اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟
اُبژه خوب و اُبژه بد
«اصطلاحاتی که ملانی کلاین برای نامگذاری اولین اُبژه غریزی جزئی یا کامل در شکلی که در خیالپردازیهای کودک شیرخوار ظاهر میشوند، به کار برد.»
صفات «خوب» و «بد» نه تنها به دلیل ماهیت ارضاءکننده یا ناکامکنندهی این اُبژهها به آنها نسبت داده میشود، بلکه همچنین به دلیل طرحوارههای لیبیدویی یا تخریبی خود بر روی آنهاست. به گفتهی فروید، اُبژه جزئی (پستان، آلت تناسلی) به یک اُبژه «خوب» و یک اُبژه «بد» تقسیم میشود و این تقسیمبندی، شیوهی دفاعی اولیهای در برابر اضطراب است. کل اُبژه نیز به همین ترتیب تقسیم میشود (مادر «بد» و مادر «خوب» و غیره). اُبژههای «خوب» و «بد» تحت فرایندهای درونفکنی و برونفکنی قرار میگیرند.
دیالکتیک میان «خوب» و «بد» به عنوان موضوعی اساسی در نظریه روانتحلیلی قرار دارد که ملانی کلاین آن را از تحلیل ابتداییترین خیالها استخراج کرده است. ما نمیتوانیم تمام این دیالکتیک پیچیده را در اینجا توضیح دهیم، بنابراین تنها به برخی از ویژگیهای اصلی مفاهیم «خوب» و «بد» اُبژهها اشاره خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد برخی از ابهامها را برطرف کنیم.
. . .