ارتباط درمانگر با پول
ارتباط درمانگر با پول
| چکیده
حقالزحمه بیانگر میل روانکاو است. منازعات پولی میان بیمار و روانکاو، فرصتی عالی فراهم میآورد تا تعارض سوبژکتیویتهها آشکار و درک شود. در عوض، اجتناب از منازعات مرتبط با حقالزحمه میتواند به رکود درمان و فقر روانکاوی منجر شود. با وجود این، روانکاوان غالباً از این بحث میترسند و اجتناب میکنند، چون میدانند که حقالزحمه به معنای دخالت سرزدهی نیاز خودشان است. دیدگاه خاص جسیکا بنیامین درباب بیناسوژگی نشان میدهد که معضل یا این/یا آن مربوط به نیازهای رقیب را میتوان از طریق فرآیند کاوش هم این/هم آن حل و فصل کرد که بازشناسی متقابل را برقرار میسازد. به راستی مذاکرات مولد در مورد حقالزحمه میتواند صمیمیت بین بیمار و روانکاو را گسترش دهد و موجب افزایش ظرفیت بیمار در رابطه با پول، تعیین حدود، جاهطلبی، میل و همدلی در زندگی بیرونی او شود. هم مقاومت روانکاوان برای درخواست پول بیشتر، و هم مقاومت بیماران در برابر پرداخت، توصیف شدهاند. دو نمونهی بالینی وجود دارد، که یکی از آنها مشکلات طفرهروی از این تعامل خیانتآمیز را نشان میدهد، و دیگری قدرت دگرگونساز مواجهه با حقالزحمه را روشن میسازد. کلمات کلیدی: پول[1]، حقالزحمه[2]، تعارض[3]، بیناسوژگی[4]، تقابل[5]، صمیمیت[6]، میل[7] |
پول چه مسیری را از رابطه با دلبستگی تا بیناسوژگی، پشت سر گذاشت؟ در حالی که روانکاوی چرخش رابطهای بی چون و چرایی را پشت سر گذاشته است، سوژگی روانکاو در رابطه با پولی که به او پرداخت میشود به نحو شگفتآوری بررسی و افشا نشده در ادبیات باقی مانده است. در حالی که سوژگی روانکاو به طور کلی احترام کسب میکند، میل روانکاو برای پول همچنان کثیف، حقیر و بدنام مانده است.
ارتباط درمانگر با پول
چکیده
حقالزحمه بیانگر میل روانکاو است. منازعات پولی میان بیمار و روانکاو، فرصتی عالی فراهم میآورد تا تعارض سوبژکتیویتهها آشکار و درک شود. در عوض، اجتناب از منازعات مرتبط با حقالزحمه میتواند به رکود درمان و فقر روانکاوی منجر شود. با وجود این، روانکاوان غالباً از این بحث میترسند و اجتناب میکنند، چون میدانند که حقالزحمه به معنای دخالت سرزدهی نیاز خودشان است. دیدگاه خاص جسیکا بنیامین درباب بیناسوژگی نشان میدهد که معضل یا این/یا آن مربوط به نیازهای رقیب را میتوان از طریق فرآیند کاوش هم این/هم آن حل و فصل کرد که بازشناسی متقابل را برقرار میسازد. به راستی مذاکرات مولد در مورد حقالزحمه میتواند صمیمیت بین بیمار و روانکاو را گسترش دهد و موجب افزایش ظرفیت بیمار در رابطه با پول، تعیین حدود، جاهطلبی، میل و همدلی در زندگی بیرونی او شود. هم مقاومت روانکاوان برای درخواست پول بیشتر، و هم مقاومت بیماران در برابر پرداخت، توصیف شدهاند. دو نمونهی بالینی وجود دارد، که یکی از آنها مشکلات طفرهروی از این تعامل خیانتآمیز را نشان میدهد، و دیگری قدرت دگرگونساز مواجهه با حقالزحمه را روشن میسازد.
کلمات کلیدی: پول[1]، حقالزحمه[2]، تعارض[3]، بیناسوژگی[4]، تقابل[5]، صمیمیت[6]، میل[7]
  . . .