skip to Main Content
اختلالات خود و درمان آن‌ها

اختلالات خود و درمان آن‌ها

اختلالات خود و درمان آن‌ها

اختلالات خود و درمان آن‌ها

عنوان اصلی: The Disorders of the Self and their Treatment: an outline
نویسنده: هاینتس کوهات و ارنست وولف
انتشار در: نشریه‌ی بین‌المللی روانکاوی
تاریخ انتشار: 1978
تعداد کلمات: 8300 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 48 دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

اختلالات خود (Self) و درمان آنها

هدف از این مطالعه، ارائه‌ی خلاصه‌ای از مفاهیم و نظریه‌های روان‌شناسی روانکاوانه درباره‌ی خود و فرمول‌بندی‌های بالینی (تشخیصی و درمان) مرتبط با آن‌ها است. اگرچه قصد ما جامع بودن مطلب و انتقال حس پیچیدگی موضوع مورد نظرمان بود، سعی کردیم مقاله را تا حد امکان خلاصه کنیم. گرچه این مقصود نیازی به عذر و بهانه ندارد، اما شاید ذکر یک نکته برای احتیاط بد نباشد. با در نظر گرفتن این نکته که ما باید تعاریف خود را کوتاه و فرمول‌بندی‌ها را خلاصه نگه می‌داشتیم، غالباً نمی‌توانستیم در لذت بیان جملات و عبارات توصیفی زیاده‌روی کنیم. چرا که فکر می‌کنیم این مقاله باید در چارچوب یک طرح کلی خلاصه ارائه شود. با وجود این باید تأکید کنیم که محدودسازی و تعدیل عبارت‌ها به این معنا نیست که قصد ما ارائه‌ی یک سیستم فکری کامل یا قاطع بوده است. برعکس، باید این مطالعه را یک گزارش پیشرفت کار درباره‌ی وضعیت کنونی مسیر تکامل روانکاوی، که تازه در مراحل بسیار ابتدایی خود قرار دارد، تلقی کنیم.

پس اگر در چنین مرحله‌ای قرار دارد چرا خلاصه نوشته شده است؟ پاسخ این سوال ساده است. وضعیت پر هرج و مرج دانش علمی در طول یک حرکت تکاملی جدید اقتضا می‌کند که با بیان اکتشافات بالینی انجام شده و ساختارهای نظری تشکیل شده به صورت دقیق، ساده و سرراست، اعتبار این حوزه را افزایش دهیم. اگرچه این افزایش اعتبار نباید باعث سخت‌تر شدن اعتقادات ما شود. در عوض باید به ما کمک کند تا محتوای باارزش را از اطلاعات بی‌ارزش جدا کنیم –ما را قادر سازد تا حوزه‌هایی را که بررسی‌های ما در آن‌ها موفق بوده و حوزه‌هایی را که تا به حال ناکام مانده‌اند، تشخیص دهیم. اما اجازه دهید الان به سراغ اصل مطلب برویم و توضیح دهیم که روان‌شناسی جدید خود چگونه پدید آمده است.

