موضع افسردهوار چیست؟
موضع افسردهوار | Depressive Position
به گفته ملانی کلاین، حالتی از روابط اُبژه که پس از موضع پارانوئید ایجاد میشود. موضع افسردهوار در حدود چهارمین ماه زندگی حاصل شده و طی سال نخست به طور تدریجی بر آن غلبه میشود، بااینحال ممکن است در دوران کودکی عود کرده و در بزرگسالی مجدداً فعال شود، بهویژه در حالات سوگواری و افسردگی.
موضع افسردهوار با ویژگیهای ذیل مشخص میگردد: از این نقطه به بعد کودک میتواند مادر را بهعنوان یک اُبژهی کلی درک کند؛ دوپارهسازی اُبژه به یک اُبژه «خوب» و یک اُبژه «بد» تضعیف شده و حالا غرایز لیبیدویی و خصمانه گرایش دارند که روی یک اُبژه متمرکز شوند؛ اضطراب، که در اینجا افسردهوار توصیف شده است، با خطر خیالی نابود کردن و از دستدادن مادر توسط سوژه در نتیجهی سادیسم او در ارتباط است؛ با این اضطراب به واسطه حالات متنوع دفاع مبارزه میشود (دفاعهای مانیک، یا بهصورت دقیقتر، اشاعه یا بازداری پرخاشگری)، و زمانی بر آن غلبه میشود که اُبژهی عشق به شیوهای پایدار که امنیت را تضمین کند، درونفکنی شود.
در ارتباط با انتخاب کلمه «موضع» توسط ملانی کلاین، خواننده را به توضیحات «موضع پارانوئید» ارجاع میدهیم.
نظریه موضع افسردهوار کلاینی در سنت آثار فروید یعنی سوگ و ملانکولی (1917e) و آثار آبراهام یعنی «مطالعهی مختصر رشد لیبیدو از منظر اختلالات ذهنی، بخش ۱: حالات مانیک-افسردگی و سطوح پیشتناسلی لیبیدو» (۱۹۲۴)، مطرح شده است. هر دو نویسنده که اندیشههای ازدستدادن اُبژهی عشق و درونفکنی در افسردگی ملانکولیک را برجسته ساخته بودند، به دنبال نقاط تثبیتی در رشد روانی جنسی بودند که بتواند با این اختلال (مرحله دوم دهانی آبراهام) همبستگی داشته باشد، و بر وجود نسبت میان افسردگی و فرایندهای بهنجاری همچون سوگواری تأکید نمودند.
نخستین اثر مبتکرانه کلاین توصیف مرحلهای از رشد نوزادی به شیوهای اساساً مشابه با تصویر بالینی افسردگی بود.
اندیشه موضع افسردهوار در سال ۱۹۳۴ و در «مقدمهای بر پیدایش حالات مانیک-افسردهوار» مطرح شد. کلاین پیشازاین توجهات را به فراوانیای که سیمپتومهای افسردهوار در کودکان رخ میدهند جلب کرده بود «… تغییر میان سرخوشی مفرط و رنجوری شدید، که مشخصه اختلالات ملانکولیک است، به طور معمول در کودکان یافت میشود». نظاممندترین شرح او را بر موضع افسردهوار میتوان در «چند نتیجهگیری نظری در خصوص حیات هیجانی نوزاد» (۱۹۵۲) یافت.
موضع افسردهوار در حدود اواسط سال نخست زندگی جایگزین موضع پارانوئید میشود. این رویداد با مجموعهای از تغییرات که روی اُبژه و ایگو از یک سو و غرایز از سوی دیگر تأثیر میگذارند، همبسته است:
الف. حالا مادر میتواند بهعنوان یک شخص کامل ادراک شود، او بهعنوان یک اُبژه غریزی در نظر گرفته شده و درونفکنی میشود. کیفیات «خوب» و «بد» اُبژه دیگر به طور افراطی مجزا در نظر گرفته نشده و به اُبژههایی که تحت دوپارهسازی قرار گرفتهاند نسبت داده نمیشوند؛ در عوض آنها اکنون مربوط به یک اُبژه هستند. به همین طریق فاصلهی میان اُبژه فانتزی درونی و اُبژه بیرونی کمتر میشود.
