skip to Main Content
واکنش درمانی منفی به چه معناست؟

واکنش درمانی منفی به چه معناست؟

واکنش درمانی منفی به چه معناست؟

واکنش درمانی منفی به چه معناست؟

عنوان اصلی: Negative Therapeutic Reaction
نویسنده: لپلانش و پونتالیس
انتشار در: زبان روان‌کاوی
تاریخ انتشار: ۱۹۹۸
تعداد کلمات: ۹۲۷ کلمه
تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه
ترجمه: گروه روانکاوی تداعی

واکنش درمانی منفی

پدیده‌ای که در برخی درمان‌های روان‌کاوی مشاهده می‌شود و نوعی مقاومت در برابر درمان است که به‌طور خاص غلبه بر آن دشوار است. در هر نقطه‌ای که انتظار می‌رود پیشرفتی در روند درمان رخ دهد، بیمار به‌جای بهبود، دچار پس‌رفت می‌شود، گویی که برخی افراد ترجیح می‌دهند رنج بکشند تا درمان شوند. فروید این پدیده را به احساس گناه ناخودآگاه مرتبط می‌داند که در برخی ساختارهای مازوخیستی وجود دارد.

فروید کامل‌ترین توصیف و تحلیل خود از واکنش درمانی منفی (Negative Therapeutic Reaction) را در کتاب «ایگو و اید» (1923b) ارائه داده است.

در مورد برخی بیماران:
«هر راه‌حل جزئی که می‌بایست –و در افراد دیگر واقعاً هم– بهبودی یا تعلیق موقتی علائم را در پی داشته باشد، در این افراد، به‌طور متناقضی به تشدید بیماری‌شان منجر می‌شود؛ آن‌ها در طول درمان به‌جای بهتر شدن، بدتر می‌شوند.»[۱]

فروید پیش‌تر –برای مثال در «یادآوری، تکرار و حل‌وفصل» (1914g) – به مشکل «وخامت در حین درمان» اشاره کرده بود.

افزایش علائم را می‌توان به بازگشت امر واپس‌رانده[۲] (Return of the Repressed) نسبت داد که با رویکردی تحمل‌پذیرتر نسبت به روان‌نژندی تسهیل می‌شود، یا به میل بیمار برای اثبات این موضوع به تحلیل‌گر که درمان، فرآیندی خطرناک است.

فروید همچنین در مقالهٔ «از تاریخچهٔ یک روان‌نژندی کودکی» (1918b) از «واکنش‌های منفی» سخن می‌گوید: «هر بار که چیزی به‌طور قطعی روشن می‌شد، [گرگ-مرد] برای مدتی کوتاه تلاش می‌کرد تأثیر آن را با تشدید سمپتوم خنثی کند.»[۳] اما تنها در «ایگو و اید» است که نظریه‌ای مشخص‌تر در این باره مطرح می‌شود.

واکنش درمانی منفی باید از دیگر انواع مقاومت که معمولاً به‌عنوان تبیین به کار می‌روند، متمایز شود:

  • چسبندگی لیبیدو ،(Adhesiveness of the Libido) دشواری غیرمعمول بیمار در کنار گذاشتن تثبیت‌هایش،
  • انتقال منفی  (Negative Transference)،
  • میل بیمار به اثبات برتری خود بر تحلیل‌گر،
  • دسترس‌ناپذیری نارسی‌سیستی (Narcissistic Inaccessibility) در برخی موارد حاد،
  • و حتی بهره‌مندی از بیماری (Gain from Illness) 

از نظر فروید، در اینجا با واکنشی معکوس مواجهیم که در آن، بیمار در هر مرحله از تحلیل ترجیح می‌دهد به رنج کشیدن ادامه دهد تا این‌که درمان شود. فروید این پدیده را تجلی احساس گناه ناهشیار می‌داند که تصویر روشن از آن دشوار است:

«برای بیمار، این احساس گناه، خاموش است؛ به او نمی‌گوید که گناهکار است؛ او احساس گناه نمی‌کند، بلکه احساس بیماری دارد.»

فروید در مقالهٔ «مسئلهٔ اقتصادی مازوخیسم» (1924c) بار دیگر به این پرسش بازمی‌گردد: اگر مجاز باشیم که در ارتباط با واکنش درمانی منفی از بهره‌مندی از بیماری سخن بگوییم، این امر از آن روست که مازوخیست از طریق رنج کشیدن به ارضای خود دست می‌یابد و در هر شرایطی می‌کوشد «مقداری معین از رنج[۴]» را حفظ کند.

آیا می‌توان واکنش درمانی منفی را به‌عنوان نوعی مقاومت سوپرایگو  در نظر گرفت؟

به نظر می‌رسد که فروید چنین دیدگاهی دارد، دست‌کم در آن دسته از مواردی که احساس گناه را می‌توان «احساسی وام‌گرفته» دانست، یعنی زمانی که این احساس محصول همانندسازی با شخص دیگری است که زمانی اُبژهٔ یک سرمایه‌گذاری لیبیدویی بوده است.

