skip to Main Content
انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی

انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی

انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی

انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی

عنوان اصلی: Narcissistic object-choice
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۶۲۷ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه
ترجمه: گروه روانکاوی تداعی

انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی

نوعی از انتخاب اُبژه (object-choice) که بر اساس الگوی رابطه فرد با خودِ او عمل می‌کند، به‌طوری که اُبژه نمایانگر جنبه‌ای از خودِ فرد باشد.

کشف این موضوع که برخی افراد، به‌ویژه همجنس‌گرایان، «[برای انتخاب اُبژه عشق] مبنا را […] خودشان قرار داده‌اند»، برای فروید «از قوی‌ترین دلایلی بود که ما را به پذیرش فرضیه نارسیسیزم سوق داد». انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی در مقابل انتخاب اتکایی (anaclitic) قرار دارد، زیرا در انتخاب نارسی‌سیستی، رابطه با اُبژه موجود پیشین بازتولید نمی‌شود، بلکه بر اساس مدل رابطه‌ای که سوژه با خودش دارد، شکل می‌گیرد.

در اولین تلاش‌هایش برای تدوین ایده نارسی‌سیزم، فروید انتخاب نارسی‌سیستی همجنس‌گرا را به‌عنوان یک مرحله‌ٔ میانی بین نارسیسیزم و دگرجنس‌گرایی مطرح می‌کند: گفته می‌شود که کودک در ابتدا اُبژه‌ای را انتخاب می‌کند که اندام‌های تناسلی‌اش شبیه به اندام‌های خودش باشد.

اما ایده‌ی انتخاب نارسی‌سیستی حتی در مورد همجنس‌گرایی نیز ایده‌ای سرراست نیست: اُبژه بر اساس مدل کودک یا نوجوانی انتخاب می‌شود که سوژه زمانی بوده است، در حالی که سوژه با مادری که از او مراقبت می‌کرده است، همانندسازی می‌کند.
مقاله‌ٔ «پیش‌درآمدی بر نارسیسیزم»(1914c)  مفهوم انتخاب نارسی‌سیستی را بسط می‌دهد، و فروید طرح‌وارهٔ زیر را ارائه می‌کند:

«یک فرد ممکن است […] بر اساس نوع نارسی‌سیستی عشق بورزد:

الف. به آنچه که خودِ او هست (یعنی، خودش)،
ب. به آنچه که خودِ او بوده است،
پ. به آنچه که خودِ او دوست دارد باشد،
ت. به کسی که زمانی بخشی از خودِ او بوده است»

این عناوین پدیده‌های متنوعی را در بر می‌گیرند. سه مورد اول به انتخاب اُبژه‌ای اشاره دارند که شباهتی به خودِ سوژه دارد. با این حال، باید تأکید کرد که:

۱. مدل این انتخاب معمولاً یک تصویر یا ایده‌آل است.
۲. شباهت بین اُبژه انتخاب‌شده و مدل می‌تواند بسیار جزئی باشد و تنها چند ویژگی مشترک را شامل شود.

در مورد گزینه‌ی «ت»، فروید به عشق نارسی‌سیستی مادر به فرزندش اشاره دارد، یعنی کسی که «زمانی بخشی از خودِ او بوده است». اینجا شرایط کاملاً متفاوت است. اُبژه انتخاب‌شده دیگر شبیه به سوژه به‌عنوان یک فرد یکپارچه نیست، بلکه چیزی است که به سوژه امکان می‌دهد وحدت از‌دست‌رفته‌ٔ خود را دوباره کشف و بازسازی کند.

مقاله «پیش‌درآمدی بر نارسیسیزم» انتخاب اُبژه مردانه را که معمولاً در حالت اتکایی عمل می‌کند، در مقابل انتخاب اُبژه زنانه قرار می‌دهد که به‌طور معمول نارسی‌سیستی است. با این حال، فروید اشاره می‌کند که این تمایز صرفاً یک طرح‌واره است و «هر دو نوع انتخاب اُبژه برای هر فرد قابل دسترسی است».

بنابراین، این دو نوع انتخاب اُبژه به‌عنوان ایده‌آل‌های محض در نظر گرفته می‌شوند و ممکن است در هر مورد خاص به‌صورت متناوب یا ترکیبی ظاهر شوند.

با این حال، این سؤال مطرح است که آیا می‌توان تضاد میان انتخاب اُبژه نارسی‌سیستی و اتکایی را، حتی به‌عنوان انواع ایده‌آل پذیرفت. فروید در «عشق کامل به اُبژه از نوع وابستگی» مشاهده می‌کند که «ارزش‌گذاری شدید جنسی بی‌تردید از نارسیسیزم اولیه کودک سرچشمه می‌گیرد و در واقع انتقال این نارسیسیزم به اُبژه جنسی است».

در مقابل، او زنان نارسی‌سیستی را این‌گونه توصیف می‌کند: «چنین زنانی، به معنای دقیق کلمه، تنها خودشان را با شدتی مشابه عشق مرد به آن‌ها دوست دارند. نیاز آن‌ها در جهت عشق ورزیدن نیست، بلکه در دوست داشته شدن است؛ و مردی که بتواند این نیاز را برآورده کند، کسی است که توجه آن‌ها را جلب می‌کند».

در اینجا این پرسش پیش می‌آید که آیا چنین موردی، که فروید آن را نارسی‌سیستی می‌نامد، در واقع نشان‌دهنده‌ٔ تلاشی برای بازسازی رابطه کودک با مادری نیست که او را تغذیه می‌کرده است؟ فروید خود این نوع رابطه را ویژگی اصلی انتخاب اُبژه وابستگی اتکایی می‌داند.

این نوشته با عنوان «Narcissistic object-choice» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط گروه روانکاوی تداعی ترجمه و در تاریخ ۵ فروردین ۱۴۰۴ در بخش دانشنامه‌ی روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.
0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search