skip to Main Content
اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟

اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟

اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟

اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟

عنوان اصلی: 'Good' Object/'Bad' Object
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۷۴۲ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه
ترجمه: گروه روانکاوی تداعی

اُبژه خوب و اُبژه بد

«اصطلاحاتی که ملانی کلاین برای نامگذاری اولین اُبژه‌ غریزی جزئی یا کامل در شکلی که در خیال‌پردازی‌های کودک شیرخوار ظاهر می‌شوند، به کار برد.»

صفات «خوب» و «بد» نه تنها به دلیل ماهیت ارضاء‌کننده یا ناکام‌کننده‌ی این اُبژه‌ها به آن‌ها نسبت داده می‌شود، بلکه همچنین به دلیل طرح‌واره‌های لیبیدویی یا تخریبی خود بر روی آن‌هاست. به گفته‌ی فروید، اُبژه جزئی (پستان، آلت تناسلی) به یک اُبژه «خوب» و یک اُبژه «بد» تقسیم می‌شود و این تقسیم‌بندی، شیوه‌ی دفاعی اولیه‌ای در برابر اضطراب است. کل اُبژه نیز به همین ترتیب تقسیم می‌شود (مادر «بد» و مادر «خوب» و غیره). اُبژه‌های «خوب» و «بد» تحت فرایندهای درون‌‌فکنی و برون‌فکنی قرار می‌گیرند.

دیالکتیک میان «خوب» و «بد» به عنوان موضوعی اساسی در نظریه روان‌تحلیلی قرار دارد که ملانی کلاین آن را از تحلیل ابتدایی‌ترین خیال‌ها استخراج کرده است. ما نمی‌توانیم تمام این دیالکتیک پیچیده را در اینجا توضیح دهیم، بنابراین تنها به برخی از ویژگی‌های اصلی مفاهیم «خوب» و «بد» اُبژه‌ها اشاره خواهیم کرد و سعی خواهیم کرد برخی از ابهام‌ها را برطرف کنیم.

الف. نقل‌قول‌هایی که ملانی کلاین غالباً استفاده می‌کند، به منظور تأکید بر ماهیت خیالی این ویژگی‌ها از اُبژه‌ها است.

ما در اینجا واقعاً با «تصویرها» سر و کار داریم، که به گفته ملانی کلاین «تصویری خیالی و تحریف‌شده از اُبژه‌های واقعی است که بر اساس آن‌ها ساخته شده‌اند». این تحریف نتیجه دو عامل است: نخست، لذتی که سینه به کودک می‌دهد، باعث می‌شود آن را به‌عنوان «سینه خوب» تصور کند؛ در مقابل، محرومیت یا انکار سینه منجر به شکل‌گیری تصویر «سینه بد» می‌شود[1]. دومین عامل این است که کودک عشق خود را به سینه‌ای که لذت می‌بخشد، و بیش از هر چیز پرخاشگری خود را به سینه بد نسبت می‌دهد. با اینکه این دو عامل با هم چرخه‌ای معیوب را تشکیل می‌دهند «سینه‌ها از من متنفرند و مرا محروم می‌کنند، چون من از آن‌ها متنفرم»[2]، ملانی کلاین بیشتر بر عنصر فرافکنی تأکید دارد.

ب. اصل حاکم بر تعامل میان اُبژه خوب و بد، دوگانگی غرایز زندگی و مرگ است؛ که کلاین آن را به‌عنوان داده‌ای غیرقابل کاهش از ابتدای وجود فرد در حال عمل می‌بیند. او حتی معتقد است که سادیسم در آغاز زندگی در اوج خود قرار دارد و در این مرحله تعادل میان لیبیدو و ویرانگری به سمت ویرانگری متمایل می‌شود.

ج. از آنجا که هر دو نوع غریزه از ابتدا حضور دارند و هر دو به یک اُبژه واحد (سینه) معطوف‌اند، می‌توان به‌درستی از وجود دوسوگرایی در اینجا سخن گفت. با این حال، چون این دوسوگرایی برای کودک اضطراب‌آور است، فوراً توسط مکانیسم دوپاره‌سازی اُبژه و احساسات مرتبط با آن اُبژه مهار می‌شود.

د. نباید ماهیت خیالی این اُبژه‌ها ما را از این واقعیت غافل کند که با آن‌ها به گونه‌ای برخورد می‌شود که گویی دارای ماهیتی واقعی و ملموس هستند (به معنایی که فروید از واقعیت روانی سخن می‌گوید). کلاین این اُبژه‌ها را به‌عنوان محتویاتی «درون» مادر توصیف می‌کند؛ او درون‌فکنی و فرافکنی این اُبژه‌ها را به‌عنوان فرآیندهایی تعریف می‌کند که نه تنها بر صفات خوب یا بد تأثیر می‌گذارند، بلکه بر خود اُبژه‌هایی که این صفات در آن‌ها نهفته است. افزون بر این، اُبژه—خواه خوب و خواه بد—به طور خیالی دارای قدرت‌هایی مشابه با یک شخص است («سینه بد آزاردهنده»، «سینه خوب اطمینان‌بخش»، حمله به بدن مادر توسط اُبژه‌ها بد، نبرد میان اُبژه خوب و بد درون بدن و غیره)[3].

سینه اولین اُبژه است که به این شکل تقسیم می‌شود. تمام اُبژه‌های جزئی دیگر (مانند آلت تناسلی، مدفوع، کودک و غیره) نیز به تقسیم مشابهی دچار می‌شوند. این مسئله همچنین درباره اُبژه کامل نیز صادق است، زمانی که کودک قادر به درک آن‌ها می‌شود. «سینه خوب—چه درونی و چه بیرونی—به نمونه‌ای برای تمام اُبژه‌های یاری‌رسان و لذت‌بخش تبدیل می‌شود، و سینه بد به نمونه‌ای برای تمام اُبژه‌های آزاردهنده و آزارگر بیرونی و درونی». در نهایت، باید توجه داشت که مفهوم کلاینی تقسیم اُبژه به «خوب» و «بد» باید در ارتباط با برخی پیشنهادات فروید، به‌ویژه در «غرایز و فراز و نشیب‌های آن‌ها» (۱۹۱۵) و «نفی» (۱۹۲۵) بررسی شود.

این نوشته با عنوان «’Good’ Object/’Bad’ Object» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط گروه روانکاوی تداعی ترجمه و در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳ در بخش دانشنامه‌ی روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

[1] کلاین، م. «مساهمتی در روان‌زایی حالات شیدایی-افسردگی» (۱۹۳۴)، در Contributions، ص. ۲۸۲.

[2] ریویه، ج. «در مورد زایش تعارض روانی در اوایل دوران نوزادی» (۱۹۳۶)، در Developments، ص. ۴۷.

[3] کلاین، م. «برخی نتیجه‌گیری‌های نظری در مورد زندگی احساسی نوزاد» (۱۹۵۲)، در Developments، ص. ۲۰۰.

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search