skip to Main Content
تفرقه بینداز و حکومت کن | رونالد فربرن

تفرقه بینداز و حکومت کن | رونالد فربرن

تفرقه بینداز و حکومت کن | رونالد فربرن

تفرقه بینداز و حکومت کن | رونالد فربرن

عنوان اصلی: Divide et Impera Technique
نویسنده: رونالد فربرن
انتشار در: Psychoanalytic Studies of the Personality
تاریخ انتشار: ۱۹۵۲
تعداد کلمات: ۱۷۵۶ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی
پیش‌درآمد: مقاله‌ی پیش‌رو بخش هفتم فصل چهارم کتاب «مطالعات روانکاوانه‌ی شخصیت» نوشته‌ی رونالد فربرن است. فصل چهارم این کتاب با عنوان «تبیین ساختار درون‌روانی بر مبنای روابط اُبژه‌ای» که در سال ۱۹۴۴ نوشته شده، مهمترین فصل کتاب است و ما تصمیم گرفتیم که این فصل طولانی را در چند بخش ترجمه و منتشر کنیم. بخش اول با محوریت روانشناسی تکانه را پیش‌تر ترجمه کرده‌ایم که می‌توانید از اینجا بخوانید، بخش دوم با عنوان روانشناسی ساختاری و واپس‌رانی ساختارها را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش سوم با عنوان موضع اسکیزوئید را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش چهارم که مهمترین ایده‌ی فیربرن را پیرامون تنوع ایگوها توصیف می‌کند را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش پنجم پیرامون روابط اُبژه‌ای ایگوی مرکزی و ایگوهای جانبی را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش ششم پیرامون دوپاره‌سازی ایگو را می‌توانید اینجا بخوانید و اکنون بخش هفتم با عنوان تکنیک «تفرقه بینداز و حکومت کن» پیش‌روی شماست. در نظر داشته باشید که برای مطالعه این بخش الزاماً بایستی بخش‌های پیشین را مطالعه کرده باشید. پی‌دی‌اف کل فصل پس از اتمام بخش‌ها در سایت قرار خواهد گرفت.

تکنیک «تفرقه بینداز و حکومت کن»[۱] برای دفع لیبیدو و پرخاشگری

در اینجا متذکر می‌شوم که وضعیت حاصل از توالیِ فرآیندهایی که پیش از این ذکر آن رفت، اکنون الگویی ساختاری یافته است از آنچه که «موقعیت درون‌روانی بنیادی» نامیده‌ام. همچنین الگوی دینامیک این وضعیت را نیز دربرگرفته است، به جز از یک جهت مهم – که نگرش تهاجمیِ اتخاذ شده توسط خرابکار درونی نسبت به ایگوی لیبیدویی و اُبژه‌ی مرتبط با آن (اُبژه‌ی برانگیزاننده) هنوز لحاظ نشده است. به منظور توضیح خاستگاه این ویژگیِ وضعیت، ما باید به دوسوگرایی اصلی کودک نسبت به مادرش بازگردیم و از زاویه‌ای نو، آنچه را که دربرمی‌گیرد مورد مداقه قرار دهیم. این بار باید واکنش‌های کودک را کمتر از جنبه‌ی کرداری (conative)، بلکه بیشتر از جنبه‌ی عاطفی (affective) آنها مدنظر گرفته شوند. برای کودک طبیعی‌ست که نه تنها تکانشی باشد، بلکه احساساتش را با قوت و اطمینان بیان کند. مضاف بر این، کودک از طریق ابراز احساساتش است که اثر اصلی خود را بر اُبژه‌هایش می‌گذارد. با وجود این، پس از خلق دوسوگرایی، ابراز احساسات نسبت به مادر، او را در موقعیتی قرار می‌دهد که از نظر او یحتمل به طور غریبی مشکوک و پرمخاطره است.

پیش‌درآمد: مقاله‌ی پیش‌رو بخش هفتم فصل چهارم کتاب «مطالعات روانکاوانه‌ی شخصیت» نوشته‌ی رونالد فربرن است. فصل چهارم این کتاب با عنوان «تبیین ساختار درون‌روانی بر مبنای روابط اُبژه‌ای» که در سال ۱۹۴۴ نوشته شده، مهمترین فصل کتاب است و ما تصمیم گرفتیم که این فصل طولانی را در چند بخش ترجمه و منتشر کنیم. بخش اول با محوریت روانشناسی تکانه را پیش‌تر ترجمه کرده‌ایم که می‌توانید از اینجا بخوانید، بخش دوم با عنوان روانشناسی ساختاری و واپس‌رانی ساختارها را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش سوم با عنوان موضع اسکیزوئید را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش چهارم که مهمترین ایده‌ی فیربرن را پیرامون تنوع ایگوها توصیف می‌کند را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش پنجم پیرامون روابط اُبژه‌ای ایگوی مرکزی و ایگوهای جانبی را می‌توانید اینجا بخوانید، بخش ششم پیرامون دوپاره‌سازی ایگو را می‌توانید

دسترسی ویژه

برای دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی بایستی اشتراک ویژه تهیه کنید.

با فعال‌سازی اشتراک ویژه، امکان مطالعهٔ آنلاین تمام مقالات تداعی—از نظریات روانکاوی تا تکنیک‌های بالینی—برای شما فراهم می‌شود.
اشتراک ویژه صرفاً برای مطالعهٔ آنلاین است و دانلود پی‌دی‌اف در آن گنجانده نشده است.

برای فعال‌سازی اشتراک، ابتدا وارد حساب کاربری شوید و سپس در بخش «اشتراک ویژه» پلن موردنظر را انتخاب کنید.

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search