skip to Main Content
روانشناسی خویشتن تحلیلی

روانشناسی خویشتن تحلیلی

روانشناسی خویشتن تحلیلی

روانشناسی خویشتن تحلیلی

عنوان اصلی: Psychoanalytic Self Psychology
نویسنده: آرنولد گلدبرگ
انتشار در: Models of the Mind: Their Relationships to Clinical Work
تاریخ انتشار: 1985
تعداد کلمات: 5640 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 33 دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه‌ی تداعی

روانشناسی خویشتن تحلیلی

مقدمه

از آنجایی که طبیعت به این که ما تصمیم می‌گیریم چگونه آن را به منظور تقسیم و طبقه‌بندی قطعه قطعه کنیم اهمیتی نمی‌دهد، آزادیم که قالب‌های مخصوص به خودمان را ابداع کنیم؛ این امر هم در فیزیک و هم در روانشناسی صادق است. صرف اندیشه‌ی بحث درباره مدل‌های ذهنی نشان می‌دهد که ما می‌توانیم از میان این مدل‌ها بر مبنایی فراتر یا موازی با این پرسش که چه مدلی حقیقی، مناسب و صحیح است، دست به انتخاب بزنیم. آیا یک روش عقلانی و راستین برای ارزیابی این که ذهن چطور عمل می‌کند وجود دارد؟ آیا یک روش عملی برای انتخاب بهترین مدل وجود دارد، یا اینکه تماماً به راحتی و انتخاب شخصی بستگی دارد؟ اگر طبیعت اهمیتی نمی‌دهد، چه کسی می‌تواند به این سوال‌ها پاسخ گوید؟

بعضی گروه‌های روانکاوان معمولا آسیب‌شناسی روانی را به عنوان مجموعه‌ای از دوره‌های رشدی می‌بینند، و زندگی بیمار را بر اساس جهان‌بینی یا ایدئولوژی یا نظریه یا حتی تعصبات خودشان برای بیمار ترجمه یا تعبیر می‌کنند. فروید مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها را در اختیار ما گذاشت که به وسیله آن‌ها توانستیم، به واسطه ایفای مجدد نقش در انتقال، آنچه بیمار می‌گفت را درک کنیم، نقطه‌ای که در آن می‌توانیم این امر را به واسطه ساخت یا بازسازی به بیمار توضیح دهیم. هر میزان که به صحت یا درستی نظریه یا تعبیرات خویش مطمئن باشیم، همه ما آموخته‌ایم که درمانگران گروه‌های مختلف نیز به طور مشابه ]به درستی نظریه خود[ متقاعد شده‌اند و اغلب به اندازه ما موثر هستند. این یکی از دلایلی است که توجه به محتوای بالینی برای تعیین این که «حق» با چه کسی است برای روانکاوانی که نظریه‌های گوناگون را به کار می‌بندند اغلب کاری بیهوده به نظر می‌رسد. هر کلاینی‌ای می‌تواند موضع‌های افسرده‌وار و پارانوئید را به همان راحتی بشنود و ببیند که کوهاتی‌ها می‌توانند شکست سلف‌اُبژه را ببینند و روانکاوان کلاسیک می‌توانند دگرگونی‌های ادیپی را درک کنند. یا باید به مکاتب اعتقادی مجزا عقب‌نشینی کنیم یا مجبور به نوعی نسبیت‌گرایی در روایات روانکاو-بیماری خواهیم شد که هیچ مبنایی در واقعیت ندارد.

مسئله کلام آخر است: واقعیت‌ها چه هستند و زندگی بیمار واقعا چگونه است؟ این، مسئله‌ی نگران‌کننده‌ای است که روانکاوان را وادار می‌کند به فرض‌های به اصطلاح علوم طبیعی بازگردند تا مبنای مستحکمی از حقیقت و واقعیت به دست آورند. قواعد آشنای پوزیتیویسم یا نئوپوزیتیویسم یا موضع تجربه‌گرایی مبنی بر این که می‌توانیم: (۱) داده‌های عینی جمع‌آوری کنیم؛ (۲) نظریه‌های فرضی-قیاسی منطقی بسازیم؛ (۳) قوانینی را وضع کنیم که نه به اهداف مطالعه و نه به پژوهشگر وابسته‌اند؛ (۴) این حقایق را به یک زبان دقیق و رسمی بیان کنیم؛ و (۵) نظریات خود را به وسیله این حقایق خودبسنده آزمون کنیم. از قرار معلوم این منزل حقیقی علم است، که رشته‌هایی همچون فیزیک مثالی از آن هستند، و پاسخی خواهد بود برای نسبیت‌گرایی یا حتی عرفان هرمنوتیک‌های مشهور جدید.

بسیاری از روانکاوان اصرار دارند که با گذشت زمان خواهیم توانست به نظریاتمان رسمیت ببخشیم. از این رو مشغول جمع‌آوری داده‌هایی هستند که از آن، در رتبه‌بندی‌ها و درجه‌بندی‌های مقایسه‌ای جهت تقسیم‌بندی بیشتر حقایق داده‌ها، و تعریف سنجیده‌تر معنای دقیق واژه‌های نظری در زبان ما، قواعد قانون‌مند بیشتری قابل استخراج است. یکی از مثال‌های این امر می‌تواند سازمان‌دهی و طبقه‌بندی کارکردهای ایگو و شفاف‌سازی زمان شروع و تعریف همین موارد باشد. گفته می‌شود این طبقه‌بندی‌ها برای تشخیص افتراقی و نیز مداخلات درمانی مورد نیاز هستند. اما هدف نهایی ترفیع جایگاه علمی روانکاوی به واسطه صورت‌گرایی یا عینیت است.

