی نزدیک وجود دارد. مدعای من این است که کودک از حالات ذهنی‌ای عبور می‌کند که با ماتم بزرگسال قابل مقایسه‌اند، یا دقیق‌تر، هرگاه در زندگی بعدی اندوهی تجربه شود این ماتم آغازین دوباره زنده می‌شود. به زعم من، مهم‌ترین روشی که کودک از طریق آن بر حالات ماتم خود غلبه می‌کند، آزمون واقعیت است؛ با وجود این، همان‌گونه که فروید تأکید می‌کند، این فرایند خود بخشی از کار ماتم است.

در مقاله‌ام، «سهمی در پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌وار»[5]، مفهوم موضع افسرده‌وار کودکی را مطرح کردم و ارتباط بین این موضع و حالات مانیک-افسرده‌وار را نشان دادم. اکنون، برای روشن‌کردن رابطهٔ بین موضع افسرده‌وار کودکی و ماتم طبیعی، بایستی نخست به‌اختصار به برخی از مطالبی که در آن مقاله بیان کردم اشاره کنم و سپس آنها را بسط دهم. همچنین امیدوارم در جریان این بحث بتوانم به فهم بیشترِ ارتباط بین ماتم طبیعی از یک سو، و ماتم نابهنجار و حالات مانیک-افسرده‌وار از سوی دیگر، کمک کنم.

ماتم و رابطهٔ آن با حالات مانیک-افسرده‌وار[1]

همان‌گونه که فروید در «ماتم و ماخولیا» خاطرنشان می‌کند، آزمون واقعیت بخش اساسی کار ماتم است. او می‌گوید: «در اندوه، این دورهٔ زمانی برای اجرای تفصیلی حکمی که آزمون واقعیت تحمیل می‌کند ضروری است، و... با انجام این کار، ایگو موفق می‌شود لیبیدوی خود را از اُبژهٔ ازدست‌رفته آزاد سازد.»[2] و در جایی دیگر می‌گوید: «هر یک از خاطرات و امیدهایی که لیبیدو را به اُبژه پیوند داده بودند، فراخوانده و موضوع نیروگذاری روانی بیش‌ازحد قرار می‌گیرند، و جدایی لیبیدو از آن تحقق می‌یابد. اینکه چرا این فرایند اجرای جزءبه‌جزء حکم واقعیت، که ماهیتی سازش‌گونه دارد، بایستی تا این اندازه دردناک باشد، به‌هیچ‌وجه از منظر اقتصاد روانی به‌آسانی توضیح‌پذیر نیست. شایان توجه است که این درد برای ما طبیعی به نظر می‌رسد.»[3] و در فرازی دیگر: «حتی نمی‌دانیم کار ماتم از طریق چه تدابیر اقتصادی به انجام می‌رسد؛ با وجود این، شاید حدسی در اینجا به یاری ما بیاید. واقعیت حکم خود را، مبنی بر اینکه اُبژه دیگر وجود ندارد، دربارهٔ تک‌تک خاطرات و امیدهایی صادر می‌کند که لیبیدو از طریق آنها به اُبژهٔ ازدست‌رفته متصل بوده است، و ایگو که گویی با این تصمیم مواجه شده که آیا سرنوشت اُبژه را با آن شریک شود یا نه، به‌واسطهٔ مجموعهٔ ارضاهای نارسی‌سیستی ناشی از زنده‌بودن متقاعد می‌شود که پیوند خود را با اُبژهٔ ناموجود قطع کند. می‌توان تصور کرد که، به سبب کندی و تدریجی‌بودن شیوه‌ای که این گسستن از طریق آن تحقق می‌یابد، صرف انرژیِ لازم برای آن تا زمانی که این کار به انجام می‌رسد به نحوی پراکنده و مستهلک می‌شود».[4]

به زعم من، بین آزمون واقعیت در ماتم طبیعی و فرایندهای آغازین ذهن ارتباطی نزدیک وجود دارد. مدعای من این است که کودک از حالات ذهنی‌ای عبور می‌کند که با ماتم بزرگسال قابل مقایسه‌اند، یا دقیق‌تر، هرگاه در زندگی بعدی اندوهی تجربه شود این ماتم آغازین دوباره زنده می‌شود. به زعم من، مهم‌ترین روشی که کودک از طریق آن بر حالات ماتم خود غلبه می‌کند، آزمون واقعیت است؛ با وجود این، همان‌گونه که فروید تأکید می‌کند، این فرایند خود بخشی از کار ماتم است.

در مقاله‌ام، «سهمی در پیدایش روانی حالات مانیک-افسرده‌وار»[5]، مفهوم موضع افسرده‌وار کودکی را مطرح کردم و ارتباط بین این موضع و حالات مانیک-افسرده‌وار را نشان دادم. اکنون، برای روشن‌کردن رابطهٔ بین موضع افسرده‌وار کودکی و ماتم طبیعی، بایستی نخست به‌اختصار به برخی از مطالبی که در آن مقاله بیان کردم اشاره کنم و سپس آنها را بسط دهم. همچنین امیدوارم در جریان این بحث بتوانم به فهم بیشترِ ارتباط بین ماتم طبیعی از یک سو، و ماتم نابهنجار و حالات مانیک-افسرده‌وار از سوی دیگر، کمک کنم.

محدودیت دسترسی
دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

مجموعه مقالات ملانی کلاین
Back To Top
×Close search
Search