هنگامی که فروید در مقالهٔ «بازداری‌ها، نشانه‌ها و اضطراب» (1926d) از مقاومت سوپرایگو سخن می‌گوید، در واقع به واکنش درمانی منفی اشاره دارد.[۵]

با این حال، فروید از همان ابتدا فضایی برای عاملی باقی گذاشت که همیشه نمی‌توان آن را به‌طور کامل با نقش سوپرایگو و مازوخیسم ثانویه (Secondary Masochism) توضیح داد.

روشن‌ترین بیان این ایده را می‌توان در «روانکاوی متناهی و نامتناهی» (1937c) یافت، جایی که واکنش درمانی منفی مستقیماً به غریزهٔ مرگ مرتبط می‌شود. تأثیرات این غریزه را نمی‌توان به‌طور کامل در تعارض میان ایگو و سوپرایگو (احساس گناه، نیاز به تنبیه) جای داد؛ این تنها «بخشی از آن است که به‌نوعی از نظر روانی توسط سوپرایگو مقید شده و در نتیجه قابل شناسایی می‌شود[۶].» سایر جنبه‌های این نیروی یکسان، چه در وضعیت مقید و چه آزاد، ممکن است در مکان‌هایی نامشخص فعال باشند. اگر گاهی واکنش درمانی منفی نه‌تنها غیرقابل غلبه، بلکه حتی به‌طور رضایت‌بخش قابل تفسیر نیست، این امر ناشی از آن است که دلیل نهایی وجودی آن در ماهیت تقلیل‌ناپذیر غریزهٔ مرگ نهفته است.

کاملاً روشن است که اصطلاح «واکنش درمانی منفی» دست‌کم از دیدگاه فروید، برای اشاره به پدیدهٔ بالینی بسیار خاص به‌کار می‌رود، جایی که مقاومت در برابر درمان ظاهراً نمی‌تواند با مفاهیمی که معمولاً برای توضیح این پدیده به کار می‌روند، تبیین شود. ماهیت متناقض این واکنش که حتی با در نظر گرفتن پیچیدگی‌های اصل لذت قابل توضیح نیستیکی از انگیزه‌های فروید برای شکل دادن به فرضیهٔ مازوخیسم اولیه (Primary Masochism) بود (نگاه کنید به «مازوخیسم»).

با این حال، روان‌کاوان اغلب این اصطلاح را به‌طور توصیفی‌تر به‌کار می‌برند، بدون اینکه معنی آن را به‌طور محدود به پدیده‌ای خاص محدود کنند؛ به‌عنوان نشانه‌ای از هر نوع مقاومت خاص و سرسخت در برابر تغییر که در طول درمان مشاهده می‌شود.

این نوشته با عنوان «Negaüve Therapeuüc Reacüon» در کتاب «زبان روان‌کاوی» نوشته‌ی لپلانش و پونتالیس ارائه شده و توسط گروه روانکاوی تداعی ترجمه و در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ در بخش دانشنامهٔ روانکاوی وب‌سایت گروه روانکاوی تداعی منتشر شده است.

[۱] فروید، زیگموند: الف) G.W.، جلد سیزدهم، صفحه ۲۷۸؛ S.E.، جلد نوزدهم، صفحه ۴۹.

ب) G.W.، جلد سیزدهم، صفحه ۲۷۹؛ S.E.، جلد نوزدهم، صفحه ۵۰.
ج) G.W.، جلد سیزدهم، صفحه ۲۱۹پ.؛ S.E.، جلد نوزدهم، صفحه ۵۰ن.

[۲] فروید، زیگموند، G.W.، جلد دهم، صفحات ۱۳۱-۱۳۲؛ S.E.، جلد دوازدهم، صفحه ۱۵۲.

[۳] فروید، زیگموند، G.W.، جلد دوازدهم، صفحه ۱۰۰؛ S.E.، جلد هفدهم، صفحه ۶۹.

[۴] فروید، زیگموند، G.W.، جلد سیزدهم، صفحه ۳۷۹؛ S.E.، جلد نوزدهم، صفحه ۱۶۶.

[۵] مقایسه کنید با فروید، زیگموند، G.W.، جلد چهاردهم، صفحه ۱۹۳؛ S.E.، جلد بیستم، صفحه ۱۶۰.

[۶] فروید، زیگموند، G.W.، جلد شانزدهم، صفحه ۸۸؛ S.E.، جلد بیست و سوم، صفحات ۲۴۲-۲۴۳.

مجموعه مقالات مفاهیم روانکاوی
Back To Top
×Close search
Search