شخصیتهای افسرده
شخصیت افسرده (با در نظر گرفتن ملاحظاتی درباره تظاهرات هیپومانیک و مازوخیسم)
شخصیت افسرده شاید شایعترین سندروم شخصیتی باشد که در کار بالینی با آن مواجه میشویم (شیدلر و وسن، ۲۰۰۴). افراد با شخصیت افسرده از فعالیتهای زندگی لذت کمی میبرند و بهطور مزمن در برابر عواطف دردناک، بهویژه افسردگی، گناه، شرم و احساس بیکفایتی، آسیبپذیر هستند. آنها در مورد تجربه لذت دچار تعارض هستند و به نظر میرسد احساسات مثبت مانند شادی، سرخوشی و غرور را سرکوب یا مهار میکنند. مضامین روانشناختی غالب در این شخصیت، حول حملات درونی به خود (به عنوان مثال، «پرخاشگری معطوف به درون»)، طرد و فقدان، یا هر دو، متمرکز است.
افراد با شخصیت افسرده ممکن است بسیار خود انتقادگر یا خود تنبیهگر باشند، خود را با معیارهای غیر واقعی محک بزنند و در صورت اشتباه، خود را مقصر بدانند. آنها ممکن است از طرد یا رها شدن بترسند، حتی در حضور دیگران احساس تنهایی کنند یا احساس فراگیری داشته باشند که شخصی یا چیزی که برای بهزیستی آنها ضروری است، برای همیشه از دست رفته است. افراد با شخصیت افسرده اغلب از خشم و خصومت درونی خود بیخبرند. افسردگی، خود انتقادی یا خود تنبیهگری اغلب از آگاهی فرد نسبت به پرخاشگری پنهان، دفاع میکند (برای شرح بیشتر، به وسترن و همکاران، ۲۰۱۲ مراجعه کنید).
افراد با شخصیت افسرده ممکن است حالتهای خلقی افسرده را تجربه کنند یا نکنند که به شدت یک اختلال خلقی قابل تشخیص برسد. علاوه بر این، همه کسانی که بهطور مزمن در برابر علائم افسردگی آسیبپذیر هستند، شخصیت افسرده ندارند، شخصیتی که حول محورهای ذکر شده در بالا سازماندهی شده است. تحقیقات به روشنی نشان دادهاند که مسیرهای شخصیتی متعددی به افسردگی به عنوان یک سندروم سیمپتوم وجود دارد (هوپریچ، دفیف و وسن، ۲۰۱۴).
شخصیت افسرده (با در نظر گرفتن ملاحظاتی درباره تظاهرات هیپومانیک و مازوخیسم)
شخصیت افسرده شاید شایعترین سندروم شخصیتی باشد که در کار بالینی با آن مواجه میشویم (شیدلر و وسن، ۲۰۰۴). افراد با شخصیت افسرده از فعالیتهای زندگی لذت کمی میبرند و بهطور مزمن در برابر عواطف دردناک، بهویژه افسردگی، گناه، شرم و احساس بیکفایتی، آسیبپذیر هستند. آنها در مورد تجربه لذت دچار تعارض هستند و به نظر میرسد احساسات مثبت مانند شادی، سرخوشی و غرور را سرکوب یا مهار میکنند. مضامین روانشناختی غالب در این شخصیت، حول حملات درونی به خود (به عنوان مثال، «پرخاشگری معطوف به درون»)، طرد و فقدان، یا هر دو، متمرکز است.
افراد با شخصیت افسرده ممکن است بسیار خود انتقادگر یا خود تنبیهگر باشند، خود را با معیارهای غیر واقعی محک بزنند و در صورت اشتباه، خود را مقصر بدانند. آنها ممکن است از طرد یا رها شدن بترسند، حتی در حضور دیگران احساس تنهایی کنند یا احساس فراگیری داشته باشند که شخصی یا چیزی که برای بهزیستی آنها ضروری است، برای همیشه از دست رفته است. افراد با شخصیت افسرده اغلب از خشم و خصومت درونی خود بیخبرند. افسردگی، خود انتقادی یا خود تنبیهگری اغلب از آگاهی فرد نسبت به پرخاشگری پنهان، دفاع میکند (برای شرح بیشتر، به وسترن و همکاران، ۲۰۱۲ مراجعه کنید).
افراد با شخصیت افسرده ممکن است حالتهای خلقی افسرده را تجربه کنند یا نکنند که به شدت یک اختلال خلقی قابل تشخیص برسد. علاوه بر این، همه کسانی که بهطور مزمن در برابر علائم افسردگی آسیبپذیر هستند، شخصیت افسرده ندارند، شخصیتی که حول محورهای ذکر شده در بالا سازماندهی شده است. تحقیقات به روشنی نشان دادهاند که مسیرهای شخصیتی متعددی به افسردگی به عنوان یک سندروم سیمپتوم وجود دارد (هوپریچ، دفیف و وسن، ۲۰۱۴).
برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.
با فعالسازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیکهای بالینی—برای شما فراهم میشود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پیدیاف در آن گنجانده نشده است.
برای فعالسازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.