۱. پیدایش روانشناسی خود

در طول سال‌های اخیر بررسی روانکاوانه‌ی برخی بیماران پر مراجعه‌ی خاص منجر به تشخیص یک سندروم قابل تعریف شده است که در ابتدا به نظر می‌رسید با نِوروزها و اختلالات کاراکتر نوروتیک ارتباط داشته باشد. از همان ابتدا مشخص بود که مشخصه‌ی این بیماران یک آسیب‌پذیری خاص است: عزت نفس آن‌ها به شکل غیر معمولی ناپایدار است، و به طور خاص نسبت به ناکامی، سرخوردگی و خوار و خفیف شدن حساس هستند. اگرچه، این بررسی دقیق نشانه‌شناسی بیماران نبود، بلکه فرآیند درمانی بود که ماهیت اختلال این بیماران را روشن کرد. تحلیل تعارض‌های روانی این بیماران منجر به بهبود مورد انتظار در رنج آن‌ها یا پایان یافتن رفتارهای نامطلوب نشد؛ با این حال، کشف اینکه برخی از نیازهای خاص نارسیسیستیک این بیماران در شرایط روانکاوانه عود می‌کند، یعنی «انتقال نارسیسیستیک» (narcissistic transferences) در آن‌ها محرز می‌شود، درمان روانکاوانه‌ی مؤثر را ممکن ساخت. سندروم آسیب‌شناسی روانی که این بیماران از آن رنج می‌برند، اختلال شخصیت نارسیسیستیک نامیده می‌شد. انتقال‌های نارسیسیستیک که نشانه‌های تشخیص این سندروم‌ها هستند، به دو دسته تقسیم شده بودند: (۱) انتقال آینه‌ای که در آن، پاسخ ناقص یا نادرست به نیاز کودکی برای منبع بازتاب‌دهنده‌ی پذیرش-تأیید در شرایط درمانی احیا می‌شود، و (۲) انتقال آرمانی‌سازی که در آن نیاز به ادغام با یک منبع قدرت و آرامش «آرمانی شده» به شکل مشابهی احیا می‌شود. هرچه درک نشانه‌شناسی‌، آسیب‌شناسی روانی درونی، و درمان اختلال شخصیت نارسیسیستیک، به طور خاص از طریق بررسی انتقال‌های نارسیسیستیک افزایش یافت، این مسئله روشن‌تر شد که نمی‌توان ماهیت اختلالی را که این بیماران از آن رنج می‌برند، در چهارچوب روان‌شناسی کلاسیک رانه-و-دفاع (drive and defence) به‌خوبی تشریح کرد. با در نظر گرفتن این نکته که خود ضعیف یا دفاعی در مرکز این اختلال قرار دارد، توضیحاتی که روی تعارض‌های مربوط به تکانه‌های شهوانی یا پرخاشگرانه در این بیماران تمرکز دارند، نه آسیب‌شناسی روانی و نه فرآیند درمان را روشن نمی‌کنند. با بسط دادن نظریه‌ی کلاسیک لیبیدو و با تجدید نظر در نظریه‌ی کلاسیک پرخاشگری، پیشرفت‌هایی صورت گرفت. به ویژه اینکه ضعف خود در شهوانی‌سازی –به عنوان یک نقص شهوانی‌شده در فراروانشناسی فرویدی– و پرخاشگری‌های شدیدی که در اختلالات شخصیت نارسیسیستیک دیده می‌شود، به عنوان پاسخ‌های خود آسیب‌پذیر نسبت به انواع مختلفی از آسیب‌ها شناخته شدند. با وجود این، با معرفی مفهوم سلف‌اُبژه و با درک عمیق خود از نظر روان‌شناختی، گام‌های محکمی در مسیر درک این اختلالات برداشته شد. سلف‌اُبژه‌ها اُبژه‌هایی هستند که آن‌ها را به عنوان بخشی از خود خود تجربه می‌کنیم؛ بنابراین کنترل مورد انتظار روی آن‌ها به مفهوم کنترلی که یک فرد بالغ انتظار دارد روی بدن و ذهن خود داشته باشد نزدیک‌تر از مفهوم کنترلی است که انتظار دارد روی دیگران داشته باشد. دو نوع سلف‌اُبژه وجود دارد: آن‌هایی که به حس درونی کودک از قدرت، بزرگی و کمال پاسخ داده و آن را تأیید می‌کنند؛ و آن‌هایی که کودک می‌تواند به دنبالشان بگردد و به عنوان تصویری از آرامش، مصونیت و قدرت مطلق با آن‌ها در هم آمیزد. نوع اول را تحت عنوان بازتاب یافتن سلف‌اُبژه و نوع دوم را آرمان خردسالی از والدین می‌شناسند. خود، هسته‌ی شخصیت ما، اجزای مختلفی دارد و ما این اجزا را در تعامل با افرادی به دست می‌آوریم که در دوران کودکی آن‌ها را به عنوان سلف‌اُبژه تجربه کرده‌ایم. یک خود محکم و استوار که حاصل تعاملات بهینه میان کودک و سلف‌اُبژه‌های او است، از سه بخش اصلی تشکیل می‌شود: (۱) بخشی که تلاش‌های اساسی برای قدرت و موفقیت از آن منشأ می‌گیرند؛ (۲) بخش دیگری که اهداف اساسی آرمانی‌شده را پرورش می‌دهد؛ و (۳) یک محیط بینابینی از استعدادها و مهارت‌های پایه‌ای که با کشش ایجاد شده میان بلندپروازی‌ها و آرمان‌ها فعال می‌شود.

محدودیت دسترسی به ادامه‌ی مطلب

دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی صرفاً برای اعضای ویژه‌ی تداعی در نظر گرفته شده است.

با عضویت در تداعی و فعال کردن عضویت ویژه‌ به امکان مطالعه‌ی آنلاین این مقاله و تمام مقالات تداعی که در حال حاضر بیش از ۳۵۰ مقاله‌ی تخصصی شامل نظریات روانکاوی، رویکردهای مختلف، تکنیک‌های بالینی و مواردی از این دست است دسترسی ‌خواهید یافت. عضویت ویژه فقط برای مطالعه‌ی آنلاین در سایت است و امکان دانلود پی‌دی‌اف با عضویت ویژه وجود ندارد. اگر نیاز به پی‌دی‌اف مقالات دارید، آنها را بایستی جداگانه تهیه کنید.

در این صفحه می‌توانید پلن‌های عضویت ویژه را مشاهده کنید و از این صفحه می‌توانید نحوه‌ی فعال کردن عضویت ویژه را ببینید.

اگر اکانت دارید از اینجا وارد شوید.

اگر اکانت ندارید از اینجا ثبت‌نام کنید.

مجموعه مقالات روانشناسی خود
4 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.
زن، زندگی، آزادی