ب. غرایز پرخاشگرانه و لیبیدویی با هم ترکیب شده و روی یک اُبژه متمرکز میشوند؛ ازاینرو دوسوگرایی به معنای کامل کلمه حاصل میگردد: «عشق و تنفر به هم بسیار نزدیکتر شده و پستان «خوب» و «بد»، مادر «خوب» و «بد» را نمیتوان مثل مرحله قبلی با فاصله زیادی از هم مجزا نگه داشت».
در نتیجهی این اصلاحات، خصلت اضطراب تغییر میکند: از این به بعد اضطراب بر فقدان اُبژه کلی درونی یا بیرونی متمرکز است، و انگیزهی آن سادیسم کودکی است؛ با وجودی که به گفتهی کلاین این سادیسم نسبت به مرحلهی قبلی شدت کمتری دارد، بازهم در جهان فانتزی کودک تهدید به ویرانی، آسیب رساندن، و تحریک رهاشدگی میکند. این نوزاد ممکن است تلاش کند تا بهوسیلهی یک دفاع مانیک با استفاده از (به شیوهای کمابیش اصطلاح شده) مکانیزمهای مرحله پارانوئید (انکار، آرمانیسازی، دوپارهسازی یا کنترل همهتوان بر اُبژه) به این اضطراب پاسخ دهد. با وجود این، تنها به لطف دو فرایند بازداری خشونت و ترمیم اُبژه غلبه موفقیتآمیز بر اضطراب افسردهوار و فراتر رفتن از آن امکانپذیر میشود
باید اضافه کنیم که هرچند موضع افسردهوار هنوز مسلط است، رابطه با مادر شروع به ازدستدادن انحصار خود کرده و کودک وارد آنچه کلاین مرحلهی ابتدایی عقدهی اُدیپ مینامد میشود: «… لیبیدو و اضطراب افسردهوار تا حدی از مادر منحرف میشوند، و این فرایند توزیع روابط اُبژهای را تحریک کرده و همچنین شدت احساسات افسردهوار را کاهش میدهد».
| این مقاله با عنوان «Depressive Position» در THE LANGUAGE OF PSYCHO-ANALYSIS منتشر شده و در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ توسط تیم ترجمه تداعی ترجمه و در بخش دانشنامهی وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است. |
- 1.انتخاب اُبژه نارسیسیستی
- 2.پارانویا به چه معناست؟
- 3.واکنش درمانی منفی به چه معناست؟
- 4.نارسیسیزم اولیه به چه معناست؟
- 5.همانندسازی به چه معناست؟
- 6.تثبیت به چه معناست؟
- 7.واپسرانی به چه معناست؟
- 8.مکانیزمهای دفاعی به چه معنا هستند؟
- 9.عُقده به چه معناست؟
- 10.اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟
- 11.دوسوگرایی به چه معناست؟
- 12.رواننژندی کنونی چیست؟
- 13.چسبندگی لیبیدو به چه معناست؟
- 14.سازمان لیبیدو به چه معناست؟
- 15.مرحله آینهای چیست؟
- 16.درونفکنی چیست؟
- 17.تفسیر چیست؟
- 18.انکار چیست؟
- 19.برونکنشنمایی چیست؟
- 20.موضع افسردهوار چیست؟
- 21.موضع پارانوئید چیست؟
- 22.سوپرایگو چیست؟
- 23.ایگو چیست؟
- 24.مازوخیسم چیست؟
- 25.سادومازوخیسم چیست؟
- 26.رواننژندی چیست؟
- 27.کنش معوق چیست؟
- 28.انتقال متقابل به چه معناست؟
- 29.انتقال چیست؟
- 30.تبدیل به چه معناست؟
- 31.اید به چه معناست؟
- 32.اجبار به تکرار چیست؟
- 33.دوجنسگرایی به چه معناست؟
- 34.غریزه مرگ چیست؟
- 35.صحنهی نخستین به چه معناست؟
- 36.هیستری چیست؟
- 37.مادر فالیک به چه معناست؟
- 38.لیبیدو چیست؟
- 39.نفی چیست؟
- 40.رواننژندی سرنوشت به چه معناست؟
- 41.دفاع به چه معناست؟
- 42.رابطهی اُبژهای چیست؟
- 43.اُبژه چیست؟
- 44.عقدهی اُدیپ چیست؟
- 45.فالوس چیست؟
- 46.رشک آلت چیست؟
- 47.تداعی آزاد چیست؟
- 48.سکسوالیته چیست؟
- 49.سادیسم چیست؟
- 50.روانکژی چیست؟
- 51.نارسیسیزم چیست؟
- 52.اختگی چیست؟
- 53.به عمل آوری