اید به چه معناست؟
اید | Id
یکی از سه عاملیت مشخص شده توسط فروید در دومین نظریه دستگاه روانیاش. اید تشکیلدهنده قطب غریزی شخصیت است؛ محتویات آن، بهعنوان تجلی غرایز، ناهشیار هستند، بخشی از آنها موروثی و سرشتی است، بخشی واپسرانی شده و اکتسابی.
ازنقطهنظر اقتصادی، اید برای فروید مخزن اصلی انرژی روانی است؛ ازنقطهنظر پویایی، اید با ایگو و سوپرایگو – که از لحاظ ژنتیکی، انواعی از اید هستند، در تعارض است.
عبارت «das Es» نخستینبار در ایگو و اید (1923b) به کار برده شد. فروید این اصطلاح را از گئورگ گرودک (a) به عاریت گرفته است. گرودک نیز به نیچه استناد میکند که ظاهراً از این اصطلاح برای «هرآنچه در ذات ما غیرشخصی و بهاصطلاح مشمول قانون طبیعت است» استفاده کرده است.
این کلمه توجه فروید را به خود جلب کرده است چون این اندیشه، که توسط گرودک توسعه یافته را برمیانگیزد که «آنچه ما ایگو مینامیم اساساً در زندگی منفعلانه رفتار میکند، و اینکه […] ما با نیروهای ناشناخته و غیرقابلکنترل زندگی میکنیم» (1b، B)؛ همچنین این اندیشه با زبانی که خودبهخود توسط بیماران مورداستفاده قرار میگیرد نیز همسو است؛ مردم میگویند: «It shot through me»، «در آن لحظه چیزی در من بود که از خودم قویتر بود»، «قدرتمندتر از من بود».
واژه «اید» نخستینبار در بازنگری فروید بر نظریه توپوگرافیاش، بین ۱۹۲۰ و ۱۹۲۳ ظاهر شد. جایگاه اید در دومین توپوگرافی را میتوان تقریباً با جایگاه سیستم ناهشیاری (Ucs) در توپوگرافی اول برابر دانست – مشروط بر اینکه تعدادی از تفاوتها همواره در نظر گرفته شوند. این تفاوتها را میتوان به این صورت شرح داد:
الف. جدا از الگوها یا محتویات خاصی که از طریق تکامل اکتساب شدهاند، ناهشیاری در توپوگرافی اول از آنچه واپسرانی شده غیر قابل تمییز است.
از سوی دیگر در ایگو و اید (فصل اول)، فروید بر این واقعیت تأکید میکند که عاملیت واپسرانی کننده – ایگو – و عملیاتهای دفاعی آن نیز تا حد زیادی ناهشیار هستند. در نتیجه، اید، با وجودی که شامل محتوایی یکسان با محتوای سابق سیستم ناهشیاری است، دیگر کل حوزه روان ناهشیار را در برنمیگیرد.
ب. بازبینی نظریه غریزه و توسعه اندیشه ایگو تغییر دیگری را به همراه داشت. تعارض نوروتیک در ابتدا بهواسطه ستیز میان غرایز جنسی و غرایز ایگو تعریف میشد، که غرایز ایگو نقش بنیادینی در انگیزش دفاع برعهده دارند. از ۱۹۲۰-۲۳ به بعد، این گروه از غرایز ایگو با ادغام در ضدیت بزرگ میان غرایز زندگی و غرایز مرگ استقلال خود را از دست دادند؛ بنابراین ایگو دیگر با شکل خاصی از انرژی غریزی مشخص نمیشود، چراکه عاملیت جدید اید از ابتدا شامل دو نوع غریزه است.
به طور خلاصه، عاملیتی که دفاع بر علیه آن عمل میکند دیگر نه بهعنوان قطب ناهشیار بلکه بهعنوان قطب غریزی شخصیت تعریف میشود.
از این لحاظ است که اید بهعنوان «مخزن بزرگ» لیبیدو، و به طور عمومیتر انرژی غریزی، به تصویر کشیده شده است (y). انرژیای که ایگو از آن استفاده میکند از این ذخیره مشترک حاصل میشود بهویژه در شکل انرژی «جنسیزدایی و والایش شده».
