تفسیر چیست؟
تفسیر (تاویل) چیست؟
الف) تفسیر روانکاوی
فرایندی که از طریق کاوش تحلیلی، معنای پنهان در گفتهها و رفتار فرد را آشکار میکند. تفسیر، شیوههای دفاعیِ تعارض را آشکار میسازد و هدف نهایی آن، شناسایی تمایلی است که در هر محصول ناخودآگاه بیان میشود.
ب) تفسیر در رواندرمانی
در چارچوب درمان، تفسیر به معنای انتقال مفهوم پنهان به مراجع است تا او به درک عمیقتر آن برسد. این امر بر اساس قواعدی انجام میشود که متناسب با نوع درمان و روند تکاملی آن تعیین میشود.
تفسیر در قلب آموزهها و فنون فروید جای دارد. روانکاوی را میتوان به مثابه آشکارسازی معنای پنهان در محتوای مورد نظر، بر پایه تفسیر تعریف کرد.
نخستین الگو و نمونهی تفسیر، رویکرد فروید به خواب بود. نظریههای «علمی» خواب تلاش میکردند تا با اشاره به کاهش فعالیت روانی و سستی تداعیها، آن را به عنوان پدیدهای از زندگی ذهنی تبیین کنند. برخی از این نظریهها خواب را به عنوان فعالیتی خاص تعریف میکردند، اما همگی آنها محتوای خواب و به طریق اولی، رابطهی این محتوا با شخصیت و تاریخچهی فرد خواببین را نادیده میگرفتند. از سوی دیگر، تفاسیر به شیوهی «کتابهای تعبیر خواب» (تعبیرنامههای کلاسیک و شرقی) محتوای خواب را نادیده نمیگیرند و اذعان دارند که خواب دارای معناست. بنابراین، فروید تا این حد با این سنت همسو است؛ اما او تمام تأکید را بر تنها کاربرد نمادگرایی خواب در فرد مورد نظر قرار میدهد و در این جنبه، رویکرد او با روش «رمزگشایی» کتابهای تعبیر خواب تفاوت اساسی دارد.[1]
بر اساس روایت خواببیننده (محتوای آشکار)، تفسیر، به گفتهی فروید، معنای خواب را آنطور که در محتوای پنهان فرموله شده است، آشکار میکند و تداعیهای آزاد ما را به آن رهنمون میشود. هدف نهایی تفسیر، رسیدن به آرزوی ناخودآگاه و خیالی است که این آرزو در آن تجسم یافته است.
مسلم است که اصطلاح «تفسیر» فقط مختص رویا – آن محصول اصلی ناخودآگاه – نیست، بلکه به سایر فرآوردههای آن (لغزشها، علائم و غیره) و به طور کلی به هر بخشی از گفتار و رفتار سوژه که مهر تعارض دفاعی را بر خود دارد، نیز اطلاق میشود.
از آنجایی که انتقال تفسیر، عالیترین شکل کنش تحلیلگر است، کاربرد مطلق اصطلاح تفسیر معنای فنی دیگری نیز دارد و آن، تفسیری است که به بیمار ارائه میشود.
تفسیر با این معنای فنی، نقشی دیرینه در تاریخ روانکاوی دارد. با این حال، میتوان خاطرنشان کرد که در مرحلهای که در «مطالعاتی در باب هیستری» (۱۸۹۵) نشان داده شده است، تا آنجا که هدف اصلی بازیابی خاطرات ناخودآگاه بیماریزا بود، تفسیر هنوز به عنوان اصلیترین شیوهی عمل درمانی مطرح نشده بود (در واقع اصطلاح تفسیر در این اثر یافت نمیشود).
