skip to Main Content
مکانیزم‌های دفاعی به چه معنا هستند؟

مکانیزم‌های دفاعی به چه معنا هستند؟

مکانیزم‌های دفاعی به چه معنا هستند؟

مکانیزم‌های دفاعی به چه معنا هستند؟

عنوان اصلی: Defence Mechanisms
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۱۲۹۵ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۸ دقیقه
ترجمه: گروه روانکاوی تداعی

مکانیزم‌های دفاعی به چه معنا هستند؟

مقالهٔ پیش‌رو یک مقالهٔ تخصصی است، اگر به دنبال متنی ساده‌تر از مکانیزم‌های دفاعی هستید پیشنهاد می‌کنیم این مقاله را مطالعه کنید.

انواع مختلفی از عملکردها وجود دارد که از طریق آن‌ها دفاع می‌تواند به صورت مشخصی ابراز شود. اینکه کدام‌ یک از این مکانیزم‌ها در یک مورد خاص غالب هستند به نوع بیماری مورد بررسی، مرحله‌ی رشدی که فرد به آن رسیده است، میزان حل و فصل تعارض دفاعی و دیگر عوامل بستگی دارد.

به‌طور کلی توافق شده است که «ایگو» از این مکانیزم‌های دفاعی استفاده می‌کند، اما سوال نظری همچنان باقی است که آیا به‌کارگیری این مکانیزم‌ها همیشه مستلزم وجود یک «ایگو»ی سازمان‌یافته است که قادر به نگهداری آن‌ها باشد یا خیر.

انتخاب واژه «مکانیزم» توسط فروید از ابتدا با هدف نشان دادن این واقعیت بود که پدیده‌های روانی به شکلی سازمان‌یافته هستند که امکان مشاهده و تحلیل علمی آن‌ها فراهم است. تأیید کافی بر این موضوع را می‌توان تنها در عنوان مقاله «ارتباط مقدماتی» (Preliminary Communication) برِوئر و فروید در سال ۱۸۹۳ مشاهده کرد: «در باب مکانیزم روانی پدیده‌های هیستریک» (On the Psychical Mechanism of Hysterical Phenomena).

زمانی که فروید مشغول توسعه مفهوم دفاع بود و آن را به عنوان اصل تعیین‌کننده پدیده‌های هیستریک مطرح می‌کرد، همزمان تلاش می‌کرد دیگر بیماری‌های سایکونوروتیک را بر اساس نحوه عملکرد دفاع مختص هر کدام مشخص کند:

«… اختلالات سایکونوروتیک مختلف از روش‌های متفاوتی که ایگو برای فرار از ناسازگاری با یک ایده[۱] به کار می‌گیرد، ناشی می‌شوند.»

بدین‌ترتیب، در مقاله «تأملات بیشتر در باب سایکونوروز دفاع» (Further Remarks on the Neuro-Psychoses of Defence, 1896) فروید میان مکانیزم‌های تبدیل هیستریک، جایگزینی وسواسی و فرافکنی پارانویایی تفاوت قائل می‌شود.

اصطلاح «مکانیزم» به‌صورت پراکنده در سراسر آثار فروید دیده می‌شود. اما اصطلاح «مکانیزم دفاع» را می‌توان به‌ویژه در نوشته‌های فراروان‌شناختی (metapsychological) او در سال ۱۹۱۵ یافت که این اصطلاح را در دو معنا به کار می‌برد: یا برای اشاره به کل فرایند دفاعی که مختص یک روان‌نژندی خاص است[۲]، یا برای توصیف استفاده دفاعی از یک «دگرگونی غریزی» خاص، مانند واپس‌رانی، چرخش به سمت خود فرد، یا تبدیل به متضاد خود[۳].