ج. محدودیتهای این عاملیت جدید به نسبت دیگر عاملیتها و به نسبت قلمرو زیستشناختی به طور متفاوتی تعیین شدهاند و به بیان کلی، نسبت به توپوگرافی نخست کمتر واضح هستند:
- مرز ایگو در مقایسه با مرز قبلی که از طریق سانسور میان Ucs و Pcs.-Cs تشکیل شده بود، کمتر موشکافانه است: «ایگو آشکارا از اید جدا نیست؛ قسمت پایینی آن با اید ادغام میشود. اما آنچه واپسرانی شده در اید نیز ادغام میشود و صرفاً بخشی از آن است. آنچه واپسرانی شده تنها از ایگو، توسط مقاومتهای واپسرانی، به طور آشکار جدا میشود؛ اما میتواند از طریق اید با ایگو ارتباط برقرار کند».
آمیختگی اید با عاملیت واپسرانی کننده بیش از هر چیز پیامد تعریف ژنتیکی این عاملیت است که فروید ارائه داد، و بر اساس آن ایگو «بخشی از اید است که توسط اثر مستقیم جهان بیرونی بهواسطه سیستم Pcpt.-Cs (ادراک-آگاهی) تعدیل میشود».
- بر همین اساس، سوپرایگو یک عاملیت کاملاً مستقل نیست بلکه با اید ادغام میشود.
- در آخر، تمایز میان اید و یک زیر لایه غریزه بهاندازه تمایز میان ناهشیار و منبع غرایز سفتوسخت نیست: “اید پذیرای تأثیرات بدنی است” اندیشه یک کتیبه غریزه، که پیشازاین توسط اندیشه «بازنماییها» حمایت شده بود، با وجودی که در اینجا یکسره رد نمیشود، تأیید هم نمیشود.
د. آیا اید یک حالت سازماندهی –یک ساختار درونی خاص- دارد؟ فروید بهشخصه تأکید کرده بود که اید «بیسامان» است: «پر است از انرژیهایی که از غرایز به آن میرسند، اما هیچ سازمانی ندارد، هیچ اراده جمعیای تولید نمیکند». فرض بر این است که مشخصههای اید تنها به شیوهای منفی قابلتعریف هستند – بهواسطه تضاد با حالت سازمانمند ایگو.
با وجود این، واقعیت این است که –و باید تأکید شود که– فروید اکثر ویژگیهایی که در نخستین توپوگرافی برای سیستم Ucs تعریف کرده بود و شکلی مثبت و منحصر به فرد از سازمانمندی را تشکیل میدهند را به اید منتقل میکند: عملیات مطابق بر فرایند اولیه، ساختار مبتنی بر عقدهها، لایههای ژنتیکی غرایز و غیره. به طور مشابه، دوگانهگرایی تازه مطرح شده غرایز زندگی و مرگ بر این دلالت دارند که این ویژگیها در یک ضدیت دیالکتیک سازمانبندی شدهاند. از این رو فقدان سازمانمندی اید کاملاً نسبی است، که صرفاً به فقدان نوع روابطی که مشخصه سازمانبندی ایگو هستند اشاره دارد. این فقدان توسط این واقعیت که «تکانههای (غریزی) متناقض در کنار یکدیگر وجود دارند، بدون اینکه یکدیگر را خنثی کرده یا تقلیل دهند» به تصویر کشیده میشود. همانطور که دانیل لاکلاچ تأکید کرده است، این فقدان یک سوژه منسجم است که به بهترین شکل نماینده سازمانمندی اید است – فقدانی که انتخاب یک ضمیر خنثی توسط فروید را برای مشخص کردن این سازمانمندی توضیح میدهد.
ه. در آخرین روانکاوی، به بهترین شکل میتوانیم دگرگونی از ناهشیار در توپوگرافی نخست به اید در توپوگرافی دوم را با درنظرگرفتن تفاوت در دیدگاههای ژنتیکی که به آن تعلق دارند، درک کنیم.
ناهشیار شکلگیری خود را به آن واپسرانیای مدیون است که با نقش دوگانه تاریخی و افسانهای خود، دوپارگی میان سیستمهای Ucs و Pcs.-Cs. را وارد روان کرده است.