به محض اینکه تکنیک روانکاوی شکل مشخصی به خود گرفت این نقش محوری به تفسیر محول شد. همانطور که مقاله «نحوهی مدیریت تفسیر رویا در روانکاوی» (۱۹۱۱) نشان میدهد، تفسیر اکنون به جزء جداییناپذیر از پویایی درمان تبدیل شده است: «بنابراین، معتقدم که تفسیر رویا نباید در فرایند تحلیل به عنوان هنری برای مقاصد خاص دنبال شود، بلکه نحوهی مدیریت آن باید تابع قواعد فنیای باشد که بر کل روند درمان حاکم است».[2] احترام به این «قواعد فنی» است که باید سطح (عمق نسبی)، نوع (تفسیر مقاومتها، انتقال و غیره) و ترتیب نهایی تفاسیر را تعیین کند.
با این حال، قصد ما در اینجا پرداختن به مسائل مربوط به تفسیر نیست – مسائلی که موضوع مباحثات فنی متعددی بوده است: معیارها، شکل و فرمولبندی، زمانبندی، عمق، ترتیب و غیره.[3] ما فقط میخواهیم به این نکته اشاره کنیم که تفسیر تمامیت سهم تحلیلگر در درمان را پوشش نمیدهد: به عنوان مثال، تشویق بیمار به صحبت کردن، اطمینان دادن به او، توضیح مکانیسمها یا نمادها، دستورات، ساختارها و غیره را شامل نمیشود – اگر چه این موارد میتوانند در درون موقعیت تحلیلی معنای تفسیری به خود بگیرند.
نکته اصطلاحشناسی: تفسیر دقیقاً معادل کلمهی آلمانی “Deutung” نیست. اصطلاح انگلیسی تمایل دارد جنبههای ذهنی – شاید حتی اجباری یا خودسرانه – نسبت دادن معنا به یک رویداد یا گزاره را به ذهن متبادر کند. به نظر میرسد “Deutung” به “توضیح” یا “شفافسازی” نزدیکتر باشد و در کاربرد عامیانه، بار منفی کمتری نسبت به کلمهی انگلیسی دارد که گاه به آن تعلق میگیرد.[4] فروید مینویسد که Deutung یک رویا شامل تعیین Bedeutung یا معنای آن است.[5]
با این حال، فروید از اشاره به خویشاوندی که بین تفسیر به معنای تحلیلی این کلمه و سایر فرآیندهای ذهنی که در آنها فعالیت تفسیری آشکار است، غفلت نمیکند.
بازنگری ثانویه، نخستین تفسیر را تشکیل میدهد که هدفش بخشیدن درجهای از انسجام به عناصری است که حاصل کارکرد رؤیاست. فروید در این باره میگوید: «برخی از رویاها تحت بازنگری عمیقی توسط این کارکرد ذهنی مشابه تفکر بیداری قرار گرفتهاند؛ آنها به نظر دارای معنا هستند، اما این معنا تا حد امکان از معنای واقعی آنها دور است [ … ] اینها رویاهایی هستند که میتوان گفت پیش از اینکه تحت تفسیر بیداری قرار گیرند، یک بار دیگر تفسیر شدهاند». در بازنگری ثانویه، سوژه با محتوای رویا دقیقاً مشابه هر محتوای ادراکی ناآشنایی برخورد میکند: او تمایل دارد با استفاده از پیشانگارهها[6] آن را به چیزی آشنا تقلیل دهد.
فروید همچنین به ارتباطاتی که بین تفسیر پارانوئیدی (و همچنین تفسیر نشانهها در خرافهها) و تفسیر روانکاوانه وجود دارد، توجه جلب میکند. برای افراد پارانوئید، در واقع همه چیز قابل تفسیر است: «… آنها بیشترین اهمیت را به جزئیات کوچک رفتار دیگران میدهند که ما معمولاً آنها را نادیده میگیریم، آنها را تفسیر میکنند و آنها را مبنای نتیجهگیریهای گسترده قرار میدهند». افراد پارانوئید در تفسیر رفتار دیگران، اغلب تیزبینی بیشتری نسبت به فرد عادی نشان میدهند. اما پشت این تیزبینی نسبت به دیگران، ناتوانی بنیادین در درک ناخودآگاه خود فرد پارانوئید پنهان است.
| این نوشته با عنوان «Interpretation» در کتاب «زبان روانکاوی» نوشتهی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط تیم تداعی ترجمه و در تاریخ ۱۸ تیر ۱۴۰۳ در بخش دانشنامهی روانکاوی وبسایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است. |
[1] فروید، س. (1900الف). تفسیر رویاها. الف) رجوع کنید به فصل اول و ابتدای فصل دوم. ب) رجوع کنید به G.W., Il-III، ۱۰۰-۱؛ S.E., IV، ۹۶. ج) G.W., II-III، ۴۹۴؛ S.E., V، ۴۹۰.
