شخصیتهای مرزی
شخصیتهای مرزی
در اولین نسخه PDM ما از اصطلاح «مرزی» فقط برای اشاره به سطحی بالینی از سازمان شخصیت استفاده کردیم. از زمان انتشار آن، مفهوم نوع خاصی از اختلال شخصیت مرزی که با معیارهای DSM تعریف شده است، چنان فراگیر شده که اکنون از راهحل کرنبرگ برای تمایز بین سازمان شخصیت مرزی و اختلال شخصیت مرزی پیروی میکنیم. علاوه بر این، شدلر (Shedler, 2015) و وستن و همکارانش (Westen et al., 2012) دریافتهاند که متخصصان به تشخیص سازهای از اختلال شخصیت مرزی-نامنظم میپردازند که با هر دو سازه تشخیصی DSM از اختلال شخصیت مرزی و مفهوم سازمان مرزی کرنبرگ همپوشانی دارد.
در پژوهشهای مربوط به دلبستگی، محققان به سبک دلبستگی ناایمن سازماننایافته/گمراه شده یا نوع D مرتبط با شخصیتهای مرزی دست یافتهاند. این الگو با مشکلات مزمن و بلندمدت در تحمل و تنظیم عواطف مشخص میشود و شامل نگاه کردن به افرادی که به عنوان فیگورهای دلبستگی (مانند درمانگران) شناخته میشوند، هم به عنوان اُبژه ایمن و هم به عنوان اُبژهی هراس است که منجر به رفتار با ترکیبات گیجکنندهای از چسبندگی مأیوسانه، حملات خصمانه و حالات مشابه جداسازی میشود. تحقیقات عصبشناختی (Fertuck, Lenzenweger, Hoermann, & Stanley, 2006; van der Kolk, 2003) نشان میدهد که تروما در اوایل زندگی میتواند تواناییهای کنترل اجرایی و بنابراین تنظیم عاطفی را آسیب بزند.
شخصیتهای مرزی
در اولین نسخه PDM ما از اصطلاح «مرزی» فقط برای اشاره به سطحی بالینی از سازمان شخصیت استفاده کردیم. از زمان انتشار آن، مفهوم نوع خاصی از اختلال شخصیت مرزی که با معیارهای DSM تعریف شده است، چنان فراگیر شده که اکنون از راهحل کرنبرگ برای تمایز بین سازمان شخصیت مرزی و اختلال شخصیت مرزی پیروی میکنیم. علاوه بر این، شدلر (Shedler, 2015) و وستن و همکارانش (Westen et al., 2012) دریافتهاند که متخصصان به تشخیص سازهای از اختلال شخصیت مرزی-نامنظم میپردازند که با هر دو سازه تشخیصی DSM از اختلال شخصیت مرزی و مفهوم سازمان مرزی کرنبرگ همپوشانی دارد.
در پژوهشهای مربوط به دلبستگی، محققان به سبک دلبستگی ناایمن سازماننایافته/گمراه شده یا نوع D مرتبط با شخصیتهای مرزی دست یافتهاند. این الگو با مشکلات مزمن و بلندمدت در تحمل و تنظیم عواطف مشخص میشود و شامل نگاه کردن به افرادی که به عنوان فیگورهای دلبستگی (مانند درمانگران) شناخته میشوند، هم به عنوان اُبژه ایمن و هم به عنوان اُبژهی هراس است که منجر به رفتار با ترکیبات گیجکنندهای از چسبندگی مأیوسانه، حملات خصمانه و حالات مشابه جداسازی میشود. تحقیقات عصبشناختی (Fertuck, Lenzenweger, Hoermann, & Stanley, 2006; van der Kolk, 2003 . . .