با ظهور توپوگرافی دوم این مورد از انفصال میان عاملیتهای روان، ویژگی بنیادین خود را از دست میدهد. پیدایش عاملیتهای مختلف اکنون بهعنوان یک فرایند تدریجی تمایز همزمان با ظهور سیستمهای متنوع نگریسته میشود. و بهتبع آن علاقه فروید به تأکید بر تداوم در تکامل از نیاز زیستشناختی به اید، و از اید به ایگو و نیز به سوپرایگو. به همین دلیل است که مفهومپردازی جدید فروید از دستگاه ذهنی بیشتر از مفهوم نخست، با یک خوانش «زیستشناختی» یا «طبیعتگرا» سازگار است.
(a) گرودک یک روانپزشک آلمانی نزدیک به حلقههای روانکاوی بود؛ او نویسنده چندین اثر الهام گرفته از اندیشههای فروید است، که از میان آنها Das Bach vom Es:psychoanalytische Briefs an eine Freundin (1923) برجسته است. ترجمه: کتابِ آن
(B) گرودک منظورش را از das Es به این صورت توضیح میدهد: «من این دیدگاه را دارم که بشر توسط چیزی ناشناخته به حرکت درمیآید، که یک Es درون او وجود دارد، یک «آن»، نیرویی شگفتانگیز که هم آنچه او انجام میدهد و هم آنچه برای او رخ میدهد را هدایت میکند. جمله «من زندگی میکنم» تنها بهصورت مشروط صحیح است، این جمله تنها بخش کوچک و سطحیای از اصل بنیادین را بیان میکند، «بشر بهواسطه “آن” زندگی میکند».
(y) دراینرابطه، خواننده از رجوع به توضیحات ویراستاران ویراست استاندارد بهره خواهد برد.
| این مقاله با عنوان «Id» در THE LANGUAGE OF PSYCHO-ANALYSIS منتشر شده و در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ توسط تیم ترجمه تداعی ترجمه و در بخش دانشنامهی وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است. |
- 1.انتخاب اُبژه نارسیسیستی
- 2.پارانویا به چه معناست؟
- 3.واکنش درمانی منفی به چه معناست؟
- 4.نارسیسیزم اولیه به چه معناست؟
- 5.همانندسازی به چه معناست؟
- 6.تثبیت به چه معناست؟
- 7.واپسرانی به چه معناست؟
- 8.مکانیزمهای دفاعی به چه معنا هستند؟
- 9.عُقده به چه معناست؟
- 10.اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟
- 11.دوسوگرایی به چه معناست؟
- 12.رواننژندی کنونی چیست؟
- 13.چسبندگی لیبیدو به چه معناست؟
- 14.سازمان لیبیدو به چه معناست؟
- 15.مرحله آینهای چیست؟
- 16.درونفکنی چیست؟
- 17.تفسیر چیست؟
- 18.انکار چیست؟
- 19.برونکنشنمایی چیست؟
- 20.موضع افسردهوار چیست؟
- 21.موضع پارانوئید چیست؟
- 22.سوپرایگو چیست؟
- 23.ایگو چیست؟
- 24.مازوخیسم چیست؟
- 25.سادومازوخیسم چیست؟
- 26.رواننژندی چیست؟
- 27.کنش معوق چیست؟
- 28.انتقال متقابل به چه معناست؟
- 29.انتقال چیست؟
- 30.تبدیل به چه معناست؟
- 31.اید به چه معناست؟
- 32.اجبار به تکرار چیست؟
- 33.دوجنسگرایی به چه معناست؟
- 34.غریزه مرگ چیست؟
- 35.صحنهی نخستین به چه معناست؟
- 36.هیستری چیست؟
- 37.مادر فالیک به چه معناست؟
- 38.لیبیدو چیست؟
- 39.نفی چیست؟
- 40.رواننژندی سرنوشت به چه معناست؟
- 41.دفاع به چه معناست؟
- 42.رابطهی اُبژهای چیست؟
- 43.اُبژه چیست؟
- 44.عقدهی اُدیپ چیست؟
- 45.فالوس چیست؟
- 46.رشک آلت چیست؟
- 47.تداعی آزاد چیست؟
- 48.سکسوالیته چیست؟
- 49.سادیسم چیست؟
- 50.روانکژی چیست؟
- 51.نارسیسیزم چیست؟
- 52.اختگی چیست؟
- 53.به عمل آوری