لغزشها | زیگموند فروید
درسگفتار دوم: لغزشها
مجموع چهار درسگفتار ابتدایی پیرامون لغزشها
خانمها و آقایان، ما با مفروضات شروع نمیکنیم، کار ما با تحقیق آغاز میشود. بیایید به عنوان موضوعی برای تحقیق، پدیدههای خاصی را انتخاب کنیم که بسیار رایج و بسیار آشنا هستند، اما به میزان بسیار کمی مورد بررسی قرار گرفتهاند، و به دلیل آنکه در هر فرد سالمی قابل مشاهده است، هیچ ارتباطی با بیماری ندارند. آنها را به عنوان «لغزش»[۱] یا کنشپریشی میشناسند، و هر کسی مستعد آن است. مثلاً ممکن است فردی که میخواهد چیزی به زبان بیاورد، چیز دیگری به جای آن بگوید (لغزش زبان Versprechen)، یا مثلاً این اتفاق در نوشتن هم بیفتد و احتمال دارد خودش متوجه این اشتباه بشود و یا نسبت به آن آگاه نباشد. یا مثلاً ممکن است شخصی متنی دستنویس یا چاپی را متفاوت از آن چیزی که میبیند بخواند (لغزش خواندن Verlesen) و یا ممکن است چیزی که به او گفته میشود را به اشتباه چیز دیگری بشنود (لغزش شنیداری Verhören)، البته این مورد با این فرض مطرح میشود که هیچ آسیب ارگانیکی در قدرت شنوایی او وجود نداشته باشد.
گروه دیگری از این پدیدهها نیز وجود دارند که مبنای آنها فراموشی (Vergessen) است، البته نه فراموشی دائمی بلکه نوعی فراموشی موقت. بنابراین فرد ممکن است نتواند اسمی را که میداند به یاد بیاورد یا فراموش کند که باید یک کاری را انجام بدهد در حالی که بعداً آن را به یاد میآورد و متوجه میشود که آن را فقط در زمان خاصی فراموش کرده بود. در گروه سوم، ویژگی موقتی بودن وجود ندارد، به عنوان مثال، در مورد گم کردن (Verlegen)، وقتی فردی چیزی را قبلاً در جایی گذاشته است، ولی اکنون نمیتواند محل دقیق آن را پیدا کند (Verlieren)، در اینجا ما با یک نوع فراموشی سروکار داریم که بصورت متفاوتی از فراموشی معمولی به آن واکنش نشان میدهیم، نوعی فراموشی که به جای اینکه آن را قابل درک بدانیم، نسبت به آن تعجب میکنیم و یا موجب ناراحتی ما میشود. علاوه بر همه اینها، انواع خاصی از خطاها (Irrtümer) وجود دارند که در آنها یک بار دیگر کاراکتر موقت حضور دارد؛ زیرا در مورد آنها ما برای مدتی معتقدیم که چیزی وجود دارد که هم قبل و هم بعد از آن میدانیم که چنین نیست. و تعدادی پدیدههای مشابه وجود دارد که با نامهای مختلف شناخته میشوند.
درسگفتار دوم: لغزشها
مجموع چهار درسگفتار ابتدایی پیرامون لغزشها
خانمها و آقایان، ما با مفروضات شروع نمیکنیم، کار ما با تحقیق آغاز میشود. بیایید به عنوان موضوعی برای تحقیق، پدیدههای خاصی را انتخاب کنیم که بسیار رایج و بسیار آشنا هستند، اما به میزان بسیار کمی مورد بررسی قرار گرفتهاند، و به دلیل آنکه در هر فرد سالمی قابل مشاهده است، هیچ ارتباطی با بیماری ندارند. آنها را به عنوان «لغزش»[۱] یا کنشپریشی میشناسند، و هر کسی مستعد آن است. مثلاً ممکن است فردی که میخواهد چیزی به زبان بیاورد، چیز دیگری به جای آن بگوید (لغزش زبان Versprechen)، یا مثلاً این اتفاق در نوشتن هم بیفتد و احتمال دارد خودش متوجه این اشتباه بشود و یا نسبت به آن آگاه نباشد. یا مثلاً ممکن است شخصی متنی دستنویس یا چاپی را متفاوت از آن چیزی که میبیند بخواند (لغزش خواندن Verlesen) و یا ممکن است چیزی که به او گفته میشود را به اشتباه چیز دیگری بشنود (لغزش شنیداری Verhören)، البته این مورد با این فرض مطرح میشود که هیچ آسیب ارگانیکی در قدرت شنوایی او وجود نداشته باشد.
گروه دیگری از این پدیدهها نیز وجود دارند که مبنای آنها فراموشی (Vergessen) است، البته نه فراموشی دائمی بلکه نوعی فراموشی موقت. بنابراین فرد ممکن است نتواند اسمی را که میداند به یاد بیاورد یا فراموش کند که باید یک کاری را انجام بدهد در حالی که بعداً آن را به یاد میآورد و متوجه میشود که آن را فقط در زمان خاصی فراموش کرده بود. در گروه سوم، ویژگی موقتی بودن وجود ندارد، به عنوان مثال، در مورد گم کردن (Verlegen)، وقتی فردی چیزی را قبلاً در جایی گذاشته است، ولی اکنون نمیتواند محل دقیق آن را پیدا کند (Verlieren)، در اینجا ما با یک نوع فراموشی سروکار داریم که بصورت متفاوتی از فراموشی معمولی به آن واکنش نشان میدهیم، نوعی فراموشی که به جای اینکه آن را قابل درک بدانیم، نسبت به آن تعجب میکنیم و یا موجب ناراحتی ما میشود. علاوه بر همه اینها، انواع خاصی از خطاها (Irrtümer . . .
- 1.رؤیاها (دشواریها و نخستین رویکردها) | زیگموند فروید
- 2.لغزشها (نتیجهگیری) | زیگموند فروید
- 3.لغزشها (ادامه) | زیگموند فروید
- 4.لغزشها | زیگموند فروید
- 5.پاراپراکسیس | زیگموند فروید