در کتاب بازداری‌ها، نشانه‌ها و اضطراب (Inhibitions, Symptoms and Anxiety, 1926)، فروید آنچه را که «بازمعرفی مفهوم قدیمی دفاع» می‌نامد، توجیه می‌کند و بر این مبنا استدلال می‌کند که لازم است یک دسته‌بندی جامع وجود داشته باشد که تحت آن، دیگر «روش‌های دفاعی» علاوه بر واپس‌رانی نیز قرار گیرند. او بر امکان ایجاد «یک پیوند نزدیک میان اشکال خاصی از دفاع و بیماری‌های ویژه» تأکید دارد و در پایان فرضیه‌ای را مطرح می‌کند که:

«پیش از شکاف تیز میان ایگو و اید و پیش از تشکیل سوپرایگو، دستگاه روانی از روش‌های دفاعی متفاوتی استفاده می‌کرده است نسبت به روش‌هایی که پس از رسیدن به این مراحل سازمان‌یابی به کار می‌گیرد.»[۴]

اگرچه فروید در این بخش به نظر می‌رسد میزان تأثیرگذاری این ایده‌ها را که تا آن زمان در آثارش قابل تشخیص بوده، کمتر از حد واقعی برآورد کرده است، اما تردیدی نیست که از سال ۱۹۲۶ به بعد، مطالعه مکانیزم‌های دفاعی به یکی از موضوعات اصلی پژوهش‌های روان‌کاوی تبدیل شد. این تحول توسط کتاب آنا فروید، که به طور کامل به این موضوع اختصاص داشت، رهبری شد. او در این کتاب، با تکیه بر مثال‌های عینی، تلاش می‌کند تا تنوع، پیچیدگی و گستره مکانیزم‌های دفاعی را توصیف کند. به‌ویژه، او نشان می‌دهد که چگونه اهداف دفاعی می‌توانند از فعالیت‌های بسیار متنوعی (مانند خیال‌پردازی، فعالیت‌های فکری) استفاده کنند و چگونه دفاع می‌تواند نه تنها در برابر ادعاهای غریزی، بلکه در برابر هر چیزی که ممکن است به ایجاد اضطراب منجر شود (احساسات، موقعیت‌ها، الزامات سوپرایگو و غیره) هدایت شود.

شایان ذکر است که آنا فروید ادعا نمی‌کند که رویکردش جامع یا نظام‌مند است، و این محدودیت به‌ویژه در فهرست‌برداری جزئی از مکانیزم‌های دفاعی دیده می‌شود. فهرست او شامل موارد زیر است: واپس‌رانی (repression)، واپس‌روی (regression)، واکنش وارونه (reaction-formation)، جداسازی (isolation)، ابطال (undoing)، فرافکنی (projection)، درون‌فکنی (introjection)، چرخش علیه خود (turning against the self)، تبدیل به متضاد (reversal into the opposite)، و والایش (sublimation).

روش‌های دفاعی دیگری نیز توصیف شده است. آنا فروید خود، فرآیندهای انکار در خیال، آرمانی‌سازی، همانندسازی با پرخاشگر (identification with the aggressor) و غیره را تحت این عنوان قرار می‌دهد. ملانی کلاین آنچه را که به‌عنوان دفاع‌های بسیار ابتدایی در نظر دارد توصیف می‌کند: دوپاره‌سازی (splitting) اُبژه، همانندسازی فرافکنانه (projective identification)، انکار واقعیت روانی، کنترل همه‌جانبه بر اُبژه‌ها و غیره. به‌طور حتم، استفاده گسترده از مفهوم مکانیسم‌های دفاعی مسائل متعددی را به وجود می‌آورد. وقتی که عملیات‌هایی به‌این‌گونه متفاوت، مانند توجیه که مکانیزم‌های پیچیده فکری را به‌کار می‌گیرد و تبدیل به خود شدن، که تغییر شکل هدف غریزی است، به یک عملکرد واحد نسبت داده می‌شوند و وقتی که همان واژه «دفاع» به عملی همچون «از میان بردن آنچه که انجام شده» و نیز جست‌وجو برای شکلی از «کار کردن» به سبک برخی انواع تسهیل اشاره دارد، این سؤال مطرح می‌شود که آیا مفهوم مورد نظر واقعاً یک مفهوم عملیاتی است یا خیر.

