معنای سکوت بیمار
معنای سکوت بیمار
گریس ۲۴ ساله، در میانهی یکی از جلسات میگوید که دیگر نمیخواهد حرف بزند، و نمیزند.
جو ۱۵ ساله وارد دفتر شما میشود و خود را روی صندلی میاندازد، با پاهای گشاده، دست به سینه، سر به پایین، نهان زیر کلاه سوییشرتش. شما میگویید: «سلام». او غرولند میکند.
در جلسهی یک زوج هستید. هر چه صدای مایک بلندتر میشود، اِوی آرامتر میشود. مایک عبارات و اتهاماتی را مانند هیمه بر روی هم تلنبار میکند. اِوی خاموشی میگزیند.
کیشا در ۳ ماه نخست درمان عملکرد خوبی داشته است. امروز او بیشتر از معمول به پایین نگاه میکند. پاسخ سوالات شما به صورت تکسیلابی هستند. به نظر نمیرسد که مایل به گفتگو باشد.
هر درمانگر تجربیاتی از این دست را گاه و بیگاه دارد. وقتی بیمار از صحبت امتناع میکند یا به نظر میرسد که علاقهای به حرف زدن ندارد، به چه معناست؟ برای درمان شخص، مهم است که درمانگر چنین وقفههایی را در مکالمه با درایت و مهارت مدیریت کند.
سکوت بیمار معنی ندارد!
مقاومت: بیایید این ایده را که سکوت به معنای «مقاومت» است کنار بگذاریم. یکی از ارزشمندترین چیزهایی که از نظریهپرداز لین هافمن[1] آموختم این است که کل انگارهی مقاومت، بیمار را برای هنگامی که درمان به مشکل برمیخورد سرزنش میکند، انگار ما آنقدر درخشان و آرامشبخش هستیم که «مقاومتناپذیر» هستیم. چرند. به جای آن، هافمن و همکارانش در مورد ماندگاری الگوهای رفتار بیمار صحبت میکنند که جزئی از آنچه او را در وهلهی اول به درمان میآورد هستند. طبق این استاندارد، صحبت نکردن به معنای «مقاومت» نیست. در عوض، ماندگاری رفتاری است که مراجعین وقتی مورد استفاده قرار میدهند که احساس امنیت نمیکنند یا فاقد مهارت هستند تا آنچه را که برای آنها در جلسه جریان دارد به صورت کلامی در میان بگذارند.
ناکامی از مشارکت در درمان: همچنین این ایده را رد میکنم که مراجعینی که سکوت میکنند از «مشارکت» سر باز میزنند. مشارکت نکردن نیز نوع خاصی از مشارکت است. به محض اینکه کس دیگری در اتاق با هر فردی باشد، مکالمهای در جریان است، گرچه ممکن است غیرکلامی باشد. تلاشهای ما نباید معطوف به ایدهی محدود مشارکت به مثابه گفتگوی کلامی شوند. ما باید در عوض سعی کنیم تا معنی مشارکت غیرکلامی مراجع را درک کنیم.
بنابرین اگر سکوت به معنای مقاومت یا فقدان مشارکت نیست، پس چیست؟ بیایید نگاهی به برخی از رایجترین دلایل داشته باشیم که بیمارانی که برای کمک به نزد ما میآیند اطلاعات کلامی کافی در اختیار ما نمیگذارند که سودمند باشد.
سکوت بیمار ممکن است به معانی ذیل باشد:
ترس: مراجع ممکن است از قضاوت شما بترسد؛ ترس از طرد از جانب شما؛ ترس از اینکه به قانون رازداری احترام نگذارید. مراجع درگیر دادگاه ممکن است از عواقب قانونی بترسد در صورتی که چیزی بگوید. نوجوانی که از بزرگسالان آسیب دیده است، نمیفهمد چرا شما باید متفاوت باشید. شریکی ممکن است بترسد که هر چیزی که در جلسه گفته میشود، توسط شریک دیگر در دعوای بعدی آنها مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
اضافهبار هیجانی: درمان میتواند موجب احساسات عمیق درد، اندوه، و خشم شود. همچنین میتواند آسایش، رضایت و حتی شادی را فعال کند. مدیریت جوشش احساسات میتواند برای بیمار دشوار باشد و بیان آنها حتی دشوارتر.
فقدان مهارتهای کلامی: همه در ابراز خودشان به صورت کلامی تمرین ندارند. همگان در خانوادهای رشد نکردهاند که مکالمات سرزنده در جریان است یا ]فارسی[ زبان اصلی است یا بیان عقاید بلااشکال است. چنین مراجعینی نیاز به زمان دارند تا آنچه را که میخواهند بگویند بسازند.
نوع شخصیت: برخی از مراجعین درونگرا هستند. اینکه کانون توجه کسی باشند و از آنها انتظار تعامل برود، مورد علاقهی آنها نیست. در واقع، آنها الگوی مادامالعمری برای اجتناب از تعاملات بدیع با افرادی که به خوبی نمیشناسند، دارند.
