skip to Main Content
برون‌کنش‌نمایی چیست؟

برون‌کنش‌نمایی چیست؟

برون‌کنش‌نمایی چیست؟

برون‌کنش‌نمایی چیست؟

عنوان اصلی: Acting Out
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۱۰۷۴ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه
ترجمه: تیم ترجمه تداعی

برون‌کنش‌نمایی

بر اساس نظریه فروید، برون‌کنش‌نمایی رفتاری است که در آن فرد تحت تأثیر ناخودآگاه، به خیال‌پردازی‌هایش (فانتاسم‌ها) جان می‌بخشد و آن‌ها را در زمان حال با حس بی‌واسطگی و شدتی که به دلیل انکار منبع و ماهیت تکرارشونده‌شان افزایش یافته، دوباره زنده می‌کند.

چنین رفتاری عموماً جنبه‌ای تکانشی دارد که نسبتاً با الگوهای انگیزشی معمول فرد همخوانی ندارد و به راحتی می‌توان آن را از روند کلی فعالیت‌های او جدا کرد. برون‌کنش‌نمایی اغلب به شکل رفتار پرخاشگرانه‌ای بروز می‌کند که می‌تواند علیه خود یا دیگران جهت‌گیری شود.

زمانی که برون‌کنش‌نمایی در جریان روان‌کاوی – چه در طول جلسه‌ی درمانی و چه خارج از آن – رخ می‌دهد، باید آن را به عنوان پاسخی در برابر انتقال در نظر گرفت و اغلب به منزله‌ی انکار اساسی انتقال تلقی کرد.

کلمه‌ی «برون‌کنش‌نمایی» (Agieren) که ریشه لاتین دارد، اصطلاحی است که فروید هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌برد. اما این واژه در زبان آلمانی رایج نیست. آلمانی برای اشاره به عمل یا کنش از کلماتی مانند “عمل” (Tat)، “انجام دادن” (tun)، “تاثیر” (Wirkung) و غیره استفاده می‌کند.

فروید “برون‌کنش‌نمایی” را به صورت فعل متعدی (فعل با مفعول) به کار می‌برد، همانطور که از واژه “برون‌ریزش” (Abreagieren) که ریشه مشترکی دارد استفاده می‌کند. مفعول “برون‌کنش‌نمایی” غرایز، خیال‌پردازی‌ها، آرزوها و غیره است.

“برون‌کنش‌نمایی” تقریباً همیشه با “به یاد آوردن” (erinnern) همراه است، و این دو روش متضاد برای زنده کردن گذشته در زمان حال هستند. فروید این تضاد را عمدتاً در بستر درمان مشاهده کرد، به طوری که اغلب از تکرار در انتقال به عنوان “برون‌کنش‌نمایی” یاد می‌کند: بیمار “به جای اینکه آن را برای ما گزارش کند، آن را جلوی ما بازی می‌کند”. با این حال، برون‌کنش‌نمایی فراتر از انتقال به معنای خاص آن گسترش می‌یابد:

«بنابراین، باید آماده باشیم که بیمار تسلیم فشار تکرار* شود، که اکنون جایگزین فشار به یاد آوردن می‌شود، نه تنها در رفتار شخصی‌اش با پزشک، بلکه در هر فعالیت و رابطه‌ای که ممکن است در آن زمان زندگی او را اشغال کند – برای مثال، اگر در طول درمان عاشق شود یا وظیفه‌ای را به عهده بگیرد یا کار تازه‌ای را شروع کند».

فروید در اینجا در تمایز قائل شدن بین عنصر “فعلیت‌یابی” در انتقال و توسل به “عمل حرکتی” – که انتقال لزوماً مستلزم آن نیست – دچار اشتباه می‌شود. به عنوان مثال، به سختی می‌توان فهمید که چگونه فروید با مدل فراروان‌شناختی “حرکت” که در اوایل “تعبیر رؤیاها” (1900a) ارائه کرده بود، برای توجیه “تکرار در انتقال” به عنوان راه‌حلی رضایت‌بخش، همچنان قانع بود: “… واقعیت انتقال، و همچنین روان‌پریشی‌ها، به ما نشان می‌دهد که [آرزوهای ناخودآگاه] سعی می‌کنند از طریق سیستم پیش‌آگاه به آگاهی راه پیدا کنند و کنترل قدرت حرکت را به دست آورند”.

از لحاظ توصیفی، دامنه‌ی اعمالی که به طور معمول در دسته‌ی “برون‌کنش‌نمایی” طبقه‌بندی می‌شوند بسیار گسترده است. در یک سر طیف، اعمال خشونت‌آمیز، تهاجمی و مجرمانه – مانند قتل، خودکشی، آزار جنسی و غیره – قرار دارند که در آن‌ها فرد از یک فکر یا تمایل به عمل مربوطه (اصطلاح فرانسوی روان‌پزشکی بالینی: passage à l’acte) سوق داده می‌شود. در سر دیگر طیف، اشکال بسیار ملایم‌تری را مشاهده می‌کنیم (گرچه جنبه‌ی تکانشی همچنان باید آشکار باشد): این عمل حتی از نظر خود فرد نیز انگیزه‌ی ضعیفی دارد و نشان‌دهنده‌ی انحرافی آشکار از رفتارهای معمول اوست، حتی اگر بعداً برای آن توجیه منطقی بیاورد. برای روان‌کاوان، چنین نشانه‌هایی بیانگر بازگشت امر واپس‌رانده هستند.