بسیاری از نویسندگان، در هنگام سخن گفتن از «مکانیسم‌های دفاعی ایگو»، در تمایز بین زیرمجموعه‌های مختلف تردیدی به خود راه نمی‌دهند: «روش‌هایی همچون عمل از میان بردن و جداسازی در کنار فرآیندهای واقعی غریزی، همچون واپس‌روی، واکنش وارونه و تبدیل به خود شدن قرار دارند»[۵]. در این مرحله، با این حال، ضروری است نشان داده شود که چگونه یک فرآیند واحد می‌تواند در سطوح مختلف عمل کند؛ برای مثال، درون‌فکنی که در وهله اول نوعی ارتباط غریزی با اُبژه خود است و نمونه جسمانی آن در عمل ادغام نهفته است، می‌تواند به‌طور ثانویه از سوی ایگو برای مقاصد دفاعی (به‌ویژه دفاع مانیک) مورد استفاده قرار گیرد.

تمایز نظری بنیادی دیگری نباید نادیده گرفته شود – یعنی تمایزی که واپس‌رانی را از سایر فرآیندهای دفاعی متمایز می‌کند. فروید در این‌باره هیچ تردیدی نداشت و این ویژگی را حتی پس از آنکه گفت واپس‌رانی صرفاً یک مورد خاص از دفاع است، به یاد آورد[۶]. این یکتایی واپس‌رانی به این دلیل نیست که آنا فروید اشاره کرده است که می‌توان آن را به‌طور اساسی به‌عنوان یک آنتی‌کاتکسیس دائمی تعریف کرد و اینکه هم‌زمان «موثرترین و خطرناک‌ترین» مکانیسم‌های دفاعی است: نقش خاص آن بیشتر از جایگاهش در تشکیل ناخودآگاه به‌عنوان یک مفهوم ناشی می‌شود.

از ایده دفاع ایگو به آسانی می‌توانیم به این نتیجه برسیم که این دفاع در برابر یک خواسته غریزی به‌ظاهر خالص قرار دارد که از هر دیالکتیکی محروم است: «اگر مداخله ایگو یا نیروهای خارجی که ایگو نمایندگی می‌کند نبود، هر غریزه تنها یک سرنوشت می‌شناخت و آن هم ارضا (gratification) بود».

نتیجه این خط استدلال این است که غریزه به‌عنوان نیرویی کاملاً مثبت دیده می‌شود که هیچ اثری از ممنوعیت ندارد. اما آیا مکانیسم‌های فرآیند اولیه خود -همچون جابه‌جایی، تراکم و غیره- با این پیش‌فرض که تعامل غریزه‌ها ساختاریافته است، در تناقض با این رویکرد قرار نمی‌گیرند؟

این نوشته با عنوان «Defence Mechanisms» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط گروه روانکاوی تداعی ترجمه و در تاریخ ۱۴ آبان۱۴۰۳ در بخش دانشنامه‌ی روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

[۱] بروئر (Breuer)، ج. و فروید (Freud)، س. مطالعاتی درباب هیستری (Studies on Hysteria) (1895d)، نسخه معیار (G.W.)، جلد I، صفحه ۱۸۱؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد II، صفحه ۱۲۲.

[۲] فروید، س. ناخودآگاه (The Unconscious) (1915e)، نسخه معیار (G.W.)، جلد X، صفحه ۲۸۳؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد XIV، صفحه ۱۸۴.

[۳] فروید، س. واپس‌رانی (Repression) (1915d)، نسخه معیار (G.W.)، جلد X، صفحات ۲۴۹-۲۵۰؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد XIV، صفحه ۱۴۷.

[۴] فروید، س.: الف) نسخه معیار (G.W.)، جلد XIV، صفحه ۱۹۷؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد XX، صفحه ۱۶۴. ب) نسخه معیار (G.W.)، جلد XIV، صفحه ۱۹۷؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد XX، صفحه ۱۶۴.

[۵] فروید، آ. خود و مکانیسم‌های دفاعی (Das Ich und die Abwehrmechanismen) (1936). ترجمه انگلیسی: ایگو و مکانیسم‌های دفاعی (The Ego and the Mechanisms of Defence) (لندن: هاگارت (Hogarth)، ۱۹۳۷؛ نیویورک: انتشارات دانشگاه‌های بین‌المللی (International Universities Press)، ۱۹۴۶):

[۶] برای مثال، به فروید، س. تحلیل پایان‌پذیر و بی‌پایان (Analysis Terminable and Interminable) (1937c)، نسخه معیار (G.W.)، جلد XVI، صفحه ۸۰؛ آثار منتخب (S.E.)، جلد XXIII، صفحه ۲۳۵ مراجعه کنید.

0 کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search