[2] فروید، س. (۱۹۰۲). G.W., VIII، ۳۵۴؛ S.E., XII، ۹۴.
[3] خوانندهای که خواهان راهنمایی در مورد این مسائل است، به کتاب “تکنیک روانکاوی” اثر ادوارد گلاور (نیویورک: I.U.P.، ۱۹۵۵) ارجاع داده میشود.
[4] لازم به ذکر است که در روانپزشکی آلمان، هذیانهای پارانوئید به ندرت به عنوان هذیانهای تفسیری توصیف میشوند.
[5] فروید، س. (1901الف). “درباره رویاها”. G.W., II-III، ۶۷۹-۸۰؛ S.E., V، ۶۶۶.
[6] به خصوص رجوع کنید به فروید، س. (1901ب). آسیبشناسی روانی زندگی روزمره. الف) G.W. IV.، ۲۸۳-۸۹؛ S.E., VI، ۲۵۴-۶۰. ب) G.W., IV، ۲۸۴؛ S.E., VI، ۲۵۵.
- 1.انتخاب اُبژه نارسیسیستی
- 2.پارانویا به چه معناست؟
- 3.واکنش درمانی منفی به چه معناست؟
- 4.نارسیسیزم اولیه به چه معناست؟
- 5.همانندسازی به چه معناست؟
- 6.تثبیت به چه معناست؟
- 7.واپسرانی به چه معناست؟
- 8.مکانیزمهای دفاعی به چه معنا هستند؟
- 9.عُقده به چه معناست؟
- 10.اُبژه خوب و اُبژه بد به چه معناست؟
- 11.دوسوگرایی به چه معناست؟
- 12.رواننژندی کنونی چیست؟
- 13.چسبندگی لیبیدو به چه معناست؟
- 14.سازمان لیبیدو به چه معناست؟
- 15.مرحله آینهای چیست؟
- 16.درونفکنی چیست؟
- 17.تفسیر چیست؟
- 18.انکار چیست؟
- 19.برونکنشنمایی چیست؟
- 20.موضع افسردهوار چیست؟
- 21.موضع پارانوئید چیست؟
- 22.سوپرایگو چیست؟
- 23.ایگو چیست؟
- 24.مازوخیسم چیست؟
- 25.سادومازوخیسم چیست؟
- 26.رواننژندی چیست؟
- 27.کنش معوق چیست؟
- 28.انتقال متقابل به چه معناست؟
- 29.انتقال چیست؟
- 30.تبدیل به چه معناست؟
- 31.اید به چه معناست؟
- 32.اجبار به تکرار چیست؟
- 33.دوجنسگرایی به چه معناست؟
- 34.غریزه مرگ چیست؟
- 35.صحنهی نخستین به چه معناست؟
- 36.هیستری چیست؟
- 37.مادر فالیک به چه معناست؟
- 38.لیبیدو چیست؟
- 39.نفی چیست؟
- 40.رواننژندی سرنوشت به چه معناست؟
- 41.دفاع به چه معناست؟
- 42.رابطهی اُبژهای چیست؟
- 43.اُبژه چیست؟
- 44.عقدهی اُدیپ چیست؟
- 45.فالوس چیست؟
- 46.رشک آلت چیست؟
- 47.تداعی آزاد چیست؟
- 48.سکسوالیته چیست؟
- 49.سادیسم چیست؟
- 50.روانکژی چیست؟
- 51.نارسیسیزم چیست؟
- 52.اختگی چیست؟
- 53.به عمل آوری