skip to Main Content
وقتی کلمات بیان نمی‌شوند: پلی فراتر از سکوت

وقتی کلمات بیان نمی‌شوند: پلی فراتر از سکوت

وقتی کلمات بیان نمی‌شوند: پلی فراتر از سکوت

وقتی کلمات بیان نمی‌شوند: پلی فراتر از سکوت

عنوان اصلی: When words are unspeakable: a bridge beyond the silence
نویسنده: رندی ورث
انتشار در: کتاب از بدن به نماد
تاریخ انتشار: 2016
تعداد کلمات: 1100 کلمه
تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه
ترجمه: مانا گودرزی

وقتی کلمات بیان نمی‌شوند: پلی فراتر از سکوت

روان‌درمانی، درمانی است که از طریق گفتگو و هم کلام بودن انجام می‌شود. تکنیک‌هایی مثل تداعی آزاد، تعبیر دادن و .. همگی از کلمات کمک می‌گیرند تا هم راهی برای ورود به ناهشیار باز شود و هم از طریق این بیان شدن خاصیت درمانی داشته باشد. اما زمان‌هایی پیش می‌آید که مراجع سکوت می‌کند، یا محتوای کلامی کمی دارد و ظاهراً ارتباط از طریق کلام قطع می‌شود. در چنین مواقعی سکوت مراجع چگونه تعبیر می‌شود؟

ما معمولاً سکوت مراجع را نوعی از «مقاومت» می‌نامیم. اما چنین تعبیری لزوماً کارساز نیست. چرا که ممکن است این سکوت تنها نوعی مقاومت نباشد بلکه گاهی حتی نشان‌دهنده‌ی این باشد که خود این فرآیند به کلام در آوردن از ابتدای امر شکل نگرفته است. به کلام در آوردن با توانایی شناخت و ابراز هیجانات همراه است و نیاز است که این فرآیند از نظر رشدی بهتر فهمیده شود.

در مراحل اولیه‌ی رشدی، اولین تجربیات حسی ما، احساسات بدنی ما هستند. ما دنیا را از طریق بدن می‌شناسیم و حس می‌کنیم. به تدریج این تجربه‌ها به صورت ذهنی، شناختی و بازنمایی کلامی و تصویرسازی شکل می‌گیرند و رشد پیدا می‌کنند و کم کم با پیچیده‌تر شدن زبان به کلام آورده می‌شوند. در این فرآیند پاسخ محیط بسیار اثرگذار است.

اسلوات در این باره می‌نویسد:

«شیوه‌ای که مادر به احساسات کودک واکنش نشان می‌دهد، او را آرام می‌کند و احساساتش را ترجمه می‌کند، تاثیر عمیقی بر سلامت روان کودک، تنظیم هیجانات او، شکل‌گیری ذهن وتصویرسازی از رابطه دارد.

کودکانی که مادرانشان نمی‌توانند پاسخ مناسب و سازنده به احساساتشان دهند، ممکن است احساس فقدان اعتماد به احساسات، درماندگی و خشم را تجربه کنند. برای آنها بسیار دشوار است که از تجربیات حسی عینی و مشخص بدن به بازنمایی کردن این احساسات در ذهن تغییر کنند و تجربه‌ی این احساسات به صورت خام سخت و ناتوان‌کننده می‌شود. در چنین مواردی کودکان ممکن است مکانسیم دفاعی همه‌توانی و کنترل یا جابه‌جایی به موضوعات دیگر را در مقابل اضطراب ناتوانی شکل دهند.

پیتر فوناگی که طراح نظریه‌ی ذهنی‌سازی است در این مورد بیان می‌کند که ناتوانی در ذهنی‌سازی، تجربه‌ی به کلام آوردن احساسات را برای مراجعین بسیار سخت می‌کند. این مراجعین احساسات خود را به صورت بدنی حس می‌کنند و نمی‌توانند پاسخ‌های عاطفی‌شان را به کلام در بیاورند.

بنابراین یک فرآیند روان-تنی در جریان است: ممکن است احساسات به طرق مختلفی در روان تجربه نشوند و در کلام جاری نشوند. اما در حقیقت آنها در بدن پنهان می‌شوند.

روانکاوان در سال‌های اخیر از جنبه‌های مختلفی به نشانه‌های روان-تنی پرداخته‌اند، اما  ممکن است روان-تنی لزوماً یک بیماری خاص یا نشانه‌ی خاص بدن نباشد، بلکه زمانی باشد که بدن حامل احساسات می‌شود و از طریق روان تجربه نمی‌شود و در بازنمایی کلامی آورده نمی‌شود. این فرآیند شبیه به مرحله‌ی اول در نوزادی است که تجربیات حسی از طریق بدن شناخته می‌شوند.

فوناگی بیان می‌کند که این سکوت؛ راهی برای کنترل احساسات شدید است. چرا که به کلام در آوردن معادل با یادآوری خاطرات و تصاویر مرتبط و عواطف دردناک با آن است.