همچنین برخی حوادثی که برای افرادی رخ می‌دهد که احساس می‌کنند هیچ نقشی در به وجود آمدن آن‌ها نداشته‌اند، تحت عنوان “برون‌کنش‌نمایی” طبقه‌بندی می‌شوند. چنین معنای گسترده‌ای برای “برون‌کنش‌نمایی” به طور طبیعی مسئله‌ی تعیین حدود مفهوم را به وجود می‌آورد: تمایز آن با سایر مفاهیمی که فروید ابداع کرده است (به ویژه “لغزش‌های” و پدیده‌های به اصطلاح “تکرار”) به شیوه‌ای مبهم و متغیر از نویسنده‌ای به نویسنده‌ی دیگر، صورت گرفته است. لغزش‌ها نیز کاملاً متمایز و منفرد هستند، اما – حداقل در ابتدایی‌ترین شکل خود – ماهیت آن‌ها به عنوان “سازش‌های روانی” آشکار است. در مقابل، در پدیده‌های تکرار زیسته‌شده (برای مثال، “اجبار سرنوشت”) محتوای واپس‌رانده اغلب در یک سناریوی بسیار وفادار که فرد خالق بودن آن را به رسمیت نمی‌شناسد، بازمی‌گردد.

یکی از دستاوردهای روانکاوی برقراری ارتباط بین وقوع اعمال تکانشی خاص با پویایی درمان و انتقال است. فروید با تأکید بر تمایل برخی بیماران به “برون‌کنش‌نمایی” تمایلات غریزی برانگیخته‌شده در طول جلسه‌ی تحلیل در خارج از اتاق مشاوره، به طور واضح این مسیر پیشرفت را نشان داد.

اما از آنجایی که فروید، همانطور که دیدیم، حتی انتقال به تحلیلگر را نوعی برون‌کنش‌نمایی توصیف می‌کند، او در تمایز قائل شدن یا نشان دادن ارتباطات متقابل بین پدیده‌های تکرار در انتقال از یک سو و نمودهای برون‌کنش‌نمایی از سوی دیگر، ناکام می‌ماند. تمایزی که او پیشنهاد می‌کند به نظر می‌رسد راه‌حلی برای مشکلات عمدتاً تکنیکی باشد: فردی که درگیری‌های روانی خود را خارج از درمان “برون‌کنش‌نمایی” می‌کند، شانس کمتری برای آگاه شدن از ماهیت تکرارشونده‌ی آن‌ها دارد و از آنجایی که از هرگونه کنترل یا تفسیر توسط تحلیلگر رهاست، در موقعیتی قرار می‌گیرد که غرایز سرکوب‌شده‌ی خود را تا انتها ارضا کند – یعنی عمل موردنظر را به طور کامل انجام دهد. فروید می‌گوید: «ما این را بسیار نامطلوب می‌دانیم که بیمار به جای به یاد آوردن، در خارج از انتقال “عمل کند” (برون‌کنش‌نمایی داشته باشد). رفتار ایده‌آل برای اهداف ما این است که او تا حد امکان در خارج از درمان به طور عادی رفتار کند و واکنش‌های غیرطبیعی خود را تنها در انتقال ابراز نماید» (1b).

یکی از وظایف برجسته‌ی روانکاوی، پایه‌ریزی تمایز بین “انتقال” و “برون‌کنش‌نمایی” بر اساس معیارهایی فراتر از جنبه‌های صرفاً تکنیکی – یا حتی صرفاً ملاحظات مکانی (آیا رویدادی در اتاق مشاوره رخ می‌دهد یا نه؟) است. این وظیفه مستلزم بازتعریف مفاهیم “عمل” و “فعلیت‌یابی” و تعریف جدیدی از شیوه‌های مختلف ارتباط است.

تنها زمانی که روابط بین برون‌کنش‌نمایی و انتقال تحلیلی به لحاظ نظری روشن شوند، امکان‌پذیر خواهد بود که ببینیم آیا ساختارهای این‌چنینی که در معرض دید قرار می‌گیرند، قابل تعمیم به فراتر از چارچوب درمانی هستند یا خیر؛ به عبارت دیگر، بتوان با برقراری ارتباط بین اعمال تکانشی زندگی روزمره و روابط از نوع انتقال، نوری بر آن‌ها تاباند.

این تفکیک برای حفظ ویژگی خاص مفهوم “برون‌کنش‌نمایی” و اجتناب از جذب شدن آن به مفهومی کلی که تنها به نزدیک یا دور بودن ارتباط بین هر پروژه‌ی انسانی و خیال‌پردازی‌های ناخودآگاه اشاره می‌کند، ضروری است.

این نوشته با عنوان «Acting Out» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط تیم تداعی ترجمه و در تاریخ ۱۱ تیر ۱۴۰۳ در بخش دانشنامه‌ی روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.
0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search