تفکر: تمام سکوتها از احتیاط زاده نمیشوند. برخی به خاطر نیاز بیمار برای تأمل بر آنچه در جلسه گفته شده یا احساس شده است، هستند. بعضی افراد برای تفکر به زمان نیاز دارند، تا افکار خود را جمع کنند و بعد آنها را در جملات منسجم به زبان آورند.
علائم بیماری: سکوت ممکن است علامت افسردگی، اختلال اضطراب پس از سانحه، حالت افسردگی دوقطبی و غیره باشد. مراجع، درمانگر را اذیت نمیکند. او درد قابلتوجهی دارد.
نبرد قدرت: این صرفاً علامت دیگری است. بیمار دارای دو موضع است که در تعاملات جایشان را به یکدیگر میدهند. او معتقد است که یا کنترل را به دست دارد یا بیش از حد آسیبپذیر است. راهحل این است که با «هیچ نگفتن» کنترل خود را بر اوضاع حفظ کند.
بیحساب شدن: درست است: افراد آسیبدیده به افراد آسیب میرسانند. ممکن است چیزی در جلسهی قبل گفته باشید که مراجع را خشمگین کرده یا احساسات او را جریحهدار ساخته است. او در واکنش تصمیم گرفته است که شما را معذب کند، یا با خیره شدن به شما در سکوتی خشمگین به شما نشان دهد که چقدر ناکارآمد هستید.
سرکشی: سکوت همچنین میتواند یک پیام به کس دیگری غیر از شما در مقام تحلیلگر باشد. این وضعیت اغلب زمانی اتفاق میافتد که شخص دیگری غیر از مراجع برای حل مشکل بر درمان اصرار کرده است. چه توسط دادگاه، چه والدین مضطرب، یا همسری که تهدید به طلاق میکند اگر شریک زندگیاش به درمان نرود، فرد در بهترین حالت بیمیل است، در بدترین حالت خشمگین و سرکش. پیام خاموش برای شما و شخص مورد نظر این است: «میتوانید من را مجبور کنید اینجا باشم، اما نمیتوانید من را مجبور به صحبت کنید».
چه باید کرد؟
چه کاری انجام دهید:
هر دلیلی که مراجعین برای سکوت داشته باشند، به عهدهی ماست که وضعیت آنها را تشخیص دهیم.
گاهیاوقات، مطابقت سکوت مراجع با سکوت پذیرای خودمان میتواند مفید باشد. گاهیاوقات میتوانیم ریسک کنیم و به دقت اجازه بگیریم تا حدس بزنیم که ممکن است چه اتفاقی افتاده باشد. گاهیاوقات مفید است که به فرد در مورد محرمانه بودن و فرآیند درمان آموزش دهیم. و گاهیاوقات مفید است که به مراجع گزینهی نوشتن یا کشیدن افکارش را پیشنهاد کنیم. مهارتها، تجربه و شهود شما میتواند به کار گرفته شود تا آنچه را که بیمار نمیتواند انجام دهد انجام دهید، یعنی بردن مکالمه به سطح کلامیتر.
سکوت به راستی میتواند «طلایی» باشد. با حمایت، همدلی و بینش درمانگر، معنای سکوت بیمار را میتوان برای اطلاعات مفید استخراج کرد و میتواند به یکی از آن لحظات «آهان!» مهم منجر شود.
| این مقاله با عنوان «The Meaning of Patient Silence» در نشریهی سایکسنترال منتشر شده و در تاریخ ۹۸/۰۳/۰۲ توسط تیم ترجمهی مجلهی روانکاوی تداعی ترجمه شده است. |
[1] Lynn Hoffman
- 1.از فروید تا لکان: پرسشی در باب تکنیک
- 2.رویکردهای تکنیکی برای نفرت انتقالی در تحلیل بیماران مرزی
- 3.ماهیت کنش درمانی روانکاوی
- 4.تفسیر بیمار-محور و روانکاو-محور
- 5.تعارض و نقص: اشارات تکنیکی آن
- 6.گوش دادن تحلیلی به عنوان کارکرد نگهدارندهی بخشهای ازهمگسستهی بیمار
- 7.چه بر سر رواننژندی آمد؟
- 8.«کالبد تهی»: مادر مرده، کودکِ مرده، تحلیلگرِ مرده
- 9.جوانب اخلاقی خودافشایی در رواندرمانی
- 10.تعامل مادر-کودک در دوران جدایی-تفرد
- 11.وقتی کلمات بیان نمیشوند: پلی فراتر از سکوت
- 12.وقتی تحلیلگر احمق میشود!
- 13.دربارهی موضع افسردهوار
- 14.مَکس ایتینگون
- 15.دربارهی موضع پارانوئید-اسکیزوئید
- 16.رفتار تسهیلکنندهی انتقالی
- 17.روانکاوی و فرهنگ
- 18.وقتی که بدن به تو خیانت میکند.
- 19.انیشتین، زمان و ناهشیار
- 20.پیرامون نژادپرستی | دوام آوردن در برابر نفرتورزی و مورد نفرت واقع شدن
- 21.رویاهای کودکی و تئاترهای درونی
- 22.معنای سکوت بیمار
- 23.مرزهای تحلیلی و فضای انتقالی
- 24.سکوت و صمیمیت