کتابی جدید با عنوان سیاحت ناتمام فروید (برگر، ۱۹۸۱) به ارزیابی این ایده که فروید یک چهره انتقالی میان ارزش‌های قرن نوزده و اوایل قرن بیست جامعه غرب و بنابراین میان جهان‌بینی‌های متفاوت بوده است، اختصاص یافته. در این کتاب فصلی بحث‌برانگیز تحت عنوان «روانکاوی علم نیست» وجود دارد. کتاب در مجموع انقلابی نیست و این فصل بیشتر بیانگر بسیاری از کوشش‌های مشابه است که نوآورانه هستند. اساساً می‌گوید که علم عینی بوده و هدف آن رسیدن به حقایق و وضع اصول و قوانین کلی است و نوعی جهان‌بینی دارد که این ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد. روانکاوی از سوی دیگر ذهنی بوده، معیار حقیقت در آن شخصی است، از اصول کلی‌ای برخوردار است که رهنمود هستند نه قانون، و نوعی جهان‌بینی را ارائه می‌دهد که به طور منحصر به فرد تلاش تازه‌ای است که توسعه پارادایم‌های شخصی را در بر می‌گیرد. نتیجه‌گیری نویسنده این است که روانکاوی هنری است که به دیگر هنر‌ها شباهت دارد اما از آن‌ها بیشتر است. منحصر به فرد است؛ یک فلسفه، یک نظام ارزشی، و حتی شیوه‌ای برای زندگی است. روی هم رفته، روانکاوی به شدت ارزشمند است.

چنین نقطه نظری، که به هیچ وجه غیر مرسوم نیست، نه تنها احساس شگفت‌انگیز ویژه بودن را ممکن می‌سازد بلکه با جواز خاصی همراه است که به عنوان هنرمند به ما اعطا می‌شود. ما می‌توانیم این نظریه را به سخره بگیریم. می‌توانیم با این ادعا که بعضی چیزها فراتر از کلمات هستند، از توضیح دادن طفره رویم، و می‌توانیم در آموزه‌های خویش مبهم باشیم. این جوازی نیست که به راحتی منقضی شود. در واقع به یک مکتب فرعی در حرفه روانکاوی تبدیل شده است که نقطه مقابل طیفی است که با فرمالیست‌ها (formalists) آغاز می‌شود.

محدودیت دسترسی به ادامه‌ی مطلب

دسترسی کامل به محتوای تخصصی تداعی صرفاً برای اعضای ویژه‌ی گروه روانکاوی تداعی در نظر گرفته شده است.

با عضویت در گروه تداعی و فعال کردن عضویت ویژه‌ به امکان مطالعه‌ی آنلاین این مقاله و تمام مقالات تداعی که در حال حاضر بیش از ۳۰۰ مقاله‌ی تخصصی شامل نظریات روانکاوی، رویکردهای مختلف، تکنیک‌های بالینی و مواردی از این دست است دسترسی ‌خواهید یافت. اشتراک فقط برای مطالعه‌ی آنلاین در سایت است و امکان دانلود پی‌دی‌اف با عضویت ویژه وجود ندارد.

همینطور گروه تداعی این فضا را برای اعضای ویژه فراهم می‌آورد که از یک محیط آموزشی آنلاین متنی و ویدئویی بهره ببرند و توانمندی درمانگری خود را افزایش دهند. با عضویت ویژه شما به تمام محتوای متنی تداعی دسترسی خواهید داشت. در نظر داشته باشید که با عضویت ویژه شما صرفاً امکان مطالعه‌ی مقالات در سایت را خواهید داشت. اگر نیاز به پی‌دی‌اف مقالات دارید، آنها را بایستی جداگانه تهیه کنید.

مضاف بر این، امکان گفتگو در کامنت‌ها و پرسش و پاسخ صرفاً برای اعضای ویژه‌ی گروه تداعی مقدور است.

از این صفحه می‌توانید نحوه‌ی فعال کردن عضویت ویژه را ببینید و اگر تمایل داشتید تا وارد سیستم آموزش آنلاین تداعی شوید از صفحه‌ی عضویت وارد اکانت‌تان شوید و عضویت ویژه را فعال کنید.

عضویت در گروه روانکاوی تداعی

+ مجموعه مقالات روانشناسی خویشتن
2 کامنت
  1. عذر میخاهم چرا سلف را خویشتن ترجمه کرده‌اید؟ صرفا برای این می‌پرسم که این واژه در ادبیات یونگی چنین ترجمه میشود و در مورد کوهوت همان خود ترجمه شده و با این ترجمه برای مخاطب فارسی مانوس است. و این که جای سلف ابژه می‌توان گذاشت موضوع‌های خود. در کل یک ویرایش جزیی می‌تواند تلاش بی‌چشمداشت و ارزشمند شما را بیش از پیش مورد استفاده سازد.

    1. بر اساس تعریف کوهات سلف شامل بدن و ذهن می‌شود، و خویشتن شامل هر دوی این عناصر می‌شود در حالی که «خود» این ترکیب را ندارد. ما پیش‌تر از خود استفاده می‌کردیم ولی به خاطر نقد به‌جایی که همکاران سلف سایکالجیست از ما کردند، ما نیز از خویشتن استفاده می‌کنیم. همینطور موضوع‌های خود جایگزین مناسبی برای سلف‌ابژه نیست، با این ترجمه‌ی شما «موضوع‌خود» دقیق‌تر است ولی ترجیح ما نیست که از «موضوع» به جای ابژه استفاده کنیم و برای همین ترجیح می‌دهیم همان معادل سلف‌ابژه را استفاده کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top
×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.