سکوت کردن کار را برای درمانگران دشوار می‌کند. زیرا راه دسترسی به مسائل زیربنایی و احساساتی که به کلام آورده نمی‌شود بسته می‌شود. آنها مسائلی پنهان هستند و گاهی گنگ و دور به نظر می‌رسند. روان‌درمانگران باید به تدریج پلی ارتباطی را میان این تجربیات و به کلام در آوردن کلمات پیدا کنند. این فرآیند یک درمان طولانی مدت را می‌طلبد.

نویسنده (رندی ورث) در این فصل کتاب در مورد تجربه‌اش با یک مراجع می‌نویسد. مراجعی که از طرف متخصص تغذیه برای کاهش وزن ارجاع می‌شود و مشخصه‌ی او سکوت های طولانی و کم حرفی است. ترجمه‌ی احساسات به کلام، برای او در مواقع استرس‌زا بسته می‌شد. اما درمانگر و درمانجو کم‌کم متوجه می‌شوند که بدن او سرنخ‌هایی از آنچه پنهان است به آن‌ها می‌دهد. گویی که بدن خصوصاً در زمان پرخوری دربرگیرنده‌ی احساسات او می‌شود:

«کم‌کم با کار کردن بر روی فهم احساسات متوجه شدیم که او به صورت ناهشیار احساس می‌کرد که نمی‌تواند خشمش را کنترل کند. خشمی که ممکن بود غیر قابل کنترل و مخرب شود. خشمی که ممکن بود درمانگر را در جلسه از بین ببرد یا پدر و مادرش را نابود کند. سکوت و تنهایی او راهی برای محافظت از والدینش بود. اما در حقیقت او تخریبگری را به سمت خودش و بدنش نشانه گرفته بود. او از پرخوری استفاده می‌کرد و به بدن حمله می‌کرد: گویی که به خودش برای تجربه‌ی خشم حمله می‌کرد. به نوعی یک مهار و کنترل از  تجربه‌ی غیظی بود که در روان و به صورت هشیار قابل کنترل نبود.

او به خودش برای تجربه‌ی این احساسات حق نمی‌داد و از طرفی حرف زدن در مورد این تجربه، برای او شرم‌آور بود و به کلام در آوردن را سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌کرد. از طرفی صحبت کردن در مورد این احساسات معادل با عیان شدن آنها در مقابل خود و من بود که برای او تجربه‌ی احساس شرم و گناه را به همراه داشت.

او به درمان آمد در حالی که نمی‌توانست از آنچه رنج می‌کشد صحبت کند. اضافه وزن او نشان‌دهنده‌ی آن چیزی بود که بیان نمی‌شد. بدن به جای او در سکوت فریاد می‌زد. گرسنگی او، نیاز به کنترل و اختیار داشتن بود.

او خود را با پرخوری تنبیه می‌کرد. تنبیهی برای داشتن احساسات دوگانه. برای او همه چیز به دو دسته‌ی خوب و بد تقسیم می‌شد و تجربه کردن احساساتی مانند خشم برای او مساوی با بد بودن بود، که او مجبور می‌شد آنها را انکار کند، به زبان نیاورد و تجربه نکند و آن را به بدن واگذار کند.

ما در سالهای درمان او سعی کردیم که با راه‌های مختلفی مانند نوشتن، کارهای خلاقانه یا توجه به احساسات بدنی بتوانیم راهی برای شناخت احساسات پیدا کنیم و به تدریج آنها را بفهمیم. فهمیدن سکوت او خود ظرفیتی برای تحمل این احساسات بود.»

ممکن است روانکاوان دیگر هم تجربه‌ی سختی با این‌گونه مراجعین داشته باشند. مراجعینی که سکوت می‌کنند، برایشان به کلام در آوردن احساسات سخت است و یا  شناخت و ابراز هیجان کمی دارند. چون در واقع کار روان‌درمانی مبتنی بر تداعی آزاد، تعبیر و ارتباط است و سکوت مانع ارتباط و پویایی می‌شود.

تجربه‌ی ارتباط غیر کلامی و کار کردن با مکانسیم جابه‌جایی (موضوعاتی که احساسات و خاطره‌ها به آن وارد شده یا بروز پیدا می‌کند مانند پرخوری) می‌تواند به درمانگر و مراجع کمک کند که پلی بین سکوت و کلام ساخته شود. در چنین فرایندی است که به تدریج فرآیند به کلام در آوردن و ذهنی‌سازی رشد می‌یابد.

این مقاله با عنوان «When words are unspeakable: a bridge beyond the silence» بخشی از کتاب از بدن به نماد است که توسط مانا گودرزی ترجمه و تلخیص شده و در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۹ در مجله‌ی روانکاوی تداعی منتشر شده است.
This Post Has 2 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
×Close search
Search
error: این محتوا محافظت‌شده است.